سکوت

بازگشتی آرام به ریشه‌های سبز حیات

هنر تنظیم

منظم کردن یک فضا یک فن است. این که چطور وسایل یک محیط را بچینیم یک هنر و قدرت خاصی می خواهد. تنظیم یک دکوراسیون که چطور وسایل را در گروه های خاص تقسیم بندی کنیم و این که راحت تر بتوانیم به وسایل دست پیدا کنیم نیازمند فکر و برنامه ی خاصی است.

افرادی که قدرت منظم کردن ندارند وقتی در یک اتاق نامرتب و به هم ریخته قرار میگیرند ساعت ها در لابه لای وسایل میچرخند و نگاه می کنند و بهانه میگیرند و در ذهن شان در حال ریختن خاک بر سر هستند و فِس فِس میکنند و جانشان در می آید تا منظم کنند.

از همین اتفاقات کوچک میتوانیم قاطعیت یا قدرت ریسک پذیری را در شخصیت افراد تشخیص بدهیم

نوع تفکر و روش تصمیم گیری و قدرت خلاقیت شان را بفهمیم.

  • نظرات [ ۰ ]

نگاه کن چه زیباست!

وسط بمباران 

مصطفی را دیدم کنار پنجره مدرسه جبل عامل ایستاده و به پهنای صورت اشک میریزد

گفتم مصطفی چی کار میکنی

 گفت نگاه کن چه زیباست!

گفتم چی میگی مصطفی چی زیباست آخه وسط این بمباران

گفت:  اینطور که شما جلال می‌بینی سعی در همین جلال، جمال هم ببینی. این همه اتفاق، شهید، حادثه و ... عین رحمت است از خدا برای آنها که قلبشان متوجه خدا بشود. بعضی از دردها کثیف است اما دردهایی که برای خداست خیلی زیباست.

در نوشته های شهید مصطفی چمران است: «من به مرگ حمله می‌کنم تا او را در آغوش بگیریم و او از من فرار کند.»

  • نظرات [ ۰ ]

سخنی با فیلمسازان

لازمۀ آسیب شناسی (دکتر مجید شاه حسینی)

لازمۀ آسیب‌شناسی اجتماعی چند شرط است که به نظر می‌رسد سینمای ایران در شرایط فعلی واجد این شروط نیست. تخصص و دانش کافی نسبت‌ به معضلات و آسیب‌های اجتماعی و شناخت کافی از طبقات جامعه و بی‌طمعی نسبت به این پدیده، دو مورد از این شروط است. اگر هدف اصلی فیلمی با ادعای آسیب‌شناسی اجتماعی، دریافت جایزه از جشنواره‌های خارجی باشد، آن را نمی‌توان فیلمی منصفانه در مورد وضعیت کشور دانست.

ارائه راه‌ حل، بخشی از این پدیده است. کسانی که تخصّص خود را نمایش آسیب‌ها به شیوۀ تغلیظ شده می‌دانند و ارائه راه‌ حل را وظیفه خود نمی‌پندارند، در بخشی از نظام استدلالی خود دچار خدشۀ جدی هستند. سینما نباید به حیطه‌هایی وارد شود که پاسخ درستی برای آن نمی‌داند. برخی مدعی هستند که برای آگاه‌‌‌‌ کردن مسئولان فیلم می‌سازند، درحالی‌که مخاطب سینما مردم هستند، نه مسئولان! گاهی پرداختن به مسائل اجتماعی در شرایطی که دانش، تخصص، نیّت صحیح و شرایط زمانی و مکانی درست و نتیجۀ مقبول لحاظ نمی‌شود، غیر معقول، غیر مشروع و غیر علمی است.

  • نظرات [ ۰ ]

مستند "انقلاب جنسی"


ابتدای مستند تصاویری از ولنگاری در ایران نشان میدهد که فقط یک مفهوم را داد میزند:"عقده ی جنسی"

تمام بحث این مستند از ابتدا تا انتها بحث افراط و تفریط است که در ایران، افراد دچار تفریط و عقده ی جنسی اند و در غرب دچار افراط. 

میخواهد بگوید در غرب اسلامی تر عمل میشود و به جوان در سن پائین جواب جنسی داده میشود و میتواند نیاز جنسی اش را بر طرف کند ولی این طرف به خاطر محدودیت ها و عرف اشتباه جامعه، اسلام به درستی اجرا نمیشود و جوان از سن حدودا 15 سالگی که نیاز جنسی پیدا می کند تا سن 30 سالگی باید دنبال کار و شغل و مدرک باشد تا بتواند ازدواج کند.

چرا نباید صیغه موقت اجرا بشود؟ چرا باید کسی که شرایط ازدواج دائم و تشکیل خانواده را ندارد نتواند به شکل صحیح و در مسیر صحیح ارضا شود؟

عدم ارضا سبب مشکلات روانی میشود و در نهایت منجر به انحرافات جنسی و روابط نا مشروع میگردد. مشکل هم از طرز تفکر تک تک ما افراد ناشی میشود که نمیتوانیم و نمیگذاریم که بشود.

در شرایط خیلی خوب جوان اگر قصد ازدواج داشته باشد و به این باور رسیده باشد که از 18 سالگی به بالا میتواند ازدواج کند پدر و مادر ها حمایت نمی کنند و مانع میشوند، اگر مانع هم نشوند شرایط اقتصادی جامعه به طرز رعب آوری فرد را از فکر ازدواج منصرف می کند.

یک ایرانی الان چند تا راه دارد یا روابط نا مشروع  داشته باشد یا استمنا بکند (موارد جنسی هم که فت و فرواوون با چند تا کلیک ساده برایش فراهم میشود) و در موارد خیلی کم شاید بتواند دامن خود را از گناه حفظ کند.

این شرایط ، برزخی را برای جوانان ساخته که باید مسئولین و مردم هر دو با هم برای آن فکری کنند ولی چه کنیم که کسی توجهی نمیکند و اکثرهم مدیران ما یک عده لیبرال بی وجدان اند که در خانه اشرافی خود نشسته اند و مثل زالو از بیت المال ارتزاق می کنند و وجدان و دغدغه ای برای تغییر هم ندارند و فقط یک عمامه ای بر سر و جای مهری بر پیشانی دارند که اسم مسلمان را یدک کشی میکنند.

فردای قیامت تک تک شان باید جواب پس بدهند. چه مسئولین و چه خانواده ها و پدر مادر هایی که مانع ازدواج جوانان میشوند.

دوستی داشتم که دو سال آزگار راه بین خانه شان و خانه ی دختر مورد علاقه اش را شخم زده بود ولی چون یک بار خانواده خودش ناز میکردند و یک بار خانواده ی دختر ازدواجی سر نگرفته بود و این وسط دختر و پسر مثل سیر و سرکه میجوشیدند و درد میشکند و تلف میشدند ولی به هیچ جای خانواده هایشان نبود.

  • نظرات [ ۲ ]

طواف کنندگانیم...



اگر عاشق ائمه ایم از طینت پاک ما نیست...!

چون عالم به گرد این کعبه ی عشق میگردد

ما لا جرم از طواف کنندگانیم

مادر سادات بانوی جوان 18 ساله ای بود که

سیلی ستم و تازیانه ی کینه را به جان خرید تا هجوم تندبادِ انکار، شمع یک‏تنه حقیقت را خاموش نکند.

  • نظرات [ ۰ ]

انسان بی پایه

انسان بی پایه و بی مبنا مثل چوبی است روی آب دریا که راه مستقیمی را نمیتواند برود و با هر موج و جریان آبی این طرف و آن طرف کشانده میشود

اما یک انسان با مبنا و اصول، ریشه هایی قوی در زمین دارد و شاخه هایی در آسمان و بالاتر از ابرها که با هیچ طوفانی از جایش تکان نمیخورد

تکفیر کردن و رد هر چیزی که کار سختی نیست

یک شخصیت مجازی هست با طرفداران بسیاری مثل خودش، این فرد داد میزند که به هیچ چیز اعتقادی ندارد و همه چیز را به هجو و تمسخر میگیرد و حس شاخی زیادی هم می کند، شاخی اش تا دم مرگ است، بعدش خبری نیست، خودش میفهمد.

مگر نجاست پراکنی و چرت و پرت گوییِ خلاقّانه کار شاقی است؟ هر مکتبی را فارغ از این که حق و نا حق است تمسخر کنیم و بخندیم مگر کار مفیدی کرده ایم؟

قرآن جواب میدهد در سوره ی تکاثر:

 أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ ، کثرت ها شما را به خود مشغول کرده؛ کثرت ها شما را در برگفته و فراموشی را به شما داده تا وضع موجود را فراموش کنید

حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ تا زمانی که قبرها را زیارت کنید ؛  یعنی تا وقتی که زمان مردنتان فرا برسد و بمیرید و آن وقت است که میفهمید چند چندید و چه کرده اید و دیگر نمیتوانید خود را به خواب بزنید

استاد علی صفائی میگوید: تا آخر در خریت نمی مانیم، یک روز از این حالت فراموشی و ولنگاری در می آییم و میفهمیم چه کرده ایم

بعد دو بار پشت هم میگوید

کَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ

ثُمَّ کَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ

به زودی خواهید دانست

به زودی میفهمید

با یک عالمه تاکید میگوید یه روزی میفهمید

همین طور تکفیر و تمسخر بکنید، با همین خط و سیستم جلو بروید تا خودتان بفهمید، بعد از مرگ میفهمیم چه حق بود و چه نا حق هر چند خیلی ها میدانند حق و نا حق چیست ولی خود را از قصد به نفهمی زده اند.

لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ، شما قطعا جهنم را خواهید دید! 

ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَیْنَ الْیَقِینِ، سپس (با ورود در آن) آن را به عین الیقین مشاهده خواهید کرد. 

ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ، سپس در آن روز همه شما از نعمتهائی که داشته‏ اید سؤال خواهید شد.

  • نظرات [ ۰ ]
نویسندگان