سکوت

طلبه ای انقلابی از تبار قم...

نه منطقی نه اخلاقی هچی

ای کاش دو واحد اخلاق اسلامی و منطق در بین دروس آموزش و پرورش بود
تا یکی عهده دار مدیریت احساسات شود
و دیگری روش درست فکر کردن را بیاموزد

این دو علم باید مقدم بر یادگیری دیگر علوم باشند
تا شاهد این مقدار افلاج مغزی در جامعه نباشیم

مغالطاتی که فرد دلیلی برای مدعایش ندارد

مغلطه یکی از صناعات خمس در منطق است. مغلطه کاربردی ترین فن منطق است. مغلطه به معنای خطا یا لغزش فکری است. مغالطات به دو نوع کلی تقسیم میشوند. یک دسته مربوط به مغلطه هایی است در خود استدلال است یک دسته هم مروبط به رفتارها و حرف های بیرون از استدلال است.

یک نوع از مغالطات که زیر مجموعه دسته دوم است مربوط به مغالطاتی است که فرد دلیلی برای مدعای خود ندارد و میخواهد با کارهایی آن را موجه جلو بدهد. این کار در واقع ترفندی است برای قبولاندن مدعای خود به مخاطبان.

مثلا یک نوع از آن این است که یک ادعای بیخودی میکند بعد میگوید: هر بچه مدرسه ای هم این را میداند!

یا در جایی دیگر به موافقان نظر خودش صفتی خوب نسبت میدهد مثلا میگوید:هر انسان عاقل و باهوشی این را درک میکند.

یا یک صفت بدی را به مخالفان نسبت میدهد: فقط یک فلج مغزی و یک کسی که نمیداند چطور از عقلش استفاده کند با این حرف مخالفت میکند.

یا در جایی دیگر به جای دلیل آوردن، مدعای خودش را هی تکرار میکند.

یا با با سواد نشان دادن خودش سعی میکند طرف مقابل حرفش را قبول کند.

گاهی هم با تاثیر گزاری روانی بر مخاطب و استفاده از احساسات، مخاطب را مغلوب میکند.

البته ممکن است دانشجویان فکر کنند که این مغالطات خیلی ساده و آشنا هستند و مسئله ی ضروری ای نیستند ولی باید گفت که این ها در عین حال بسیار پیچیده و فریبنده هستند که در کتب منطقی بیان شده ان و حتی دانشمندان و بزرگان امکان مغلوب شدنشان هست.

برگرفته از کتاب منطق کاربردی آقای خندان

چرا مردم دنیا از یهودی ها متنفرند؟

یکی از دلایل این که چرا مردم دنیا از یهودی ها متنفرند و یهودستیزی می کنند مسئله ای به نام اتهام خون یا blood lible است. طی موارد و نمونه های گوناگونی یهودی ها در روز 19 ماه نیسان در جشن پسح یا فصح کودکی غیر یهودی را می آورند و با شی تیزی بدنش را سوراخ میکنند و خون کودک را مخلوط در نان فطیر میکنند و میخورند، طی این مراسم کودک جان میدهد.

البته یهودی ها این را در کتاب هایشان بدون دلیل و بحث کردن رد میکنند در حالی که نمونه های زیادی گزارش شده که چنین چیزی اتفاق افتاده و یهودی هایی محاکمه شده و اعتراف کرده اند و حتی در اینترنت هم عکس هایی را درباره این موضوع میتوانید پیدا کنید. سازمان بهداشت جهانی اعلام آمادگی کرد همان نوع خونی که شما میخواهید با آن ویژگی که برای کودک غیر بالغ غیر یهودی باشد به شما میدهیم فقط دست از کودک کشی بردارید.

برای مطالعه بیشتر:

کتاب یهود ستیزی، واقعیت یا دستاویز سیاسی نوشته علیرضا سلطانشاهی

درخواست رمز نفرمایید

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

زندگی با مفاهیم نه مصادیق!

استاد الف یک بار آن اول های طلبگی بهم گفت: یا جوجة الشیخ ذهن تو فلسفی است تو به درد فلسفه میخوری! گفتم از کجا سخنت در می آید؟ گفت میدانم که این طور است که مریدان به یک باره متعجب گشته همه کاغذها را دریدند و قلم ها را جویدند ونوبت به نوبت خود را از پنجره به کف حیاط افکندند.

عقب تر از این ماجرا شیخی که بسیار شوخ بود(چه شعری شد) و در دوره ی ویلاگ نویسی یزد همراه ما بود گفت: آگر میخواهی بیای حوزه نگاه کن که ریاضی ات چطور است؟ گفتم وی را که عالی است! بعد شیخ دستی بر ریش خود گذاشت و گفت: پس بنابراین فلسفه و منطق ات هم عالی خواهد بود.

اما خصوصیت خاص من این است که بیشتر با مفاهیم زندگی میکنم تا با مصادیق به همین جهت احتمالا ادبی نویس خوبی نخواهم شد . حال چه گفتم؟ نیازمند توضیح است. 

داستان معروف و مشمئز کننده ای هست(مستعدین ایست قلبی و تهوع جنون آمیز نخوانند) که روزی دو نفر که کارشان خوردن غذاهای داخل شکم مرده ها بود به مرده ای میرسند که وقتی معده اش را باز می کنند می بینند طرف ماکارانی خورده و...

بیخیالش همین حد کافی است. اکثر افراد وقتی این داستان کثیف را میخوانند آن را تصور میکنند در خیال می آورند و در ذهن شان آن را میبینند اما من وقتی آن را میخوانم فقط کلمات و مفاهیم را میبینم نه مصادیق را :/ یعنی فقط کلمه را انگار بر اساس فلسفه نومینالیسم میبینم و این قوه تخیل را به کار نمی اندازم.

البته برایتان بگویم که این خاصیت قدرت خاموش و روشن کردن دارد یعنی گاهی اگر عشقم کشید تصور میکنم و حالم خراب میشود مثل دو هفته ای که یک چیز را تصور کردم و در طول کل هفته ما را چزاند.

من الآن غلبه خلط بلغم دارم و جالب است وقتی که خواس آدم های بلغمی را میخواندم تمام علایق فعلی ام را جلویم ردیف میکرد: اعم از طب و پزشکی، فلسفه و منطق، ریاضی، کارگردانی، نویسندگی :/

از نظر طب مدرن هم میتوان گفت که قسمت سمت راست مغزم حدودا کلا غیر فعال شده برای همین اصلا با هیچ نوع شعری حال نمیکنم اگر دیدید شعری هم گذاشتم بیشتر جنبه عقلانیت اش برام مهم بوده نه احساسش.

مخاطبینِ گرام شما از سیستم خودتان برای ما بگویید و ما را از پنجره ها به بیرون افکنید.

روش اشتباهی که همه رفتند

علامه سید محمد حسین طباطبایی در مقدمه تفسیر المیزان اذعان میکند که بعضی افراد به جای آن که تفسیر قرآن بکنند تطبیق قرآن میکنند. به این معنا که مثلا یک فلیسوف جای آن که بفهمد واقعا قرآن چه میگوید یک گزاره فلسفی را با آیه تطبیق می دهد یا یک طبیعی دان یک گزاره طبیعی را تطبیق میدهد به همین منوال مصوفه و متکلمین این اشتباه را  در طول تاریخ مرتکب شدند.

در ادامه اشاره میکند که روش تفسیر معصومین و ائمه تفسیر بوده، نه تطبیق ما هیچ جا نداشتیم مثلا یک امامی در تفسیر قرآن مسئله طبیعی [مثل زیست شناسی یا ریاضی] را بیان کند. ما باید در تفسیر قرآن یک آیه را با آیه دیگر معنا کنیم. معنای مفهومی قرآن روشن است چرا که فصاحت یک کلام به سادگی اش است اما باید در تعیین مصادیق دقت کرد.

شینتو، ژاپن و سینما...

برگرفته از کتاب دین در سینمای شرق و غرب استاد محمد حسین فرج نژاد...

سینمای ژاپن متاثر از تئاتری ملی به نام کابوکی است. داستان کابوکی همیشه درباره ی سامورایی فداکاری است که یا زندگی خودش را وقف اربابش میکند یا به دنبال انتقام از قاتل والدینش است.

کابوکی همیشه دو تا شخصیت دارد: 1- تاته یاکو: که همان سامورایی فاتح و شجاع است 2- نیمایمه: که شخصیت ضد سامورایی است و عمدتا زیبا چهره است

شینتو مکتبی است که بنیان گذار خاصی ندارد و معتقد به آنیمیسم ( جان گرایی) است. جان گرایی یعنی آن که برای تمام موجودات طبیعت روح قائل می شوند و آن ها را میپرستند! در انیمیشن شاهزاده مونوکو و شهر اشباح این مفهوم قابل مشاهده است.

شینتو به حد زیادی تحت تاثیر کنفسیوس و بودا نیز هست. ملت ژاپن همیشه در طول تاریخ وحدت ملی خودشان را با احترام به خاندان سطلنتی حفظ کرده اند و خاندان سلطنتی را فرزندان الهه خورشید میدانند برای همین هم آن ها را میپرستیدند.

کثرت خدایان در شینتو به حدی است که آن را آیین هزاران خدا می گویند؛ پس از جنگ جهانی دوم که دولت ژاپن حمایت خود را از مکتب شینتو برداست این آیین به بیش از 800 فرقه تقسیم شد که هر کدام هم عقاید و رسوم جداگانه دارند.

اعتقاد دارند ایزانگی که الهه نرینگی در شینتو است وقتی به دریای زمینی آمد از چشم چپش الهه خورشید و از چشم راستش الهه مهتاب و شر و از دماغش سوسانویو میکوتو که خدا طوفان و جنگ است افتاد.

احتمالا نام سوسانا را در سریال جومونگ شنیده اید، سوسانو در واقع نمادی از همان خدای طوفان و جنگ شینتو است که اتفاقا در سریال جومونگ باعث درگیری های زیادی میشود. درگیری هایی مثل جنگ بین تسو و جومونگ بر سر خودش و یا جنگ جولبون.

انیمیشن پونیو از استودیو جیبلی که چندین بار صدا و سیما نیز آن را پخش کرده داستان دختر بچه ای است که فرزند دو خداست، و به واسطه علاقه ای که به یک پسر بچه پیدا میکند با مکیدن خون انگشت پسر بچه به یک نیمه انسان نیمه خدا تبدیل میشود. این خدایان طبق قرائت همان مکتب شینتو است.

جالب است بدانید در سریال جواهری در قصر این که چرا این قدر تمامی افراد تبعیت بی چون و چرا از امپراطور دارند به این خاطر است که امپراطور را ادامه ی نسل الهه ی خورشید یعنی آماتراسو میدانند. و لازم الاطاعه و او را میپرستند.

همچنین پرچم کشور ژاپن در واقع اشاره به همان خورشید و الهه ی خورشید است که معروف ترین خدای شینتو است.

 

اضافه نوشت: عکس اول پست در واقع دروازه معابد شینتو است که توری نامیده میشود

درباره فیلم هایی که در آن رگه هایی از شینتو وجود دارد میتوان انیمیشن ایکیوسان و سفرهای میتی کومان را نیز نام برد.

۱ ۲ ۳ . . . ۱۷ ۱۸ ۱۹
ما همان انسان هایی هستیم
که در آیه 54 سوره ی مائده خداوند درباره شان فرموده: (اى کسانى که ایمان آورده اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، [به خدازیانى نمى رساند] خداوند گروهى را مى آورد که آنها را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند؛ در برابر مومنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ در راه خداجهاد مى کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگرى هراسى ندارند. این، فضل خداست که آن را به هر کس بخواهد [وشایسته ببیند] مى دهد؛ و فضل و احسان خداوند، گسترده و [او به همه چیز] داناست)
زمانی که اصحاب پیامبر از وی درباره ی این افراد سوال کردند، پیامبر دستی بر شانه ی سلمان گذاشت و فرمود: این افراد سلمان و یاران و هم وطنان او هستند.
و بعدها که باز از امام صادق درباره ی این افراد پرسیده شد سه مرتبه پشت سر هم گفت: والله اینان اهل قم هستند. و ما اهل قم هستیم که حضرت رضا درباره مان گفت: اهل قم بهترین شیعیان ما از میان دیگر شهرها هستند. خداوند دوستی ما را در سرنوشتشان آمیخته است.
البته اهل قم بودن و منتسب بودن به پیامبر اهمیتی ندارد، مهم عبودیت و ولایت است.

پهلوان بسیجی "ابراهیم هادی" از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب و ستاره ورزش کشتی کشورمان است؛ او در اول اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان به دنیا آمد؛ ابراهیم چهارمین فرزند خانواده بود؛ او در نوجوانی طعم تلخ یتیمی را چشید، از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.
باید کتاب سلام بر ابراهیم را بخوانید...
کانال‌های ارتباطی دیگر
Designed By Erfan