سکوت

شمعی، به قیمت سوختن جانش تاریکی را می درد...

روزانه نویسی این هفته :|

1.برای یک انسان آرمانی مثل من خیلی سخت است که وقتش پای مسائل معیشتی بگذرد ولی چه چاره ای دارم که لازم اند و باید تحمل کنم

شبیه علامه طباطبایی که ده سالی درس را ول کردند و به شهرشان بازگشتند فقط به خاطر مشکلات معیشتی

و خودشان نوشته اند که این زمان واقعا عذاب و شکنجه ی روحی زیادی کشیدم که عمرم تلف شد پای این مسائل


2. هفته ی پیش برای اولین بار به خودم جرئت نقد کردن فیلم را دادم و با انیمیشن Coco شروع کردم و چهار صفحه ای در باره اش نوشتم و انیمیشن یک ساعت و نیمه را در 3 ساعت دیدم ولی چه کنم که وقتمان برکت نداشت تا ما بقی اش را تکمیل کنم


3. پریشب یک ساعتی رفتم در یکی از این گروه های مناظره آتئیست ها و به علت قحطی بچه مسلمون یک مناظره ی 5 به 1 کردم و خوب هم جوابشان را میدادم 

و مثلا از برهان شر میگفتند و میگفتم بروید کتاب عدل شهید مطهری را ببینید حرف جدیدی نمیزنید و 40 سال پیش بهش جواب داده شده 

از شبهات دیوید هیوم میگفتند و علیت را زیر سوال میبردند و بهشان میفهموندم حرف های هیوم متناقض اند 

و آدرس اصول فلسفه و روش رئالیسم میدادم

یه جا هم گفتم استفراغ های دویست سیصد سال پیش فلاسفه ی غربی را آورده اید فکر کرده اید خبری است که حال خیلی هاشون رفت توی قوطی :) و یهویی سه چهار نفر دادشان در آمد که داری توهین میکنی و ادمین اخراجش کن کم آورده ایم


4. تعطیلی عید زمان خوبیه برای جبران کم و کاستی هایم چه جبران برنامه های مطالعاتی ام  و چه جبران انس هایی که باید میگرفتم و نگرفتم، همسر اعتراض میکرد که چرا استراحت نمیکنی و چرا جمعه ها هم کلاس میروی؟

اشاره کردم به کله ی کچلم و گفتم: ببین من سربازم، سرباز تعطیلی نداره.


5. زندگی متاهلی سختی های خاص خودش رو داره، دیگه نمیتونی برای خودت باشی، وقتت کم میشه ولی خوبی های خودش هم داره، نصف دینت ادا میشه، از حیث جنسی و روانی و عاطفی متعادل میشی، وقتت برکت پیدا میکنه، متعهد میشی به زندگی و فداکاری و صبر رو یاد میگیری.


6. میدونم جز دو سه نفر رفیق شفیق کسی چشم انتظارم نمیمونه ولی زودتر از نیمه فروردین برنمیگردم و تا اون موقع وبلاگ تعطیله 

اگر تو این مدت به شهادت رسیدیم یاد امام شهدا رو ببرید کرببلا و بریزید تو خیابونا و کمپین نه به شلوار کردی اجباری راه بندازید و اگر آتئیست و منافقِ اصلاح طلب نما و فرهنگ ساز نما دیدید که مغرِض و مُعانِده بکنیدشون تو گونی 

و من الله توفیق 27 اسفند 1396

چرا رهبری برخورد نمیکند؟(2 موردش خواندید کافیست)

 چرا افراد مفسد یا مسئولین ناکارآمد بلافاصله پس از شناسایی، عزل و برکنار نمی‌شوند؟
نکته مهم این است که بسیاری از مردم انتظار دارند و یا تصور می‌کنند که تصمیم‌گیری در این رابطه باید از سوی رهبر معظم انقلاب اتخاذ گردد.

۱- طبق قانون فقط عزل و نصب رئیس قوه قضائیه و فرماندهان نظامی و انتظامی و نهادهای وابسته به رهبری مانند؛ کمیته امداد امام خمینی(ره)، به‌طور مستقیم بر عهده رهبری است و عزل و نصب سایر مسئولان و مدیران اجرایی کشور بر عهده رؤسای قوای سه‌گانه است، البته بر اساس اصل هشتاد و نهم قانون اساسی، عزل رئیس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور و پس از حکم دیوان عالی کشور یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی و یا تخلف وی از وظایف قانونی، نیز بر عهده مقام رهبری است.

۲- طبق قانون، سطح رهبری راهبردی و سیاستگذاری کلی و کلان است، نه ورود عملی به مباحث اجرایی که در حوزه وظایف قوای سه‌گانه قرار دارد، با این‌حال رهبر معظم انقلاب، همواره با تأکید بر فرصت‌های فراوانی که برای بهبود شرایط در اختیار مسئولین محترم قرار گرفته، اهمیت برخورد به‌هنگام با تخلفات و ضرورت رفع نواقص و کاستی‌های اجرایی در نظام اداری کشور را (گاهی حتی با اشاره به جزئیات)، به مسئولین ذیربط متذکر و رفع آنها را به‌طور مکرر از آنها مطالبه کرده‌اند.

۳- از آنجا که در نظام جمهوری اسلامی ایران، تمام مسئولین به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق آرای مردم انتخاب می‌شوند و پایه و اساس نظام بر مبنای مشارکت عمومی و مردم‌سالاری دینی بنا نهاده شده است، لذا مقام معظم رهبری همواره تلاش نموده‌اند تا در راستای احترام به خواسته و نظر مردم، از دخالت در عزل و نصب مسئولان اجرایی اجتناب نمایند.

با این‌حال قطعاً همان‌گونه که حضرت امام(ره) در برخورد با بنی‌صدر و آقای منتظری عمل کردند، چنانچه کشور در وضعیت حاد قرار گیرد، ایشان نیز وارد عمل خواهند شد. اما باتوجه به این‌که بخشی از ناهنجاری‌های اداری موجود بر اثر سوءمدیریت و غفلت در نظارت صحیح و برخورد اصولی با متخلفین و به‌طور ناخواسته شکل گرفته، لذا بی‌شک کشور هم‌اکنون در چنین شرایطی قرار ندارد.

۴- اصولاً همان‌گونه که اشاره شد، نظارت و کنترل و رسیدگی به تخلفات اداری و اجرایی و برخورد با عناصر فاسد و ناکارآمد، جزء وظایف ذاتی مسئولین قوای سه‌گانه است، که با فراز و فرود و با ضعف و قوت در حال اجراست و امید است قبل از آن‌که به وضعیت بحرانی برسد، با فوریت، جدیت و قاطعیت هرچه‌ بیشتر، تقویت، فراگیر و عملیاتی شود.

۵- با توجه به توضیحات فوق؛ به‌نظر می‌رسد، در حال‌حاضر دشمنان داخلی و خارجی نظام، جاهلانه و در عین‌حال ناامیدانه مترصد آن هستند تا با هوچی‌گری و جوسازی رسانه‌ای در فضای مجازی و با بزرگنمایی مشکلاتی که بخشی از آن حاصل توطئه‌ها و اقدامات خصمانه خود آنها در عرصه‌های مختلف؛ اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است، به خیال خود زمینه برای دخالت احتمالی رهبری در امور اجرایی را فراهم و سپس براساس یک سناریوی از پیش طراحی شده و با نسبت دادن انواع اتهامات به ساحت مقدس ولایت فقیه، کشور را به آشوب بکشانند.
در واقع هدف دشمن از بزرگنمایی این مشکلات و مقصر جلوه دادن مسئولین عالی نظام در سطوح مختلف، ناامید ساختن جامعه و همراه نمودن افراد عادی با این کارزار، برای تشکیک در مورد کارآمدی نظام و زیر سؤال بردن جایگاه ولایت فقیه و در نهایت ایجاد بهانه برای دخالت در امور کشور از طریق عوامل وابسته داخلی و فراهم نمودن شرایط برای اجماع جهانی علیه ایران است.

بنابراین؛ هرگونه شبهه‌آفرینی در این زمینه و اعمال فشار برای مداخله غیرضروری رهبری، می‌تواند به استفاده ابزاری دشمن از واژه‌هایی مانند؛ آزادی و حقوق‌بشر و حتی وارد ساختن اتهام دیکتاتوری به مسئولین خدمتگذار نظام منجر و تأمین کننده اهداف بیگانگان برای تکمیل قطعات پازلِ توطئه‌هایی باشد که از بدو انقلاب اسلامی علیه کشور ما اجرا کرده‌اند.

کلام آخر این‌که اگرچه وجود برخی از مفاسد و ناهنجاری‌های اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی در نظام اداری کشور انکارناپذیر است و حساسیت نشان دادن نسبت به آنها لازم و ضروری است، اما چون فراگیر و سازمان یافته نیست، لذا انتظار می‌رود با تذکرات رهبری، هوشیاری مردم همیشه در صحنه و اقدامات مجدانه مسئولین، به زودی شاهد برچیده‌شدن کامل این مفاسد باشیم.

حالا شده اند دلسوز!

🔲تجربه‌های سی ساله‌ی ما، ملت را آگاه کرده است. اینها میدانند. اینها همان دولتها و حکومتهائی هستند که هشت سال در دوران دفاع مقدس که علیه این ملت جنایت شد، شهرها بمباران شد، خانه‌ها ویران شد، بمبهای شیمیائی زدند، انسانهای بی‌گناه را کشتند، نه فقط دلشان برای ملت ایران نسوخت، بلکه به دشمن ملت ایران کمک هم کردند. مردم ما این را دیده‌اند. اینها که فراموش‌شدنی نیست. 


🔲حالا شده‌اند دلسوز! مردم رفتار اینها را با ملتهای مظلومی که پنجه‌ی اینها در آنها جاگیر شده است، می‌بینند؛ مثل ملت افغانستان، مثل ملت عراق، مثل پاکستان، مثل ملت فلسطین. هر جا اینها پنجه‌شان جاگیر شد، ناخنشان بند شد، هرچه توانستند، ضربه زدند. اینها به مردم رحم نمیکنند؛ مردم‌دوستی، دور از جنابِ آنهاست. حالا نسبت به ملت ایران، نسبت به کسی یا کسانی در داخل کشور، طرفدار شده‌اند! خب معلوم است که این غرض و مرض آنها از این کارها چیست. این را مردم میفهمند.


🔲 شما اگر متحد باشید، شما اگر با هم باشید، شما اگر این روحیه‌ی استحکامی را که انقلاب به ملت ما داد و در طول این سی سال ملت ما آن را حفظ کرده است، نگه دارید، «لایضرّکم کیدهم شیئا»؛ هرگز دشمنی آنها به شما اثری نخواهد کرد، و آنها نخواهند توانست به ملت ایران آسیبی وارد کنند.


✅مقام معظم رهبری (۱۳۸۸/۰۴/۰۷)

چالش غم!

چه میشد اگر انسان غم نداشت؟

اگر روزی بیاید که تاریخ انقضای حس غم از جامعه ی بشری ریشه کن شود آن روز چه اتفاقی می افتد؟ 

چه فرقی میکند روزی که با غم همراه باشد و روزی که با غم نباشد؟

اصلا آیا ما نیازی به غم داریم؟ آیا نیاز به غمگین شدن و اشک ریختن داریم؟

اگر این اشک نبود... اگر این درد و رنج نبود چه میشد؟

اگر یک انسانی احساس غم نداشته باشد چه تفاوتی با دیگر انسان ها دارد ؟

راحت تر زندگی میکرد  یا سخت تر؟

دلش تنگ نمیشود برای غمگین شدن و گریه کردن؟

من به شدت جلوی فکرم را میگیرم که نظری ندهد و 

دوسدارم که این چالشی باشد و موضوع انشاء بشود و رفقا در آن شرکت کنند.

اگر دوست دارید که شرکت کنید توی این چالش و 

اگر پستی نوشتید درباره ی این موضوع 

لینک مطلب تون رو لطف کنید تا بزارم بقیه بتونند استفاده کنند

و معرفی کنید و نشر بدید

ضرورت این موضوع چیه؟ چون ما وقت های زیادی غمگین هستیم و عمرمون رو به این حال میگذرونیم میخواهیم چیزهایی بیشتری بفهمیم و کشف کنیم

و این که حاجی تون فکر میکنه موضوع جالبیه!

و اما چرا اسم وبلاگ شد سکوت؟

آدمی سوالاتی دارد که مثل کنه به او میچسبند و رهایش نمیکنند، انسان برای فرار از جواب دادن به این سوالات به سرگرم کردن خود میپردازد و از تنهایی فرار میکند و به پایکوبی میپردازد تا خود را گم کند و به آن ها فکر نکند.

ولی چه کند که هیچ وقت او را رها نمیکنند و بالاخره روزی میشود که با این سوالات تنها میشود و آن زمان است که نمیتواند خود را با کثرت ها مشغول کند و باید جواب بدهد که چه میکند و عمرش را چه کرده؟

رسیدن به این جواب ها که چه میخواهد بکند  نیازمند خلوت است. نیاز به خلوت و سکوت و اشک است. و در سکوت است که این تفکر شکل میگیرد. و کمک کار عقل میشود.

دلیل العقل تفکر و دلیل التفکر الصمت ( کافی ج1 ص 16)

این ها را دیشب در کتاب صراط مرحوم علی صفائی حائری خواندم

بعضی چیزها را قبل از آن که در متن دین و سخن بزرگان بخوانم خودم به آن رسیده ام و این داستان سکوت و تفکر از این موارد است.

فلسفه به چه درد میخورد؟!

 هدف نزدیک هر علمی، ارضای خواست حقیقت‌جویی انسان در محدودهٔ مسائل همان علوم است، ولی هر علمی می‌تواند به نحوی در شئون مادی و معنوی انسان مؤثر باشد و هدف‌های باواسطهٔ دیگری را نیز داشته باشد.

علوم طبیعی نقش مهمی را در بهزیستی مادی انسان ایفا می‌کنند، و علوم ریاضی وسیله‌ای برای پیشرفت و تکامل آنها به‌شمار می‌روند و با کمک علوم الهی می‌توانند در بُعد معنوی انسان نیز مؤثر باشند.

رابطه علوم فلسفی با بُعد معنوی انسان نزدیک‌تر است، ولی همه آنها نیازمند به فلسفه اُولی هستند. از‌این‌رو مابعد‌الطبیعه را می‌توان کلید تکاملات معنوی و سعادت جاودانی بشر به‌حساب آورد.

روز های خسته

خب سید که شدیم 

اگر میشد معصوم هم بشیم

بعدشم امام

بعدشم خدا

خیلی عالی میشد xD

ولی اقتضای طبیعت و اراده ی اینجانب ناقص بودن و ممکن الخطا بودن است 

کی شود از شر وابستگی به ماده رها 

و مجرد شویم

یک روزهایی مثل امروز از خستگی ذهنی کم می آورم و شیخ المرددین(شیخ رد دادگان) میشوم

و میروم اصول تغذیه را میگذارم زیر پا 

و هر چه غذای مضر است میخورم و به ما بقی اش فکر نمیکنم

این جسم اسفار لازم شده

افسار ببخشید

۱ ۲ ۳ . . . ۵ ۶ ۷
کبریتی خسته
در گوشه ای
غرق در فکر است
و غافل از گذر زمان
من در فضای مجازی
Designed By Erfan