سکوت

بازگشتی آرام به ریشه‌های سبز حیات

هندوانۀ تعلّل

به تک تک هندونه‌ها چک می‌زدم تا ببینم کودوم یکی به بهترین شکل اعتراف به شیرینی میکنه. هیچ کودوم چنگی به دل نمیزد، مشغول ضربات بودم که پیرمرد گفت مواظب باش، داره میفته...

چند ثانیه از حرفش گذشته بود که خم شدمو و هندونۀ ترک خورده رو از روی زمین برداشتم و بالا اومدم و گفتم: من انتخابمو کردم، همینو میبرم.

هندونه اشک شیرینی میریخت و در حالی که به چشمام خیره شده بود توی پاکت پلاستیکیِ نارنجی رنگ قرار می‌گرفت.

هندونه رو که خونه آوردیم پیر بود و قسمتی هم ازش سفید و غیر قابل استفاده بود. من انتخابش نکرده بودم، ولی مجبور بودم به انتخابی که برایم کرده بودند تن بدهم.

***

این درسِ من بود که اگر در زمانی که به من داده شده انتخاب نکنم، برایم انتخاب می‌کنند و اگر برنامه نریزم برایم برنامه میریزند.

این است که امام علی فرمود: نفست را مشغول کن قبل از این که نفست تو را به خودش مشغول کند.

  • نظرات [ ۷ ]
نویسندگان