سکوت

بازگشتی آرام به ریشه‌های سبز حیات

سخنی با فیلمسازان

لازمۀ آسیب شناسی (دکتر مجید شاه حسینی)

لازمۀ آسیب‌شناسی اجتماعی چند شرط است که به نظر می‌رسد سینمای ایران در شرایط فعلی واجد این شروط نیست. تخصص و دانش کافی نسبت‌ به معضلات و آسیب‌های اجتماعی و شناخت کافی از طبقات جامعه و بی‌طمعی نسبت به این پدیده، دو مورد از این شروط است. اگر هدف اصلی فیلمی با ادعای آسیب‌شناسی اجتماعی، دریافت جایزه از جشنواره‌های خارجی باشد، آن را نمی‌توان فیلمی منصفانه در مورد وضعیت کشور دانست.

ارائه راه‌ حل، بخشی از این پدیده است. کسانی که تخصّص خود را نمایش آسیب‌ها به شیوۀ تغلیظ شده می‌دانند و ارائه راه‌ حل را وظیفه خود نمی‌پندارند، در بخشی از نظام استدلالی خود دچار خدشۀ جدی هستند. سینما نباید به حیطه‌هایی وارد شود که پاسخ درستی برای آن نمی‌داند. برخی مدعی هستند که برای آگاه‌‌‌‌ کردن مسئولان فیلم می‌سازند، درحالی‌که مخاطب سینما مردم هستند، نه مسئولان! گاهی پرداختن به مسائل اجتماعی در شرایطی که دانش، تخصص، نیّت صحیح و شرایط زمانی و مکانی درست و نتیجۀ مقبول لحاظ نمی‌شود، غیر معقول، غیر مشروع و غیر علمی است.

  • نظرات [ ۰ ]

مستند "انقلاب جنسی"


ابتدای مستند تصاویری از ولنگاری در ایران نشان میدهد که فقط یک مفهوم را داد میزند:"عقده ی جنسی"

تمام بحث این مستند از ابتدا تا انتها بحث افراط و تفریط است که در ایران، افراد دچار تفریط و عقده ی جنسی اند و در غرب دچار افراط. 

میخواهد بگوید در غرب اسلامی تر عمل میشود و به جوان در سن پائین جواب جنسی داده میشود و میتواند نیاز جنسی اش را بر طرف کند ولی این طرف به خاطر محدودیت ها و عرف اشتباه جامعه، اسلام به درستی اجرا نمیشود و جوان از سن حدودا 15 سالگی که نیاز جنسی پیدا می کند تا سن 30 سالگی باید دنبال کار و شغل و مدرک باشد تا بتواند ازدواج کند.

چرا نباید صیغه موقت اجرا بشود؟ چرا باید کسی که شرایط ازدواج دائم و تشکیل خانواده را ندارد نتواند به شکل صحیح و در مسیر صحیح ارضا شود؟

عدم ارضا سبب مشکلات روانی میشود و در نهایت منجر به انحرافات جنسی و روابط نا مشروع میگردد. مشکل هم از طرز تفکر تک تک ما افراد ناشی میشود که نمیتوانیم و نمیگذاریم که بشود.

در شرایط خیلی خوب جوان اگر قصد ازدواج داشته باشد و به این باور رسیده باشد که از 18 سالگی به بالا میتواند ازدواج کند پدر و مادر ها حمایت نمی کنند و مانع میشوند، اگر مانع هم نشوند شرایط اقتصادی جامعه به طرز رعب آوری فرد را از فکر ازدواج منصرف می کند.

یک ایرانی الان چند تا راه دارد یا روابط نا مشروع  داشته باشد یا استمنا بکند (موارد جنسی هم که فت و فرواوون با چند تا کلیک ساده برایش فراهم میشود) و در موارد خیلی کم شاید بتواند دامن خود را از گناه حفظ کند.

این شرایط ، برزخی را برای جوانان ساخته که باید مسئولین و مردم هر دو با هم برای آن فکری کنند ولی چه کنیم که کسی توجهی نمیکند و اکثرهم مدیران ما یک عده لیبرال بی وجدان اند که در خانه اشرافی خود نشسته اند و مثل زالو از بیت المال ارتزاق می کنند و وجدان و دغدغه ای برای تغییر هم ندارند و فقط یک عمامه ای بر سر و جای مهری بر پیشانی دارند که اسم مسلمان را یدک کشی میکنند.

فردای قیامت تک تک شان باید جواب پس بدهند. چه مسئولین و چه خانواده ها و پدر مادر هایی که مانع ازدواج جوانان میشوند.

دوستی داشتم که دو سال آزگار راه بین خانه شان و خانه ی دختر مورد علاقه اش را شخم زده بود ولی چون یک بار خانواده خودش ناز میکردند و یک بار خانواده ی دختر ازدواجی سر نگرفته بود و این وسط دختر و پسر مثل سیر و سرکه میجوشیدند و درد میشکند و تلف میشدند ولی به هیچ جای خانواده هایشان نبود.

  • نظرات [ ۲ ]

منافقین خلق

سیانور، اسلحه و دارو را جلوی مینا میگذارد و میگوید سیانور برای خودت اگر گیر افتادی، اسلحه برای این که شوهرت را خلاص کنی و دارو برای این که بچه ی در شکمت را سقط کنی. سازمان مجاهدین خلق تمامیت اش همین است یعنی نابودی خانواده، نابودی خانواده و همه چیز برای رسیدن به اهداف.

سازمان مجاهدین خلق با ایدئولوژی های مارکسیستی و قرائت التقاطی از دین از گروه هایی بودند که در زمان جنگ نقش دشمن خارجی را ایفا میکردند و اصطلاحا به آن ها ستون پنجم عراق میگفتند، هیچ میدانید ما 17 هزار شهید ترور شده داریم. 

در این دوره که عده ای فراموش کار یا مغرض سعی در تطهیر چهره ی منافقین دارند و حرف در مورد اعدام های دهه شصت میزنند بهتر است این فیلم را بنشینند ببینند تا شاید عقلشان و وجدانشان شروع به کار کرد و حق را از نا حق تشخیص دادند. البته این فیلم خیلی سانتا مانتال و گوگولی داستان را نشان میدهد.

چند داستان واقعی در مورد خباثت این افراد بگویم که تنتان بلرزد:

در جریان عملیات مهندسی که سازمان مجاهدین قصد داشت افراد اطلاعات سپاه را پیدا کند و با اطلاعات گرفتن و شکنجه کردن آن ها خود را حفظ کند سه نفر را میگیرند...

جوان چشم رنگی خوشگل سمت چپی اسمش طالب است، یک جوان طلبه ی 17 ساله بعد از این که دندان هایش را با میله خرد کردند و اندام هایش را آب جوش سوزاندند به حدی که حالت پخته گرفته بود و بعد پوست سرش را با چاقو کندند...

میتوانید کتاب "شکنجه "را مطالعه بفرمایید، برگه های اعتراف بانیان این حادثه است ولی اصلا توصیه اش نمی کنم چون به شدت دردناک و زجر آور است...

برای بیشتر خواندن در مورد عملیات مهندسی اینجا را بخوانید.

منافقین یک شب ماه رمضان به خانه یک خانواده ای یورش میبرند ولی از بد ماجرا سفره افطاری پهن بود ولی مرد خانه نبودپسر بچه ی کوچک خانواده را با تیغ موکت بری جلوی مادرش سر میبرند...

همه ی این ها را رها کنیم در مورد کانال کمیل بگویم: کانال کمیل که عکس غروب غریبش را در هدر وبلاگ میبینید یکی از دلایل شهادت تمام اکثریت بچه های گردان غیر از این که در محاصره گیر افتاده بودند وجود ستون پنجمی یا منافقین بود 

راوی میگوید دیدیم عده ای از بچه ها تفنگ به دست دارندمی آیند جلو که ناگهان به بچه های گردان رگبار گرفتند، منافقینی که در لباس خاکی بودند و این همه راه را کوبیده بودند بیایند برای خیانت. رفقا حواسمان باشد دشمن خیلی نزدیک است، در لباس خاکی، با چفیه یا زیر عمامه فرقی نمیکند.

در این عالم بیشرف تر از منافق وجود ندارد.

برای بیشتر فهمیدن جنایات این گروه فیلم"ماجرای نیمروز" را توصیه می کنم حتما ببینید.

  • نظرات [ ۱ ]
نویسندگان