سکوتــــــــــ

عبد شدن هم آرزوست

منوی وبلاگ

  


 




پست برای تو و تو برای پست

خودکار بدونِ در مثل درِ بدون خودکارِ. عاشق بدونِ مشعوق مثل معشوقِ بدونِ عاشق. وبلاگِ بدون وبلاگ نویس مثل وبلاگِ بدون وبلاگ نویسِ. خب که چی؟

قرار نیست به چیز خاصی برسیم. فقط یک فن نویسندگی رو دارم اجرا میکنم

حالا چند نمونه دلربا:

1-این بار شهدا از بهشت

برای تشییع ما آمده‌اند

2-موبایل برای ما نشده که

ما برای موبایل شده ایم

3- چشمانت برای من

و من فدای چشمانت

به اسم حضرت زهرا، به نفع عمری‌ها

عبدالمالک ریگی که تنش در گور بلرزد انسان به شدت توانایی در صحبت کردن و شست و شوی مغزی بود. یک بار بنشینید فیلم عملیات تاسوگی که خود گروهک‌شان گرفته‌اند را ببینید. 5 دقیقه دارد تکرار و تاکید می‌کند روی موضوع شهادت و ارزشش. این آدم در اعترافات‌اش هست که برای آتیشی کردنِ سنی‌های از هیچی بی خبرِ سیستان یک فایل مراسم عمر کشون یا به اصطلاح عید الزهرا پخش میکرده و این‌ها هم انگیزه می‌گرفتند و غیرتی می‌شدند برای جهاد با رافضی‌ها.

چند تا آدمِ احمق تو همین قم این غلطا رو میکنند، جورش رو اون شیعه بدبخت پاکستانی و سوری میکشه. حدیث جعلی‌ای هم دارند معروف به رُفع القلم به این معنا که در این روز (9ربیع الاول) قلمِ کاتب اعمال ما دیگر نمی‌نویسد و هر گناهی هم خواستیم بکنیم حساب نمی‌شود! این می‌شود که ؟؟؟؟ می‌آورند و باد می‌کنند. لباس قرمز می‌پوشند و می‌رقصند. روحانی مجلس را ؟؟؟؟ می‌کنند. حتی یک آخوندی در یکی از این مجالس ؟؟؟ارضایی می‌کند.

شهید ابراهیم هادی می‌گفت: توی این مراسم‌های عیدالزهرا خدا پیدا نمیشه.

همونایی که دهه محسنیه راه میندازن و تا 8 ربیع سیاه میپوشن، فرداش قرمز میپوشن. ابولؤلؤیی که میگن قاتل خلیفه دومه، خودش نفوذی یهود بوده. عمری که چندین لایۀ حفاظتی داشته چطوری این قدر راحت ترور میشه؟ بعد چطور این قدر وقت پیدا میکنه که شورای سقیفه رو طرح ریزی کنه؟ کعب الاحبارِ یهودی چند ماه قبل، کشته شدن عمر رو پیش بینی می‌کنه. بهش می‌گن از کجا پی بردی؟ میگه از روابط ستاره‌ها :|. تشکیلات یهود که متوجه شده بود عمر بن خطاب مهرۀ سوخته است از میان بر می‌دارتش.

درست سلام کنیم

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: یکی از نشانه‌های تواضع و فروتنی آن است که به هرکس برخورد نمائی سلام کنی.

بعضیام هستند وقتی بهشون سلام می‌کنی عزت بر سرت میگذارند و به طور کاملا نا محسوس یه صدای فیسسسِّ زودپز مانندی خارج می‌کنند که بهتره این صدا رو یکی ضبط کنه برای تست شنوایی استفاده کنه :|

یه عده دیگه هستند جواب سلام هم نمیدن(توجه کنید دارم درباره جامعه طلاب حرف میزنم). نمیدانم شاید جدیدا جواب سلام حرام شده. یه بار رفیقِ ما به یکی ازینا که جواب سلامشو نداد گفت: هووووو سلام کردمو. اون آقا هم که انگار در شرایط خاص هورمونی به سر می‌برد گفت: هااان چیه نمیخوام سلام کنم... :|.

ائمه توصیه کرده‌اند سلام و جواب سلام را بلند و رسا اظهار کنید و در روایتی هست که خسیس‌ترین آدم کسیه که توی سلام کردن خساست به خرج میده.

***

شهادت امام حسن عسگری رو مخصوصا به بچه سیدها و مخصوصا به حضرت مهدی تسلیت عرض می‌کنم. صدقه بدیم امروز به نیت امام زمان، صلوات بفرستیم برای سلامتی‌شون. امام یک ربات بی احساس نیست، غمیگن میشه، خسته میشه، حتی بیمار میشه. از دستِ آدم‌هایِ پستِ مدعی مثل من غمیگن میشه. عُلقه قلبی مون رو با حضرت حفظ کنیم.

این موبایلِ لعنتی و این کتابِ مردنی

گوشی موبایلی پای کتاب نیمه جانی را گرفته بود و با صورت روی زمین میکشید. یک دستش به بیل بود و دیگری به انتهای جلد کتاب. خون از لای ورق‌های کتاب می‌چکید. به پای درختی رسید و شروع به بیل زدن کرد. کتاب با آخرین توان باقی مانده‌اش زمزمه کرد: شاید یکی پیدا شد و به داد من رسید. شاید هنوز هم طرفداری داشته باشم. شاید دیر نشده باشد. در همین فکرها بود که موبایل از جیبش یک هشتگ آبی با لبه‌های تیز  به توی حلقوم کتابِ بیچاره کرد و کتاب پس از یک لرزش کوتاه جان داد. 

بعد هم موبایل شروع کرد به تکه تکه کردن اعضای کاغذیِ کتاب و خیلی مرتب داخل قبری که کنده بود گذاشت. بعد هم خاک‌های تپه شده را با سرِ بیلش آرام هل داد توی قبر و بعد که کامل قبر را پر کرد با پشت بیل رویش کوبید تا حسابی صاف شود. 

با لبه‌ی پایینی گوشی‌اش کلمه‌ی کتابخانه را روی قبر نوشت. آخر سر هم ایستاد و کمرش را خم کرد و شبیه کاغذی تا شد و از لای پایش عکس سلفی‌ای گرفت به طوری که قبر هم از لای پایش معلوم بود. شاید عجیب باشد این طور عکس گرفتن ولی مجبور بود. چند تا مشت هم توی شکمش کوبید و در کپشن سه کلمه نوشت: #روز_کتابخوانی_مبارک

نقد فیلم 2013 Her (او)

این نقد رو قبل‌ها نوشتم که الآن بازنویسی‌اش کردم و نسبت به قبل ارزش خواندن بیشتری داره.

حد نهایت سرگردانی یک انسان مدرن غربی در این فیلم به تصویر کشیده شده. شاید تئودور جلوه‌ای جاندار از مکتب بی جان لیبرالیسم است که سال‌هاست به بن بست رسیده. این فیلم روایت جهانی نه چندان دور است که یک مرد آن قدر تنها و ذلیل میشود که آخرین منزل برای عاشقی‌اش یک سیستم عامل هوشمند میگردد.

وقتی به تماشای فیلم می‌نشینیم انگار که داریم مرثیه‌ای بر حال کنونی جامعه خودمان را گوش می‌دهیم و جا دارد با ناراحتی‌ها و دلتنگی‌های تئودور گریه کنیم. آدم‌هایی که آن قدر با تکنولوژی عجین شده‌اند که می‌شود انسان و تکنولوژی را به زوجی ممزوج شده تشبیه کرد.

این فیلم من را یاد سری فیلم های cube می انداخت. در انتهای یکی از قسمت‌های فیلم "مکعب" وقتی آدم‌های گرفتار در زندان‌های مکعبی راه فرار را پیدا می‌کنند یکی از بازیگران از بیرون آمدن ممانعت می‌کند.

ازش میپرسند مگر تو نمیخواهی که با ما بیایی؟ بازیگرش که کوین اسپیسی باشد میگوید: من چیزی مهمی آن بیرون ندارم جز یک پوشه از فیلم های پورنوگرافی! و ترجیح میدهد در فضای سرگردانی مکعب‌ها بماند و می‌ماند.

این انسانِ مدرن تنهاست، خودگراست عاطفه اش تامین نمیشود و اخلاق سودگرایانۀ پراگماتیستی در رگ‌هایش ریشه دوانده. انسان مدرن اومانیستی به جایی متصل نیست مثل یک جسم اضافی بر کیهان است که هستی چون مرداری سعی در ساقط کردنش دارد.

ظاهرش زیباست اما فقط برای آدم هایی که ظاهرش را دیده‌اند آن‌ هم از نگاه ناقصِ سینمایی که خودشان به ما نشان داده‌اند و الا که اگر خوب دقیق شویم از درون تهی و موریانه زده است.

این خدایی که میگم همون خداست

مطمئنیم خدا میبینه

میشنوه 

میفهمه

و علم داره

ولی نمیدونم آیا قدرت چشایی

بویایی یا لامسه هم داره؟

یا که شاید خدا علم به ما دارد و نمیبیند

یعنی چون خدا در قالب زمان نمیگنجد

داستان ما برای خدا تمام شده هست

انگار که ما آخر مسیر هستیم و همین الآن که زنده ایم به آخر عمر رسیده ایم و در عین حال در بعد از مرگ به سر میبریم

نگاه خدا به ما این طوره که به جای که یک فیلم live از زندگی ما ببینه

سه تا چیز میبینه به نام آینده، گذشته و حال ما

همه رو یه جا علم داره و براش هم اتفاق افتاده و هم داره میافته :|

راستی میدونید خدا پول نداره؟ خودکشی هم نمیتونه بکنه

خدا نمیتونه از خدایی استعفا بده و بیاد شهردار تهران بشه 

یا یک وبلاگ بزنه پست بزاره وبلاگ برتر شه

پشت تریلی هم نمیتونه بشینه

دست فروشی هم نمیتونه بکنه :|

یعنی این قدر خل نیست که همچین کارایی بکنه

فعل عبث در خدا راه نداره

آدم اگر چاقو رو ساخت، خواست باهاش میوه قاچ کنه 

حالا یکی با چاقو بزنه یکی دیگه رو لکشه تقصیر مخترع چاقو که نیست!

خدا اگر آتش رو آفرید میخواست یه چیزی باشه که گرما بده، مثلا حیوانات گرم شن

حالا ما آتیشو برداریم یکی رو آتیش بزنیم تقصیر خدا چیه؟

یک کشور رو غارت کنیم یا اصلا تصمیم بگیریم وسط یه جای خشک مثل آفریقا کشور بسازیم و بچه ها توی قحطی به دنیا بیان

این قحطی تقصیر خدا که نیست تقصیر خود ماست

اگر سرطان گرفتیم سریع گیر ندیم بگیم خدایا چرا مریضم کردی

خب سیگار نمیکشیدی، رعایت تغذیه میکردی بیمار نشی تقصیر خدا چیه این کفه؟

اگر میل به خشونت در یکی هست برای اینه که در شرایط خاص از خودش دفاع کنه، به جهاد با ظالم بپردازه

ولی حالا یکی خشونت رو جای اشتباه به خرج داد یکی رو بیگناه کشت تقصیر خدا نیست که این میل رو داده 

خدا یک نظام خلق کرده با قوانین خاص خودش، مسائلی که فکر میکنیم بر خلاف عدل الهیه در واقع به خاطر اینه که جای اشتباه صورت میگیره، نسبت به ما انسان‌ها شر و بد و ظاهرا بی عدالتی است، برای یکی دیگه فرصت و نعمته

زیباترین زبان و ساز

سلیقه است. مبنایی علمی ندارد. ذوق شخصی است.

معتقدم زیباترین زبانِ روی زمین عربی است 

و زیباترین صدای ساز هم گیتارِ آکوستیک

حالا یکی این دوتا رو ترکیب کنه چه شود...

۱ ۲ ۳ . . . ۲۵ ۲۶ ۲۷
اعتبارات دنیا نوعاً وفا نمی کند و اگر هم وفا بکند تا دم قبر است و بعداز آن ماییم و ابد ما!
Designed By Erfan Powered by Bayan