همه دربارۀ چالش من در 20 سال آینده نوشتند ولی یکی‌ نبود بگوید من در 200 سال آینده چه می‌شوم، آن وقت که 100 سال حداقل از مرگش می‌گذرد از خودش بپرسد چه تأثیری روی آینده گذاشته‌ است؟ چه چیزی از او باقی مانده؟

بگذار حدس بزنم، اگر خیلی خوش شانس باشد و ازدواج هم کرده باشد، نتیجه‌اش اسمش را نمی‌داند و شاید یک عکسی در آلبوم تصاویر نوۀ پیر خرفتش شده‌ است که از او هم فقط یک پیرمرد کچل عینکی یادش مانده. یعنی آن آدم فقط اندازۀ عمر خودش زندگی کرده و نتوانسته بیشتر از آن بیرون بزند.

چون هر روز وبلاگ می‌نوشته برای دلخوشی، علاف بوده همین جوری، کار خاصی نکرده و تنها زحمتش، پر کردن یک جای خالی در قبرستان بوده.

موافقین ۱۰ مخالفین ۰
این یکی دیگه واقعا سخته -_-
تشنگی باید به دست بیاری 
تشنۀ جاودانه شدن
تاثیر انقدر طولانی؟
یاللعجب
فقط یک کتاب خوب کوتاه بنویس
مثل همین شازده کوچولو
تا باد توی تاریخ میمونی
یاد این جمله استاد الهی قمشه ای افتادم : چنان زندگی کن که منشا پیدایش هنر باشی.....
نفهمیدم که چطور آدم میتونه منشأ پیدایش هنر باشه
احسنت حاجی...
ما باید جوری زندگی کنیم که تاریخ مارو به خاطر بسپره :|
أحسنت
دقیقا برعکس نوشتی
برعکسش چجوری میشه!؟
هیچی
شوخی بود
داشتم پستت رو میخوندم یکی یه پیام ازین انگیزشی ها داد که گفتم شاید اومده که برای کامنت بنویسم
we should be lifting each other up
and cheering each other on
not trying to outshine one another
The sky would be awfully dark
with just one star
ایشالا خدا کمکت کنه به بقیه کمک کنی بالاتر برن. اینجوری خودتی که برنده ی داستان میشی.
حالا از این‌ها گذشته
من تونستم کاری کنم که حداقل شما رودر جهت اهدافت lift up کنم؟
درست نوشتید ها، ولی باید اشاره کرد که تاثیر الزاما برای آیندگان دیدنی و حس‌کردنی نیست. گمنامان تاثیرگذار زیادی بوده‌ند که فراموش شده‌ند، ولی هنوز زندگی می‌کنند.
بله درسته
ولی ما به گمنام‌ها توی علمِ رجال اعتماد نمیکنیم و حدیث رو کنار میزاریم
توی کار علمی و داستان نویسی شهرت مورد نیازه
اتفاقا همین امروز داشتم فکر میکردم که اگه در آینده ی نزدیک بخاطر کمبود منابع غذایی و بی آبی و افزایش پرتوهای فرابنفش و هزاران دلیل دیگه نوع بشر به روی نابودی بره و بعد یک جمعی از نخبگان رو بیان فریز کنند تا آینده ای که هم مشکل ازدیاد جمعیت حل بشه هم یه راه حل واسه موارد بالا پیدا کنن. البته از اونجایی که قیافه ی من هیچ جوره به نخبه بودن نمیخوره یک نفر برام جان فشانی بکنه و جاش رو به من بده و خودش هم احتمالا به طرز دردناکی توسط مامورین این عملیات کشته بشه و من سال ۲۳۵۲ چشم هایم رو باز کنم و...
از کجا معلوم شاید اون موقع امام ظهور کرده و جهان رو نجات داده و عدالت رو برقرار کرذه ولی از اونجایی که من بسی خپش شانسم دوران ایشون تموم شده و من اصلا نتونستم روزهای خوب رو ببینم! :/
و اینجاست که من در ۳۰۰ سال آینده می تواند یک کتاب تمام عیار بشود :))
:) وی دهانش باز ماند و هر چه سعی کرد کامنت بگزارد نتوانست
چرا که کامنت را باید می‌گذاشت
چون میخواست بگزارد
نتوانست
ع مجدد دکور عوض کردید که.
+ من یاد موسی نیفتادم. یاد عزیر افتادم با الاغ مرده‌اش...
صدسال دیگه اگه چشم باز کردم الاغ مرده کنارم دیدم چی...
پیامبران ختم شدند، صد سال دیگه شما نیز مُردید یا شاید هم شهید شُدید
قالب قبلی هیچ باکسی رو بر نمیتافت، ما هم به کل بر نتافتیمش
سخته! ما حتی تو زندگی خودمون جامعه ی کوچک اطرافمون هم تقریبا تاثیریم.. حالا بیاو فکر کن درمورد تاثیر بزرگ توی تاریخ!!!!! |(تا قیمت علامت تعجب)
ما چون انسانیم
و دیگران هم که در تاریخ تاثیر گذاشتند انسان بودند
پس ما هم این توانایی رو درون خودمون داریم که بتونیم در تاریخ تاثیر گذار باشیم
ولی تکراری نمیشه
هربار بگین من به شخصه یه تکونی میخورم
الحمدلله
جسارتا تصویر پروفایلتون از کدوم شهیده؟
شهید مصطفی ردانی پور
صددرصد بدون شک خوندن وبلاگت بهم قطعا کمک میکنه که دارم میخونمش ؛)
خدا رو شکر
این حرفت بهم انگیزه داد :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.