سکوتــــــــــ

یادداشت‌های یک جوات

نقدی کوتاه بر کتاب "تب مژگان"

[پیش نوشت: این نقد نوشتۀ من نیست به یک دلیل و آن این که من تجربه و تخصصی در کارهای اطلاعاتی ندارم، برای همین برای نوشتن نقد فیلم به سراغ یک دوست اطلاعاتی رفتم؛ابتدا کتاب را با 2 واسطه امانت دادم به همین دوستی که تجربه‌ای بلند در کارهای اطلاعاتی داشته بخواند و سپس ازشون درخواست کردم که نقد خودشون بر کتاب را برایم بنویسند.

در پرسش و پاسخ با ایشان فهمیدم که: مقداری اغراق در داستان هست مثلا در بخش های تصمیم گیری و عمل به موقع نیروهای اطلاعات که غلو شده. همچنین در مسائل اخلاقی به من تذکر دادند که نیروی اطلاعاتی به هیچ وجه حق ندارد که کار خلاف شرعی انجام دهند، مثلا در داستان، محمد به نفیسه که یک دختر است برای اعتراف چندین بار سیلی میزند یا که سرش را به فرمون ماشین میکوبد و بیهوشش میکند و بعد، منتقلش میکند! خب چنین کارهایی جایی در بین سربازان گمنام امام زمان ندارد.

توضیحی کوتاه دربارۀ نویسندۀ کتاب: محمد حداد پور جهرمی که چند وقتی است نام کتاب هایش مثل حیفا و کف خیابون و همه نوکرهایش بر زبان افتاده، طی ادعای خودش یکی از نیروهای اطلاعاتی برون مرزی است که رمان‎‌هایش در واقع مستند- رمان هستند و روایت عملیات‌های اطلاعاتی‌ای هستند که خودش مسئول پرونده بوده، مثلا این کتاب تب مژگان که تصویرش را در پائین مشاهده میکنید دربارۀ فعالیت‌های تشکیلات بهائی در ایران است و بحث‌های امنیتی که به دنبالش پیش می‌آید، ان شا الله در پست‌های بعد در مورد دیگر کتاب‌هایش هم می‌نویسیم نمره من به کتاب 6 از 10]

و اما نقد حاجی مون:

توطئه‌ای کثیف از سوی فرقه‌ای ملحد به نام بهائیت نسبت به یک خانواده ایرانی منتسب به خانواده اطلاعاتی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران رقم می‌خورد. در ابتدای امر به نظر عملیات موفقی است ولیکن با تلاش جهادی نویسنده داستان و استمداد از عنایت حضرت حق و اهل بیت، موفق به قطع ید جنایت کاران وابسته یهودی بهائی از این خانواده پاک می‌شود که در این میان مستند ساز وقایع، از جنایت این گرگ صفتان بره نما در جامعه اسلامی ایران و در شهر شیراز پرده برداشته که چگونه با بهره ‌گیری از ضعف آگاهی، اعتقادی و تقوای مردم و ارائه یکسری جذابیت‌های پوچ و بی‌اساس و بیان شبهات، خرافه گرایی، بدعت گذاری و از همه مهم‌تر با استفاده از عدم آگاهی ریشه‌ای جوانان این مرز و بوم نسبت به آموزه‌های دینی و اعتقادی آن‌ها را از مدار حق جدا می‌نماید.

هر چند نویسنده در بیان اقدامات اطلاعاتی و شگردهای کاری خود از بُعد تخصص و زمان نتیجه گیری و اقدام به موقع غلو کرده ولی از بُعد عملیات روانی و ترسیم تخیلی این گونه اقدامات توسط جامعه اطلاعاتی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بیانی قابل تحسین داشته است.

عمار پدر خانواده بیشترین خسارت را متحمل میشود و مادر خانواده قربانی جنایت میشود و فرزندان خانواده مژگان و... آسیب‌های جدی دیده، مهره‌های واسطه به نام فرید و نفیسه و خانم کمالی توسط قوه عاقله اطلاعاتی شناسایی و به برکت خون شهید صحنه و هوشمندی محمد[نقش اول داستان] عناصر مهم‌تر فریبا و سهیلا در تور اطلاعاتی قرار می‌گیرند و از دور خارج می‌شوند و هستۀ خلاق توطئه و حلقۀ واسطه مرکزیت بیت العدل در اسرائیل به چنگ سربازان گمنام امام زمان می‌افتند.

رسما حالم از خودش و همه کتابهاش بهم میخوره. انصافا این حد از تنفر رو به هیچ نویسنده انقلابی (؟) و غیر انقلابی و داخلی و خارجی دیگه ای ندارم.
واقعا حال بهم زنه. تمامش. اصن دقیقا همین قسمتش حال بهم زنه که مدام داره تو حلق همه فرو می کنه که «اینا همه شون واقعی و مستنده».
تصور چندش آوری که تو ذهنم به وجود میاره از متنهاشم حال بهم زن تره. واقعا نمیتونم تنفرم رو نسبت بهش کنترل کنم. کاش اطلاعات یه مردی داشت که لااقل کف خیابون رو از کف جامعه جمع کنه.
اوه آقا یواش نزنی ما رو xD
چرا تنفر آخه؟ من که به شخصه از قلمش خوشم نمیاد ولی چون چشمم رو به خیلی مسائل باز میکنی برام جالبه
جهرمیه واقعا؟

+ سلام
فکر کنم اسمشم اطلاعاتی باشه 

+علیکم السلام 
موفق و موید باشید
حیفا همه نوکران و کف خیابون و خوندم این و نه
ان شا الله قسمت بشه اینم بخونید
آخخخخخ همه نوکرها!...
خب به آقای حدادپورجهرمی،بایک مقدارسختی،میشه این اشکالات مخصوصا کار خلاف شرع را منتقل کرد
من که کانالش رو ندارم شما میتونید بهش بگید
اتفاقا منم منظورم اطلاعات سپاه بود
دلیلی هم دارید بر ادعایی که میکنید؟ 
مگه اطلاعات اجازه میده به نیروهاش که در مورد عملیات ها بنویسند؟و خوشون اینطور راحت معرفی کنند؟

بعد اینکه گفتی اطلاعات کار خلاف نمیکنه از شوخی های روزگاره!
بیبشتر جهت عملیات روانی‌اش مد نظره، چیزی شبیه ماجرای ادوارد اسنودن که صرفا برای نشان دادن ابهت و نفوذ و بزرگی نیروی امنیتی بود.
اقلا اطلاعات سپاه این طوره که کار خلاف شرع نمیکنند چون خود حفاظت اطلاعات سپاه این ها رو میکنه تو گونی و این رفیق ما هم توی حفاظت اطلاعات بود
در مورد وزارت اطلاعات البته موضوع فرق میکنه مثلا در جریان قتل‌های زنجیره‌ای همسر سعید اسلامی را آن قدر شکنجه کرده بودند که کف پایش به استخوان رسیده بود! که بعد گندش در آمد.
من فقط همین یک کتابش رو کامل خوندم. توی کانالش بودم یه مدت.
از کامنت های خوانندگان که می گذاشت به نظر می اومد اکثریت جوان و نوجوان باشند.
به نظرم هیچ نیازی نبود توی داستان هاش برخی صحنه های دور از حیارو اینقدر باز کنه و تشریح کنه. اونم وقتی گروه سنی مخاطبش رو می بینه.
دوستان طلبه ام که کارهاشو دنبال می کردن، گاهی این تذکرات رو به ایشون می گفتند.
نمیدونم جدیدترین کتاب هاش هم اینطور هست یا نه!
ولی من از این جنبه خیلیییی زیاد بدم اومد از نوشته هاش و دیگه دنبال نکردم.
من همون اول که خوندم نوشته بود نفیسه با شلوار چسبون صورتی اومد... فهمیدم یه جای کار میلنگه. درست میفرمایید چنین نقدی بهش هست. مطالب غیر اخلاقی زیادی درون کتاب هاش بیان شده که احتمالا برای جذب مخاطب و فروش بیشتر بوده.زیاد لزومی هم نداشته. ولی در کل سبک بدیعی داره و یک بار خوندنش خوبه.
کتاب حیفاش که دیگه بدتره. 😑 ولی محتواش بهتره
یک مقدارم تخیلات جیمز باندی داره 
مثلا یه جاش میگه ۸۰۰ صفحه پرونده رو جلوش آتیش زدم گفتم بنویسش توی ۳ صفحه 
بعد ۳ صفحه رو باز آتیش زدم گفتم بنویس تو یک صفحه 😐😑😐😑
جا داشت یکی همون جا با کتاباش آتیشش بزنه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
امام خمینی اولین بار مسئله قیام و انقلاب را سال 1320 مطرح کردند که آیت الله بروجردی...
همین شد که بعد از فوت آیت الله بروجردی امام خمینی قد علم کردند و انقلاب شکل گرفت

در آن بجبوجه انقلاب و مبارزه یکی از علمای اعلام! به امام خمینی نامه نوشت و در نامه اش فقط سه جمله نوشت:
تند می‌روید، تند می‌روید، تند می‌روید...

امام ما هم در جوابش سه جمله نوشت:
کند می‌روید، کند می‌روید، کند می‌روید
Designed By Erfan Powered by Bayan