چه جمعهای شد
برف آمد
اما اینبار آرامش نداشت
نه روی زمین نشست
و نه بر دل
فقط سرد بود و خشک و سیاه
- تاریخ : جمعه ۴ بهمن ۰۴
- ساعت : ۱۹:۱۶
- نظرات [ ۰ ]
بازگشتی آرام به ریشههای سبز حیات
چه جمعهای شد
برف آمد
اما اینبار آرامش نداشت
نه روی زمین نشست
و نه بر دل
فقط سرد بود و خشک و سیاه
خیلی بد است
یکنفر با تو بد حرف بزند
بهت اهانت کند
اما به خاطر بیماری
حتی جان نداشته باشی
که بتوانی کامل جوابش را بدهی
با دماغ گرفته و سردرد با نفسی که بهزور میکشی همینطور نگاهش کنی
تا تیغش را همینطور به تن سردت بکشد و برود
دو هفته است
مینویسم و پاک میکنم
مینویسم و منتشر نمیکنم
مینویسم شدیدالحن
مینویسم آرام و یواشکی
اما تهش باز همه را پاک میکنم
من اشکالی ندارد درباره باران بنویسم
درباره عشق و نامه و شعله
من باید بغضی سرکوب شده در گلو باشم
همینطور آرام، بیصدا، با لبانی که با نخ بخیه دوخته شدهاند، نفس بکشم تا کمکم جان بدهم
ما ایرانیها
مذهبی یا غیر مذهبی
طرفدار نظام یا مخالف آن
در حال حاضر
دو حال داریم
یا مردهایم و در قبرستانیم
یا زندهایم و زندگی نداریم
نه پول داریم
نه اینترنت داریم
نه امنیت داریم
نه سلامتی داریم
نه حال خوبی داریم
نه اعصاب داریم
چهخوب که پانکرد و پانترک
ایران را تجزیه نکرد
ما خودمان از درون تجزیه شدیم
ما از خود بیگانهایم
ما متحدیم
در دریدن شکم یکدیگر
اتحاد و کسالت ملی
دروغ بزرگ یارانه ۱ میلیونی به انتهای زنجیره برای مقابله با رانت
چرا همه استدلالها غلط و غیرعلمی است؟
سالهاست توسط جریانی خاص از لیبرالهای داخلی و بعضا با هماهنگی خارجی ادعا میشود برای مقابله با رانتی موهوم و نامرئی، جراحی اقتصادی کرده و با گران کردن ارز یا بنزین، رانت را حذف و اقتصاد را شکوفا و معیشت و رفاه را ارتقا میدهند اما هربار پس از جراحی، تیغ در قلب و میخ در پا جا مانده و عفونت آن روز به روز بر تورم افزوده و با کاهش ارزش پول ملی سفره مردم را کوچکتر ساخته است.
اما چرا از اساس ادعا و سیاست غیرعلمی و غلط است؟
۱- اگر رانتی چشمگیر در ارز ترجیحی اقلام اساسی است پس باید بعد از حذف آن، قیمت اقلام مشمول تغییر چندانی نکند و طبعا یارانهای هم نیاز نیست داده شود اما در تجربه اخیر حذف ارز ۴۲۰۰ و اکنون ۲۸۵۰۰ هر بار بلافاصله روغن یا نهاده دامی و مرغ و.. چند برابر شده و کالاها نیز نایاب و کمیاب شدند که این موضوع خود حاکی از عدم وجود رانت یا فساد چشمگیر و گسترده در این ماجراست.
با حذف ارز ۲۸۵۰۰، نهاده دامی ۴۰۰٪، روغن ۲۶۰٪، تخم مرغ بیش از ۱۰۰٪، مرغ بیش از ۵۰٪ و.. افزایش قیمت را تجربه نمودند و روغن نیز دیگر در بازار یافت نشده و فروشگاههایی هم که دارند علیرغم خرید با قیمت قبل، جیره یک عددی به قیمت جدید گذاشتند.
۲- کالابرگ ۱ میلیون تومانی دروغ است؛ زیرا ۳۵۰ هزار تومان از قبل بصورت نابسامان پرداخت میشده و الان فقط ۶۵۰ هزار تومان است که کفاف سادهترین سبد غذایی یعنی یک عدد روغن و یک شانه تخم مرغ را هم نمیدهد و ضربه مستقیم تورمی طرح از بدو اجرا بصورت دردناکی رخ داده است.
۳- اما میگویند یارانه را به جای ابتدای زنجیره یعنی تولیدکننده، به آخر زنجیره خواهند داد.
اما نمیگویند آخر زنجیره کجاست!
مثلا با حذف ارز ترجیحی نهاده دامی، یارانه را دقیقا به چه کسی میدهند؟ به دامدار؟ به شیر و ماست و دوغ؟ به کیک و بستنی؟ به مرغفروشی و قصابی؟ به جگرکی و فستفود و رستوران؟ یا در قعر زنجیره به مردم بینوا؟
یارانه را به هرجایی غیر از ابتدای زنجیره بدهی فقط زیان و تورم را به زنجیره منتقل خواهی کرد.
برای مثال فرض کنید جو، کنجاله ذرت و.. به جای با ارز ۲۸۵۰۰ تومانی با ارز ۱۲۰ هزارتومانی وارد شود، قیمتش ۴ برابر، یعنی هزینه مواد اولیه دامدار در ابتدای زنجیره ۴ برابر میشود، حالا با توجه به ضریب تبدیل، فرض کنید لاشه گوشت در کشتارگاه به جای کیلویی ۳۰۰ هزارتومان بشود ۶۰۰ هزارتومان، عرضه کننده عمده گوشت الان ۲۰٪ سود روی ۶۰۰هزارتومان میگیرد، در مرحله بعد رستورانی هم ۲۰٪ روی آن میکشد؛ قبلاً ۲۰ درصد روی نرخ پایه ۳۰۰ هزارتومان کشیده میشد، الان روی ۶۰۰ هزارتومان، پس با حذف مثلاً ۱۰۰ هزار تومان یارانه در ابتدای زنجیره، مصرفکننده باید برای تهیه غذا از رستوران حالا ۲۰۰ هزارتومان بیشتر بدهد ولی یارانه ای که به او داده میشود نهایتاً ۱۰۰ هزارتومان است.
۴- این شوک قیمتی فقط برای مصرفکننده تورم ایجاد نمیکند بلکه تولید و اشتغال را نیز زمینگیر میسازد..
همین الان دامداران و مرغداران و.. عزادارند که چطور شکم دام بینوا را سیر کنند و مجبورند به مانند زمان حذف ارز ۴۲۰۰ حتی بخش قابل توجهی از دام مولد خود را نیز بکشند و کارگران را از کار بیکار نمایند.
۵- این نکات حرف جدیدی ندارد. قصه همان قصه تکراری حذف کسری بودجه با شوک ۳ برابر کردن قیمت بنزین در آبان ۹۸ و همان قصه حذف رانت ارز ۴۲۰۰ و گران شدن فقط ۴ قلم کالا و پیشبینی تورم نیم درصدی سال ۱۴۰۱ است که مسئولین تکراری با حرف تکراری کارشناسان لیبرال غربگرای تکراری بصورت تکراری یک گول مشابه تکراری را با اسم رمز تکراری جراحی اقتصادی خورده و معیشت را برای مردم سخت و طاقتفرسا میکنند.
برای یک زندگی ساده
برای یک زندگی ساده
برای یک زندگی ساده
برای یک زندگی ساده
برای یک زندگی ساده
برای یک زندگی ساده
برای یک زندگی ساده
یک زندگی ساده
یک زندگی
زندگی
ز ن د گ ی
ن د گ ی
ن د گ
د گ
د
.
برای یک سوداوی مزاج، خیال خیلی قوت دارد، آنگاه که سودا از مزاج به سوء مزاج میرسد و مرا در بستر میاندازد، خیال قوتی عمیق میگیرد، تصاویر میسازد و خیالاتی میآورد. بعد خوابها از قالب اکشن تبدیل به قالب ادونچر ماجراجویی میشوند. گاهی در بیداری هم ادامه مییابد و گرچه این حال برای شاعران و ادیبان ممکن است اتفاق خوبی باشد اما همانقدر برای مجنونان شگون و آیندۀ مطلوبی ندارد.
گم میکند آدمی را در ته و توی راهروهای بیانتهای تاریک روان، از این اتاق به آن اتاق میدوی و هر در را که میخواهی باز کنی مثل درهای فیک بازیهای ویدویی که کلیدش را نداری هیچ کدام باز نمیشود. میدوی و میدوی تا انتهای آن راهروی بلند بعد هم خسته میشوی مینشینی همانجا کف زمین در این راهروی خاکی.
بعد میاندیشی چه شد که سر از این راهرو در آوردی. کجا را اشتباه رفتی، ابتدای این راهرو کجاست که باز گردی، هر چی میاندیشی درهای بیشتری باز میشوند و ماهیت درها مشخص میشود اما هر در باز به یک ماز ممتد راهروهای تاریک پوچ باز میشود.
من اینجا چه کار میکنم، چی شد به اینجا رسیدم، دنبال چه هستم. قبل از آنکه بخوابم همه چیز خوب بود ولی چه شد که کارم به اینجا کشیده است؟ جنونستان سرزمین جالبی است، هر بار که میخوابی و بلند میشوی روانت یک تاس میاندازد، بهصورت تصادفی یک مود و یک سرحالی یا ضعف را دریافت میکنی.
مثل یک زندانی که ظرف غذایش را دادهاند دستش و در صف است، میروی تا با این چیزی که بهت دادهاند امروزت را بگذرانی. گاهی میگذرد و برای یک هفته همین غذای واحد را دریافت میکنی. با همین غذای تکراری تلخ شور با کمی بوی عفن، باید به محل کار بروی، باید پیش خانواده باز گردی، باید غذا بخوری، استحمام کنی و میان آدمها باشی.