ســکــوت

لطفا سکوت را رعایت فرمایید

بیدارین؟

چند وقت پیش بود که جناب آذری جهرمی توییت با محتوایی فقط با یک کلمه نوشتند: بیدارین؟

من هم تا الآن در فکر جواب دادن بودم. نیمه‌های شب، وقتی که دردها بر سرم آوار می‌شوند و خواب را از چشمانم می‌دزدند به این فکر می‌کنم که خوابم یا بیدار؟

آقای وزیر؛

سلام، خواستم بگویم بیدارم، چشمانم سرخ شده‌اند مثل بچه‌ای که در میان دود آتش‌ حبس شده و انتظار می‌کشد تا کسی او را نجات دهد.

بیدارم مثل شهیدی که شاهد بی کفایتی شما بود و برای جمع کردن تدبیراتِ شما! به میان آشوب رفت و بعد ما تابوتش را روی دستمان بلند کردیم و با قطرات اشک دخترش گریستیم.

بیدارم، خیلی بیدار اما بر عکس شما لبخندی به لبانم نمی‌آید، نشسته‌ام و به اینترنت فکر می‌کنم، به تلگرامی که تشریفاتی فیلتر شد و به فیلترشکن‌ها و پروکسی‌های که به راحتی پیدا می‌شوند.

نشسته‌ام، دستم را زیر چانه‌ام گذاشته‌‌ام و به شما فکر می‌کنم و ومدیریتِ اینترنتی که عامل اصلی مرگ آدم‌هایی است که در خیابان‌ها کشته شدند.

در این نیمه شب چیزی به نام شبکۀ ملی اطلاعات ذهنم را مشغول کرده است که چرا با وجود تأکیدات رهبری هنوز اجرایی نشده؟

تنها تدبیری که اتفاق می‌‌افتد این است که اگر کشور دچار آشوبی شُد، اینترنت را قطع می‌کنیم و بعد از چند روز تنها سایت‌های داخلی را باز می‌گذاریم و بعد هم بازگشت به حالتِ شاد اول.

کار شما شبیه کسی است که جای اصلاح سیم لختی که از دیوار بیرون زده و عوض نظارت روی کودکی که در آن نزدیکی است، می‌پرد و برق را قطع می‌کند. نه فرهنگ سازی و تربیتی شکل می‌گیرد و نه سیستم اینترنت اصلاح می‌شود.

از اینستاگرام که مرکز فساد جنسی و تریبون سلبریتی‌های بیسواد و منافق است از ابتدا جلوگیری نمی‌شود و حالا که هزاران کسب و کار اینترنتی رویش بنا شده زمزمۀ فیلترش به گوش می‌رسد، فیلتری که یک کمدی ملی محسوب می‌شود.

با شبکۀ ملّی اطلاعات امنیت فضای مجازی حفظ می‌شود و اینترنت که بعد از نفت دومین درآمد دولت است، هزینه‌اش کاهش می‌یابد و سرعتش بالاتر می‌رود.

کرۀ جنوبی که رتبۀ اول سرعت اینترنت را دارد، این طرح را اجرا کرده، بد نیست که شما و هم کیشانتان که جای نگاه به آسمان، همیشه نگاهتان به بیرون از مرزهای کشور است، نظری هم به روسیه و هند و چین بیندازید.

ساعت از 3 شب گذشته و من هنوز بیدارم، تصاویر اغتشاشات را رد می‌کنم، به ماشین‌های آمبولانس و آتشنشانی که در مسیر مانده‌اند فکر می‌کنم و هنوز هم در تعجبّم که چقدر یک آدم آن هم در حدّ وزیر ارتباطات می‌تواند سر خوش باشد که بنویسد: بیدارین؟

ما بیداریم ولی ای کاش شما هم بیدار باشید، مثل شهید کاوه که سه روز نخوابیده بود و در برف کردستان نشسته بود و پشت بیسیم فریادِ غیرت می‌زد.

به نظر ما و دوستامون یکی از کاندیدای بعدی ریاست جمهوری همین اقای جهرمی هستن
خیلی عوضی ان...
با چهره موجه و جوان
بعید هم نیست با موصاد دستش تو یه کاسه باشه!!!!!!
خیلی جاسوس میزنه
:|
نه بزرگوار
به این راحتی هم نمیشه قضاوت کرد
درسته خرابکارند ولی باید محرز بشه
این حرف شما میتونه جرم تلقی بشه
عجب متنی نوشتی پسر
خدا رو شکر یک متنی نوشتیم که بتونه باعث بشه فراموش کنیم شما یک دوارن هم داشتی که سیاسی مینوشتی
سرِ کلاس نوشتم
هزار بار خط زدم و دوباره نوشتم
يكشنبه ۳ آذر ۹۸ , ۱۹:۲۴ حـــــ ـمــیـد
 اینارو باید خودمون کله پا کنیم :))
شما استعداد بسیاری بالایی در ترور و فرقه سازی داری :))
یعنی الآن بهت اسلحه بدیم خیلی ها رو زخمی میکنی
يكشنبه ۳ آذر ۹۸ , ۱۹:۲۵ مجتبی اسمعیل زاده
تا زمانی که منافع خودشون رو بصورت فیزیکی احساس نکنن کاری انجام نمیدن
این گوریه که مردم به دست خودشون پای صندوق رأی کندند
بسیار عالی ...
بدتر از اون توییت بیدارین ,
توییتی بود که با محتوای خالی فرستادن !
چقدر این ادم مشمئز کننده میتونه باشه.
انگار میخواد رئیس جمهورم بشه
تازه این قدر حرف ها هست که نمیشه گفت
بله بیداریم
(جوابی مثل ان دسته از مخاطبان که پست را نمیخوانند و فقط جوابی به عنوان یا خط اخر پست می‌دهند)
خدا رو شکر
خدا رو شکر
ما حتی این مخاطبینِ سرسری خوان را هم تکریم میکنیم
به خدا قسم دردم می آید از فیلتر صحبت می‌کنند اما در زمان قطعی اینترنت، فیلترشکن‌ها نیز قطع است!
والله قسم دردم می آید برخی به توئیت بازی مشغولند، اما از درد مردم خبر ندارند و اصلا برایشان مهم نیست.
اصلا سیستم اقتصادی این دولت روی مستضعف پروری نیست
سیب زمینی اگر اضافه اومد باید همش دفن بشه و گروهی له بشن تا فکر کنند که اقتصادشون پیشرفت میکنه
سلام نکته اول در مورد متن که مثه همیشه فوق العاده بود
واقعا اونیکه بیداره مردم هستند و اونیکه خوابه مسئولینی هستند که خوابند و البته بهتره بگم براش بصرفه است که خواب باشند.
پست بیدار کننده ای بود .
شما تعریف میکنی
منم خوشم میاد
بعدش اخلاص کار میپره و میره

نکن این کارو برادر
سلام
من می‌ایستم و تا وقتی که دستانم دیگر توان نداشته باشند، برای شما و یادداشتِ غرّای شما دست میزنم.
اجازه بدید!
منم به خاک میفتم
و تا جایی که انرژی توی بدن دارم خاک پاهاتو سرمۀ چشمام میکنم :))
عشقی داداش
دوشنبه ۴ آذر ۹۸ , ۱۶:۰۵ دچارِ فیش‌نگار
آشیخ روزنامه نمیزنی؟
شماره چهارش قرار بود امروز چاپ بشه
ولی نرسیدم طراحیش رو انجام بدم
شماره دوم و سومش رو گذاشتم توی سایت نشریه:
سومش یکمی ویرایش نیاز داره
حدس و گمان بود حتمی نبود
خلاصه که انگار دل پری دارید از این مرتیکه جاسوس :))
به پای اون دوران ما که نمیرسه ولی برای شروع بد نیست:دی
اگر از من بپرسند که آرزوت چیه
اینه که فقط یک روز بتونم مثل دوران اوج شما بنویسم
سلام
یه تعریف شسته رفته، و البته کامل و جامع، از شبکه‌ی ملی اطلاعات می‌خوام. دارین؟
نه :/
سرچ کنید خودتون اطلاعات کسب کنید
فقط در همین حد بگم که به معنای محدود کردن و فیلترینگ قوی‌تر نیست
الآن دیتای بین الملل رو از شرکت های خارجی میخریم
اون موقع خودکفا میشیم
سلام سید
کوبنده بود و عالی
مخلصتیم
کوبنده شمایی، ما ادای امثال شما رو در میاریم
شنبه ۹ آذر ۹۸ , ۱۰:۵۵ قاسم صفایی نژاد
احسنت
من خیلی تلاش کردم به این کامنت از دکتر صفایی برسم :))
يكشنبه ۱۰ آذر ۹۸ , ۰۸:۵۰ قاسم صفایی نژاد
ای آقا :D
احسنت رو از امام زمانت بگیری. من کی باشم؟
واقعن هم درستش همینه که منتظر أحسنت آقا باشیم
نوشتن برای دو تا بارک الله و 5 دقیقه دست زدن و 3 دقیقه سکوت به جایی نمیرسه
خییلی خوب بود.

حرف دل هممون بود.

عالی مختصر وتاثیر گذار.

:)
درس پس میدیم
ما به قلم شما غبطه خوردیم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
از خاکسترها بریدیم
و در هوا پخش شدیم و بالا آمدیم

از خون‌ها نیرو گرفتیم
و رنگ خود را بر آسمان زدیم

پرنده‌ شدیم و بالاتر از هواپیما‌ها اوج گرفتیم
برعکس حرکت کردیم
و در اقلیت ماندیم

قلبی تپنده که از عالَم منفصل گشته
و بعد
تپیدیم
و تپیدیم
و تپیدیم

به آخر قصه رسیدیم
و فقط خون بود
و خون بود
و خون

------------------------------------

کلمات و رنگ‌های وبلاگ ظاهر نیستند، باطن نویسنده هستند که نمایشگاه آنلاینی را به نمایش گذاشته‌اند.
اولش که طلبه نبودم به رنگ پوچی و تنهایی و شک، تابلوی مجازی‌ام را ساختم
تابلویی که آینۀ تمام قد من بود.

افسرده بودم و حیران
خاکسترهای باقی مانده از وجودِ دردمندی بودم که گوشه‌ای افتاده بود

مُرده‌ای که صورتش مات و رنگ پریده بود
با یافتن معنایی به اسم خُدا
هویت گرفت

به پشتوانۀ خون‌هایی 1400 ساله به آسمان آمد
آسمان در این جا هم انفصال است هم علوّ و هم بصیرتی بر جامعه

پرنده شُدیم، پرنده‌ای به دور از فلزات زنگ زدۀ ماشینی
خلاف جمعیت دنیا حرکت کردیم

طوری که وقتی همه فرار می‌کردند
ما رو آوردیم

و وقتی همه سرشان در گوشی بود
ما با انگشتمان خورشید را نشان داده فریاد می‌زدیم

سرخی یعنی خون، یعنی عشق، یعنی احساس
سرخی یعنی یک دنیا خاطره از وبلاگ قبلی که در آتش افسردگی خاکستر شد و حالا مثل قلبی می‌تپد
وبلاگی که با «بی نام و نشون» بودنش
اخلاص را به همراه آورده بود

قبل‌ترها که دربارۀ کرم‌های شب تاب نوشتم
گفتم پول که به میان بیاید فساد هم می‌آید
اما باید کمی عقب‌تر بیایم
اسم‌ها که به میان بیایند
همه چیز از بین می‌رود
اصلا چیزی نمی‌ماند که درگیر فساد شود

این منم که با زبان 0 و 1 می‌خوانیدش
نه کلمه بخوانید
و نه رنگی ببینید
کمی دقیق‌تر خیره شوید

انسانی را ببینید که در هزارتوی کلمات سیاه
دنبال لبخند آخرین گل سرخ می‌گردد
Designed By Erfan Powered by Bayan