سکوت

بازگشتی آرام به ریشه‌های سبز حیات

لذت‌های یواشکی با جاکاراندا

می‌دانی، من امشب یک درخت بنفش می‌خواستم، درختی بی‌نظیر از نگارگری خالق به نام جاکاراندا، اما جمهوری اسلامی آن را به من نداد، همه جا ممنوع بود، حتی تصویر یک درخت، ولی من قبلا کارهای غیرقانونی کرده بودم و یواشکی فیلترشکنم را روشن کرده بودم، قبل از قضایای جنگ خیابانی، چندتایی جاکاراندا گرفته بود و در گوشی‌ام قایم کرده بودم، از شما چه پنهون گاهی یواشکی نگاهشان می‌کردم و لذت می‌بردم، آقای صاد می‌داند من چقدر دیوانۀ این درخت هستم، حیف که در حوالی ما کاج سوزنی است و درختان اوکالیپتوس، آن‌ها را هم دوست دارم ولی حیف بنفش نیستند، مدتی در حیاتم دیوانۀ رنگ بنفش شده بودم، نه اینکه با حسن کلیدساز سَر و سِری داشته باشم، بنفش بسیار دلنشین بود برایم، اولین دفتر نویسندگی‌ام یک گربه بود در پس زمینۀ بنفش، اول تا آخرش را یکنفس نوشته بودم، جاهاییش را با خودکار بنفش، چه سال‌هایی بود، فلسفۀ هنر در مدرسۀ اسلامی هنر که اکثرش را نمی‌فهمیدم ولی باز دوست داشتم، نه مثل این اواخر که همه چیز را می‌فهمم ولی دوستشان ندارم، خب حالا دور هم یک جرمی مرتکب شویم، چندتایی درخت جاکاراندا که دارم می‌گذارم اینجا شما هم لذت ببرید، مراقب باشید که اصل تصویر مستهجن است و موجب هیجان روحیات لطیف خواهد شد، فکر کن یکی‌اش دم در خانه‌ام باشد، هر روز صبح که در راز باز می‌کنم بروم سرکار از زیرش رد شوم، درست است، می‌دانم نظافتش سخت است و تا صد خانه آن‌طرف‌تر برگ‌هایش می‌ریزد ولی که گفته اصلا باید برگ‌هایش را جمع کرد؟ بگذاریم همینطور گوشۀ کوچه و حیاط بماند.




  • نظرات [ ۱ ]

ما زندانی‌ها

ما زندانی‌های خانه‌های مکعبی بتنی گچی هستیم

آدمیان دورافتاده از درخت

زندانی ماشین‌ها و دوده‌های آسفالت‌ها

ما زندانی‌های خانه‌های مکعبی بتنی گچی هستیم

آدمیان دورافتاده از درخت

زندانی ماشین‌ها و دوده‌های آسفالت‌ها

ما غریبه‌ایم با عطرهای طبیعی

عطرفروشان طبیعی ما هم دروغگویانند

حیات را در صفحه دیجیتالی کف دستمان جستجو می‌کنیم

اما دائما مضطرب غمگین و عصبانی هستیم

آنچه جان ندارد چطور می‌خواهد ما را زنده کند

هوش مصنوعی‌‌های بی‌قلب چطور می‌خواهد عواطف قلب مغموم ما را لمس کند

خلاصه مطلب

ما خیلی بیچاره شدیم

  • نظرات [ ۰ ]

حقوق اولیه

هوهوی دردمند باد در غار گوش‌هایشم

سوزش مبهمی در تونل گلویم

جوشش بی‌وقفه مرداب دماغم

از دست دادن کارآیی بینی

در کنار دوباره از کار افتادن گوگل

ترکیب محشری ساخته

انتظاری برای آمدن دوبارۀ شوق تماشای فیلم‌ها و خوانش‌ کتاب‌ها

در کنار امتحان کردن ۱۷۰ تا کانفیگ

به هوش مصنوعی می‌گویم من در این کشور حقوق بشر ابتدایی خود را می‌خواهم

شاید دلش بسوزد یک کانفیگ خوب بهم بدهد

ولی هر چه می‌دهد کار نمی‌کند

می‌گوید برو در تلگرام در این کانال کانفیگ به‌روز بگیر یا در گیت‌هاب!

بعد از این همه چطور بهش بگویم تلگرام و گیت‌هاب هم اینجا دسترسی بهش نیست

می اندیشم اصلا با اینترنت می‌خواستم چه‌کار کنم؟

اصلا حتی دیگر یادم نمی‌آید برای چه اینترنت می‌خواستم

  • نظرات [ ۰ ]

من و تو

تو من را میکشی چون من به نظام گفتم آری یا خیر

من تو را میکشم چون تو به نظام گفتی آری یا خیر

من از تو متنفرم یا دوستت دارم چون به نظام گفتی آری یا خیر

تو مرا دوست داری یا از من متنفری چون به نظام گفتم آری یا خیر

آن چیست که من را من می‌کند و تو را تو و نمی‌گذارد من و تو ما شویم؟

  • نظرات [ ۱ ]

جمعه سیاه

چه جمعه‌ای شد

برف آمد

اما این‌بار آرامش نداشت

نه روی زمین نشست

و نه بر دل

فقط سرد بود و خشک و سیاه

  • نظرات [ ۰ ]

بی‌پناه

خیلی بد است

یکنفر با تو بد حرف بزند

بهت اهانت کند

اما به ‌خاطر بیماری

حتی جان نداشته باشی

که بتوانی کامل جوابش را بدهی

با دماغ گرفته و سردرد با نفسی که به‌‌زور می‌کشی همینطور نگاهش کنی

تا تیغش را همینطور به تن سردت بکشد و برود

  • نظرات [ ۰ ]

مردمسالاری

دو هفته است

می‌نویسم و پاک می‌کنم

می‌نویسم و منتشر نمی‌کنم

می‌نویسم شدیدالحن

می‌نویسم آرام و یواشکی

اما تهش باز همه را پاک می‌کنم

من اشکالی ندارد درباره باران بنویسم

درباره عشق و نامه و شعله

من باید بغضی سرکوب شده در گلو باشم

همینطور آرام، بیصدا، با لبانی که با نخ بخیه دوخته شده‌اند، نفس بکشم تا کم‌کم جان بدهم

  • نظرات [ ۰ ]

تجزیه

ما ایرانی‌ها

مذهبی یا غیر مذهبی

طرفدار نظام یا مخالف آن

در حال حاضر

دو حال داریم

یا مرده‌ایم و در قبرستانیم

یا زنده‌ایم و زندگی نداریم

نه پول داریم

نه اینترنت داریم

نه امنیت داریم

نه سلامتی داریم

نه حال خوبی داریم

نه اعصاب داریم

چه‌خوب که پان‌کرد و پان‌ترک

ایران را تجزیه نکرد

ما خودمان از درون تجزیه شدیم

ما از خود بیگانه‌ایم

ما متحدیم

در دریدن شکم یکدیگر

اتحاد و کسالت ملی

  • نظرات [ ۲ ]
نویسندگان