داستانِ یک توکل احمقانه!

چهارشنبه, ۵ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۰۰ ق.ظ

به جای قرار دادن خودمان در یک موقعیت اشتباه و دعا و توسل کردن، با عمل و اختیارمان مسیر زندگی‌‌مان را تغییر دهیم.

به جای قرار دادن خودمان در یک موقعیت اشتباه و دعا و توسل کردن، با عمل و اختیارمان مسیر زندگی‌‌مان را تغییر دهیم.

دانشجوی گرامی که کمی عقاید مذهبی در ته و تو‌های مغزش مانده، شب امتحان با رفقایش بساط صحبت و شوخی باز می‌کند، بیرون می‌رود و در خیابان‌ها دوری می‌زند، ساعتی در کافه قلیانی دود می‌کند و آخر شب می‌آید به امید خواندن درسِ قبل از امتحانِ ساعت 8 می‌خوابد.

چشمانش را روی هم می‌گذارد و نماز صبح خواب می‌ماند و به درس خواندنش هم نمی‌رسد، بدو بدو از خوابگاه بیرون می‌زند و سر جلسه می‌نشیند، قبل از پخش برگه‌ها دوستش دستی به شانه‌اش می‌زند و می‌گوید: چقدر خوندی؟

جواب می‌دهد: توکل به خدا، ببینیم چی میشه...

نمرۀ امتحان که اعلام می‌شود به زور 8 شده و پسر دانشجو هم با خدا درگیر است که من توکل کرده بودم...

از آن طرف هم دو تا جوجه آتئیست عکسِ یک بچه آفریقایی را گذاشته‌‌اند که ببین این خدای عادل شماست! حالا هی بروید برای نجاتش دعا کنید!

دعا، توکل و توسل اموری هستند که باید همراه عمل، سعی و تلاش باشند. خدا توفیق می‌دهد، کار را آسان می‌کند و به کار برکت می‌دهد، یک طرف این میز را باید شما با اختیار خودتان بلند کنید، طرف دیگر را خدا خواهد گرفت.

بنشینیم توی خانه و غرغر کنیم که خدا روزی را نمی‌رساند و وعده‌هایش الکی است تا این حد احمقانه است که خودمان را از طبقۀ 4 طبقه پایین بیاندازیم و قبلش متوسل شویم به ائمه که جان ما را حفظ کنند!

آن قدر سیگار کشید که سرطان گرفت، ناله می‌کرد که خدایا مگر من چه گناهی کرده بودم؟!

در انتها ماجرایی می‌آورم از کتاب صراط، نوشتۀ مرحوم علی صفائی حائری:

موافقین ۲۱ مخالفین ۰
سلام.خیلی عالی بود. موفق باشید.
;D
أنتم الأعلون إن کنتم مؤمنین
جوجه آتییست :)))))
درسته از این نمونه ها زیاده :|
این داستان چرا نوع نگارشش این مدلیه؟
یعنی زشته یا بده؟
فرمش یا محتواش؟
از ویرگولمون کپیش کردیم
یه دوست دارم برای کنکور هیچی نخونده،با اینکه آدم مذهبی نیست توی این یه هفته ی باقی مونده داره نماز امام زمان و حضرت و زهرا میخونه!
نماز صبحشم که عمرا قضا نمیشه توی این یه هفته:ا
ینی من موندم:ا !
این ها بیشتر تحلیل‌های اشتباهِ روانیه، خدا خوبه برای مشکلات، گرفتاری ها
ائمه رو یک صندوق خیریۀ کائنات میدونند که تا گرفتار شدند برن سمت شون
از تو حرکت از خدا برکت...
از تو گناه از کائنات لگد
احسنت و آفرین به شما. چقدر این پست عالی بود. ممنونم.
چقدر بچه مثبت کامنت میدید
سلام
این یه نمونه اشه که به نظرم بیشتر از تن بروری نشات می گیره....
اما الان که متن شما رو خوندم به نظرم اومد یه مشکل اساسی تری الان گریبون ما رو گرفته....
طرف اهل کار هست، تلاش هم می کنه و واقعا حرکت داره و امیدش به برکته از جانب خدا!
نمی دونم چه مدلی بگم... گاهی نیاز های ما ساخته ی ذهنمونه و بر اثر تبلیغات شدیدی که برای مصرف گرا شدنمون توسط سیستم سرمایه داری انجام میشه، بوجود میاد.
یه مثال بزنم. اگر کسی مبل نداشته باشه هم میشه زندگیش بگذره.... اما الان شده جزو واجبات! و خوب تبلیغاتم که هر روز یه مدلشو نشون میده، هی آدم فکر می کنه چقدر از بقیه عقبه که بهترینش رو نداره! و با این اوضاع اقتصادی هم هر چی اهل تلاش باشه باز این مدل نیازها رفع شدنی نیست...

این یه مدل نیازهای کاذبه که دور و برمون رو گرفته....

اما یه چی دیگه هم هست. گاهی اصلا خواسته های ما با دین و برنامه های خدا سازگاری نداره، یعنی خدا اگر خیرخواه ما باشه باید ما رو ازش دور کنه.... اما ما یا کلا نمی دونیم یا حتی اگر هم بهش آگاهیم اهمیتی برامون نداره... انگار ما اربابیم و خدا وظیفه داره سرویس بده (نعوذبالله)
به نکتۀ خوبی اشاره کردی

خداوند به ما محبت میکنه با نعمتش و با بلاهایی که بهمون میده
فقط این محبت گاهی رنگ عوض میکنه
هم از بلاها باید بهره ببریم و هم از نعمت ها
اعقلها و توکل
سلام
خدا سنت هایی رو وضع کرده که اونها رو دوست داره. و کسی که خدا رو بشناسه ودوستش داشته باشه به واسطه اون سنت ها درخواست ها و نیاز هاش از خدا رو رفع میکنه. شاید خدا به واسطه لطف و رحمتش گاهی اون سنت ها رو ندیده بگیره ولی اونی پیش خدا مقربه که تا جایی که ممکنه به سنت های خدا احترام بذاره.
مثلا چه سنتی رو خدا ندید بگیره؟
مبهمه یکمی برام
یه مقدار بعضی کلماتش زشت بود :/
قلیون و کافه و اینا رو میگید
این برای قشر جوانی نوشته شده که واقع این طوری هستند و براشون این مطالب قبحی نداره
دیگه متنبه شدم. دیدم خشم شما حتی دامن قیصر رو هم میگیره، صلاح دیدم صراط مستقیم در پیش گیرم :)
خشم نبود
داستان قیصر و استخوانِ بودن واقعا نچسبید
کتابِ یک لیوان شطح داغ رو خوندید؟
توی استعارۀ اضافی نظیر نداره
حالا چرا دانشجو؟؟؟؟!!!

چرا دانشجو رو اینطوری تصویر کردی!؟

چون برای دانشجوها نوشته شده
خودت میدونی وضعیت دانشگاه ها و پاس کردن ترم ها چطوره
همین سنت سعی و تلاش یکیشه یا مثلا نظم. وقتی از سنت حرف میزنم منظورم چیز عجیبی نیست.
وقتی توی قرآن اومده لیس للانسان الا ما سعی
این یه سنته. یه قانون که در هر جایگاهی یه جوری بروز پیدا میکنه. ما این قوانین رو شنیدیم و میدونیم ولی خب بهشون عمل نمیکنیم.
سلام
دقیقا منم هروقت بدون تللاش توکل کردم،قشنگ همه چی داغون شد!

یه سوال درباره حجاب داشتم،توی وبلاگ نوشتم؛اگه میشه جواب بدید.
ببخشید2باره تایپ نمیکنم اینجا.چون ناخنم اجازه نمیده
برادر به مولا سوختیم و رفت
انقدر فلسفه نباف!
ربطی به این مطلب ندارم ولی مشکل من اینه که دین لذت هاش طولانیه بدست اوردنش!
هرچند عمیقه:)
پناهیان روح شما رو تسخیر کرده :|
سلام علیکم
خدا خیرتان دهد!
کتاب «صراط» را می‌توانم به‌عنوان کتابی معرفی کنم که به‌طور آشکار و جدی به من نگاه جدیدی به برخی ابعاد زندگی داد. یعنی برای من یکی از مهم‌ترین کتاب‌هایی است که تا کنون خوانده‌ام و فکر می‌کنم بیشترین تأثیر را هم در افزایش علاقه‌ی من به آثار استاد صفایی داشت.
سلام
ممنون بابت نوشتن و انتشار این پست.

درباره این موضوع مطلب دیگری از استاد صفایی از همین کتاب خوندم که اون هم خیلی جالبه و مرتبطه با نظر @پیچک

http://bayanbox.ir/view/5072698687585564576/image-2019-5-11-14-45-29-743-vCT.jpg


+ در کل تا وقتیکه جهل ما نسبت به دین ادامه داشته باشه و تحقیق نداشته باشیم توی این حوزه، همچنان این کلیشه های ذهنی ادامه خواهد داشت.


++یادی هم بکنیم از مسئولینی که استخاره کردن خوب اومد پس تصمیم گرفتن اون پست رو قبول کنن حتی اگر تخصصی در اون زمینه نداشته باشن!
این که موسی(ع) دنبال درمان نرفت، بلافاصله بعد از این داستانیه که گذاشتم
یاد این مسئولین که میکنم دوست دارم از ایران مهاجرت کنم برم اتیوپی بَرده بشم
سلام این نگاه به توکل خوبه اما شرک آمیزه. چون هنوز از من و از خدا توش جریان داره

آقا میخوام زن بگیرم. مورد خوب سراغ نداری؟
یعنی نگاه من التقاطیه؟
نه واقعا من که دارم توی این فضا تنفس می کنم چنین چیزی نیست...البته که هست اما نه با این نگاه غالب که تو گفتی...

می شد گفت از اساس انسان ها اینطوری شدن....این انسان ها کاسبی که دروغ می گه و باز می گه توکل به خدا رو هم شامل می شه....طلبه ها رو هم.
البته شاید به این خاطره که شما دانشگاه دولتی هستی داداچ
دانشگاه‌های پیام نور و غیر انتفاعی و آزاد و.. قطعا مشکلات پاس زورکی بیشتره
در تکمیل پست شما، این دو پست هم بخونید:
علامت امیدواران
http://safaeinejad.ir/1393/10/29-3
صحرا گردی، توکل نیست
http://safaeinejad.ir/1393/11/12
غیرانتفاعی هم بودم!!!

در کل با نسبت دادن این حکم کلی به دانشجوها شدیدا مخالفم و حداقل صلاحیت قضاوتم در مورد این قشر شاید از خیلی ها که دانشگاه رو از دور می بینن و نظر می دن بیشتر باشه.
چیزیه که بین دانشجو و دانش آموز و همه جریان داره
حالا یک دانشجو اینجا مثال بوده
take it easy
پناهیان گفته؟
گوش ندادم:/
آره:
فلسفۀ دین لذت های عمیق است
و ترک لذت های سطحی

بالاخره سخنرانی رو چه کردی؟
من گودریدز بدو بدو دارم میریم ها
چالش هم گذاشتم روی 200 تا کتاب
حرف حق...
توسل و استغاثه بدون عمل یعنی هیچ...
آخوند کی بودی تو؟
باز سر شوخی رو باز میکنی نمیشه جمعش کرد
امام یه حرفی داره میگه حتی اینکه تمام اعمالت رو برای قرب خودت به خدا انجام بدی باز از نفست خارج نشدی و سیرت الی نفسه نه الی الله. اما از طرفی سیر این مراحل نیازه تا به اونمرحله ی اصلی برسیم.

حرف تو حرف خوبیه برای امثال من. اما حقیقت توکل این نیست
سلام.سوالم جواب نداشت؟!

سربزنید
سلام کامنت شما جا افتاده بود و ندیده بودمش
الان خدمت میرسیم :/
سلام
ببخشید اصلا سرکاری نبود! این میهن بلاگ هنگ کرده!
سوال درباره حجاب:

ببینید ما توی بحث حجاب،داریم که آقایون نباید تماس فیزیکی و دست دادن،با خانمها داشته باشند.
حالا چطوره که هنرمندان ایرانی و تماشاگران تلویزیون میتونند براحتی مو وبدن بانوان خارجی رو ببینند؟!
ماتوی اسلام داریم:چشمهامون رو ازنامحرم بپوشانیم!
سوال اصلیم اینه:چرا نمیشه دست داد به زن نامحرم ولی میشه سرلخت و حتی با لباس آستین کوتاه اونهارو تماشاکرد؟!
من از چند و چون حکمِ فقهیش سر در نمیارم که توی فقه و اصول چطوری به این استنباط رسیدند
ولی این رو میدونم نگاه با لذت جنسی باعث میشه حتی نگاه کردنِ ما به محارم مشکل داشته باشه و الا اگر بدونِ لذت جنسی باشه مشکلی نداره.
و این لذت جنسی این قدر مهمه که حتی نگاهِ خواجه‌ها و غلامانی که به خاطر خواجه بودنشون لذت جنسی نمیبرند مشکلی نداره.

وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۳۱/نور﴾

و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسرى خود را بر سینه خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که [از زن] بى ‏نیازند یا کودکانى که بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نکرده‏ اند آشکار نکنند و پاهاى خود را [به گونه‏ اى به زمین] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى دارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید (۳۱)

من فکر میکنم عامل اصلی همین لذت جنسی باشه که باعث میشه حکم بشه نگاه بکنیم یا نگاه نکنیم.
دارم سعی میکنم قانع بشم.بازهم سپاس از پاسختون
خواهر بزرگم ازم پرسید ومن لای منگنه موندم!

سربزنید
در فرصت بعدی سر میزنم
یا حق
ولی شده انصافا ک تلاش کنیم و توکل هم کنیم ولی نشه
و ببینیم یکی دیگ با نصف تلاش ما شده براش.
چرا واقعا؟
میشه اینم قانع کنید
در مورد دانشگا والا من علوم پزشکی ام و میبینم ک غالبا اون قدر ک باید سفت نمیگیریم
و اگ بگیریم هم رو نمیکنن بهم تا خودشونو باهوش نشون بدن😐
من اگر تلاشم رو بکنم و نشه برام موفقیته، چون موفقیت رو حداکثر تلاشم میدونم
شاید واقعا در اون کار استعداد نداریم و بریم سراغ کار دیگه، شاید روشمون برای مطالعه اشتباه بوده یا نیاز به فعالیت بیشتر بوده
یادتون باشه کارهای خدا کمتر به شکل معجزه است، خدا خدای عوامل و قواعده
وقتی توکل یا دعا میکنید قرار نیست دستی از غیب بیاد جز در بعضی موارد
بلکه توفیق و آسانی توی کار فراهم‌ میشه و نیازه که این‌ها همراه عمل باشه
درسته ولی گاهی خودمونو به اب و اتیش میزنیم و نمیشه و از طرفی سخت درک حکمت و این دیوونه کننده میشه گاها
حالا شاید حتما حکمت پشتش نباشه
احتمالا ما فقط استعدادی توی اون علم و رشته نداریم
نمیدونم نمیتونم هضم کنم اون دو جمله اخرتون رو
اگر استعداد نبود خب اون ادم تو اون جایگاه چیکار میکرد؟
وقتی قسمت شده و تونسته بُرد کنه و برسه و حالا دوس داره ادامه بده اما اون جوری ک نباید نمیتونه یعنی استعداد هست ولی یه چیز دیگ میلنگه به نظرم.
حالا نظر شمام محترمه
چی میلنگه و مانع چیه؟
همون دیگ خودمم نمیدونم
ولی میدونم استعداد نیست..
حالا چرا توی این کمبود دنبال ردپای خرابکاری خدا هستید؟
شاید تجربشو نداشتید نمیدونم.
ولی من به چشم خودم دیدم..
گرچه بعد مدت ها سختی دیدم بد نشد و ظاهرش خیلیی افتضاح بود
اما من اون لحظه رو فقط میزارم پای تقدیر و خدا!
چون اون لحظه من اگ تمامِ خودمم میزاشتم نبود..
حالا شاید هم اتفاقات الان حکمت داشته ولی خوب به شدت زجر دارم میکشم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.