سکوتــــــــــ

عبد شدن هم آرزوست

این موبایلِ لعنتی و این کتابِ مردنی

گوشی موبایلی پای کتاب نیمه جانی را گرفته بود و با صورت روی زمین میکشید. یک دستش به بیل بود و دیگری به انتهای جلد کتاب. خون از لای ورق‌های کتاب می‌چکید. به پای درختی رسید و شروع به بیل زدن کرد. کتاب با آخرین توان باقی مانده‌اش زمزمه کرد: شاید یکی پیدا شد و به داد من رسید. شاید هنوز هم طرفداری داشته باشم. شاید دیر نشده باشد. در همین فکرها بود که موبایل از جیبش یک هشتگ آبی با لبه‌های تیز  به توی حلقوم کتابِ بیچاره کرد و کتاب پس از یک لرزش کوتاه جان داد. 

بعد هم موبایل شروع کرد به تکه تکه کردن اعضای کاغذیِ کتاب و خیلی مرتب داخل قبری که کنده بود گذاشت. بعد هم خاک‌های تپه شده را با سرِ بیلش آرام هل داد توی قبر و بعد که کامل قبر را پر کرد با پشت بیل رویش کوبید تا حسابی صاف شود. 

با لبه‌ی پایینی گوشی‌اش کلمه‌ی کتابخانه را روی قبر نوشت. آخر سر هم ایستاد و کمرش را خم کرد و شبیه کاغذی تا شد و از لای پایش عکس سلفی‌ای گرفت به طوری که قبر هم از لای پایش معلوم بود. شاید عجیب باشد این طور عکس گرفتن ولی مجبور بود. چند تا مشت هم توی شکمش کوبید و در کپشن سه کلمه نوشت: #روز_کتابخوانی_مبارک

این همه تبعیض و بلا و مصیبت و بدبختی چرا؟

از این جای تاریخِ وبلاگی به بعد، هر کتابی که خوندم یک قسمتی که فکر میکنم ندیده و نخونده و نشنیده یا مهم و حیاتی باشه رو به اشتراک میزارم تا به لطف حضرتِ حق چند کتابخوان تحویل جامعه دهیم و کتابخوان‌هایی که راکد شده‌اند را از گندیده شدن نجات داده به منجلاب فساد بکشانیم :D و زمینه سازی ظهور حضرت حجت را کلا منقطع و منهدم نماییم (صدای لعن و نفرین حضار و سپس تکبیر و کشته شدن چند تن به تبع آن...


مسئله حکمت بالغه به این صورت مطرح می‌شود که نظام هستی، نظامی حکیمانه است؛ یعنی نه تنها علم و شعور و اراده و مشیت در کار جهان دخیل است، بلکه نظام موجود، نظام احسن و اصلح است و وضعی دیگر و نظامی دیگر احسن و اصلح از این نظام، ممتنع و ناممکن است؛ جهانِ موجود، کامل‌ترین جهان ممکن است.

سوال: ناقص الخلقه‌ها، بلاها و مصیبت‌ها، قباحت منظرها، اعضا و اجزای زائد در بدن انسان و حیوان خلاف حکمت را ثابت می‌کند. عادلانه بودن این نظام به نبودِ ظلم، آفات و بلایا، فنا و نیستی، جهل، عجز، ضعف و فقر است. اگر نظام موجود عادلانه است پس این همه تبعیض چرا؟ یکی سیاه یکی سفید؟ یکی سالم یکی علیل؟ یکی زشت یکی زیبا؟ یکی گوسفند یکی عقرب یکی انسان؟ یکی شیطان یکی فرشته؟ 

الف)غالبا هنگامی که سوال می‌شود فایده و حکمت فلان مخلوق چیست؟ پرسش کننده خدا را مانند مخلوقی که در کارهایش از مخلوقات و موجودات حاضر برای هدف خودش می‌خواهد بهره بگیرد و اگر از اول توجه داشته باشد که معنی حکمت الهی این است که فعل خداوند غایت دارد نه خود خدا و حکمت هر مخلوقی غایتی است نهفته در نهاد خود آن مخلوق و خداوند او را به سوی غایت ذاتی خودش می‌راند.

ج)غایات فعل الهی غایات کلیّه است نه غایات جزئیّه؛ غایت خلق آتش، احتراق است به طور کلی، نه فلان احتراق جزئی که احیاناً به حال یک فرد مفید است و یا احتراق جزئی دیگر که احیاناً به حال فرد دیگری مضر است.

د) عدم قابلیت قابل در موارد زیادی منشا محرومیت برخی موجودات از برخی خیرات و کمالات می‌شود. راز پیدایش برخی نقص‌ها از قبیل جهل‌ها، عجز‌ها از نظر نظام کلی و جنبه ارتباط با واجب الوجود همین است.

ح) هیچ شری، شر محض نیست؛ عدم‌ها و نیستی‌ها به نوبۀ خود مقدمۀ هستی‌ها و خیرات و کمالات‌اند؛ شرور به نوبۀ خود مقدمۀ و پلۀ تکامل‌اند. این است که گفته می‌شود در هر شری خیری نهفته و در هر نیستی، هستی‌ای پنهان است.

کتاب جهان بینی توحیدی، بخش پنجم:حکمت بالغه و عدل الهی.

 اثر شهید مرتضی مطهری

نقدی کوتاه بر کتاب "تب مژگان"

[پیش نوشت: این نقد نوشتۀ من نیست به یک دلیل و آن این که من تجربه و تخصصی در کارهای اطلاعاتی ندارم، برای همین برای نوشتن نقد فیلم به سراغ یک دوست اطلاعاتی رفتم؛ابتدا کتاب را با 2 واسطه امانت دادم به همین دوستی که تجربه‌ای بلند در کارهای اطلاعاتی داشته بخواند و سپس ازشون درخواست کردم که نقد خودشون بر کتاب را برایم بنویسند.

در پرسش و پاسخ با ایشان فهمیدم که: مقداری اغراق در داستان هست مثلا در بخش های تصمیم گیری و عمل به موقع نیروهای اطلاعات که غلو شده. همچنین در مسائل اخلاقی به من تذکر دادند که نیروی اطلاعاتی به هیچ وجه حق ندارد که کار خلاف شرعی انجام دهند، مثلا در داستان، محمد به نفیسه که یک دختر است برای اعتراف چندین بار سیلی میزند یا که سرش را به فرمون ماشین میکوبد و بیهوشش میکند و بعد، منتقلش میکند! خب چنین کارهایی جایی در بین سربازان گمنام امام زمان ندارد.

توضیحی کوتاه دربارۀ نویسندۀ کتاب: محمد حداد پور جهرمی که چند وقتی است نام کتاب هایش مثل حیفا و کف خیابون و همه نوکرهایش بر زبان افتاده، طی ادعای خودش یکی از نیروهای اطلاعاتی برون مرزی است که رمان‎‌هایش در واقع مستند- رمان هستند و روایت عملیات‌های اطلاعاتی‌ای هستند که خودش مسئول پرونده بوده، مثلا این کتاب تب مژگان که تصویرش را در پائین مشاهده میکنید دربارۀ فعالیت‌های تشکیلات بهائی در ایران است و بحث‌های امنیتی که به دنبالش پیش می‌آید، ان شا الله در پست‌های بعد در مورد دیگر کتاب‌هایش هم می‌نویسیم نمره من به کتاب 6 از 10]

و اما نقد حاجی مون:

توطئه‌ای کثیف از سوی فرقه‌ای ملحد به نام بهائیت نسبت به یک خانواده ایرانی منتسب به خانواده اطلاعاتی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران رقم می‌خورد. در ابتدای امر به نظر عملیات موفقی است ولیکن با تلاش جهادی نویسنده داستان و استمداد از عنایت حضرت حق و اهل بیت، موفق به قطع ید جنایت کاران وابسته یهودی بهائی از این خانواده پاک می‌شود که در این میان مستند ساز وقایع، از جنایت این گرگ صفتان بره نما در جامعه اسلامی ایران و در شهر شیراز پرده برداشته که چگونه با بهره ‌گیری از ضعف آگاهی، اعتقادی و تقوای مردم و ارائه یکسری جذابیت‌های پوچ و بی‌اساس و بیان شبهات، خرافه گرایی، بدعت گذاری و از همه مهم‌تر با استفاده از عدم آگاهی ریشه‌ای جوانان این مرز و بوم نسبت به آموزه‌های دینی و اعتقادی آن‌ها را از مدار حق جدا می‌نماید.

هر چند نویسنده در بیان اقدامات اطلاعاتی و شگردهای کاری خود از بُعد تخصص و زمان نتیجه گیری و اقدام به موقع غلو کرده ولی از بُعد عملیات روانی و ترسیم تخیلی این گونه اقدامات توسط جامعه اطلاعاتی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بیانی قابل تحسین داشته است.

عمار پدر خانواده بیشترین خسارت را متحمل میشود و مادر خانواده قربانی جنایت میشود و فرزندان خانواده مژگان و... آسیب‌های جدی دیده، مهره‌های واسطه به نام فرید و نفیسه و خانم کمالی توسط قوه عاقله اطلاعاتی شناسایی و به برکت خون شهید صحنه و هوشمندی محمد[نقش اول داستان] عناصر مهم‌تر فریبا و سهیلا در تور اطلاعاتی قرار می‌گیرند و از دور خارج می‌شوند و هستۀ خلاق توطئه و حلقۀ واسطه مرکزیت بیت العدل در اسرائیل به چنگ سربازان گمنام امام زمان می‌افتند.

12 نکته از کتاب 400 فن سخنوری

12 نکتۀ منتخب از کتاب 400 فن سخنوری نوشته‌ی احمد علامه فلسفی:

1- قبل از شروع سخنرانی برای رسیدن به تمرکز و آرامش 5 نفس عمیق از بینی بکشید و پس از حبس هوا 5 ثانیه صبر کنید و سپس از طریق دهان هوا را خارج کنید. (صفحه 10)

2- بهتر است پشت سر سخنران پردۀ آبی یا مخملی سورمه‌ای باشد چرا که از نظر علم روانشناسی رنگ‌ها این رنگ باعث تحریک عواطف و احساسات، آماده سازی روحیه مشارکت، اتحاد در فضای آرامش، درک و تعامل، رضایت و خشنودی، عشق و محبت و گذشت در جهت تحقق بخشیدن اهداف مشترک و عالم المنفعه میشود.[توجه کنید به فضای بیت مقام معظم رهبری و حتی وبلاگ من](صفحه11)

3-اگر در بین سخنرانی لکنت و اضطراب پیدا کردید یک حرکت جهشی انجام دهید تا ذهن تان فرصت بازیابی اطلاعات را پیدا کند مثلا میز را جا به جا کنید یا پنجره را باز کنید یا روی تخته چیزی بنویسید یا بپرسید که آن عقبی‌ها خوب صدایم را میشنوید؟ (صفحه 14)

4- از واژه‌های به نظر من، احتمالا یا ممکن است چنین باشد پرهیز کنید. نباید در سخنرانی ابراز ضعف کنید که این موجب ضعف اعتبار شخصیت شما میشود. عذر خواهی نکنید، خود را کوچک نکنید [خودم خیلی درگیر این مشکل بودم، مثلا میگفتم مطالعه ام کم بوده و نتونستم درست وقت بزارم و ببخشید؛ که این‌ها باعث تو ذوق زنی میشد] (صفحه 20)

5- نباید در سخنرانی‌تان توصیه و اعمال طریق کنید بلکه فقط طریق و راه را برای مخاطب شرح دهید تا خود مخاطب تصمیم بگیرد.(صفحه24)

6- برای بهتر شدن سخنرانی‌تان به سخنرانی سخنرانان خوب گوش دهید و از آن‌ها بهره ببرید اما صرفا تقلیدکار نباشید. (صفحه26)

7- برای سخنرانی یادداشت همراه خود ببرید و اندازه کاغذ یادداشت اندازه کف دست تان باشد. (صفحه26)

8- میتوانید سخنرانی‌تان را با ضرب المثل، کلمات قصار، داستان، لطیفه و یا یک موضوع جذاب شروع کنید. (صفحه 28)

9- تا قبل از اجرای سخنرانی پشت تریبون ننشینید؛ تا در هنگام دعوت مجری از شما حس انتظار و جذابیت را در مخاطبین بر انگیخته شود.(صفحه 34)

10- لباس سخنران: صبح تا ظهر اگر جایی سخنرانی داشتید، لباس سبز تیره یا پیراهن سفید بپوشید. اگر زمان سخنرانی‌تان ظهر تا غروب بود لباس سبز مایل به آبی رنگ و اگر خواستید در شب سخنرانی کنید لباس تیره با پیراهن سفید یا آبی آسمانی بر تن داشته باشید. (صفحه 45)

11- برای جلب توجه و در رفتن خستگی مخاطبان هر 15 دقیقه به مدت 1 یا 2 دقیقه یک لطیفه یا یک جمله مهیج تعریف کنید. (صفحه50)

12- صوت و طنین صدایتان بر اساس دستگاه 7گانه موسیقی به صورت زیر و بم و سرعت مناسب باشد تا جذبه و گیرایی نطق و شخصیت ناطق متجلّی گردد.(صفحه 70)

معرفی کتاب بینوایان

معرفی دو کتاب گذر از رنج‌ها و دن آرام

معرفی کتاب نفس المهموم

نزدیک محرم است و فرصت عالی برای مطالعۀ چنین کتابی

کلا هر جا که ما خودمان را به نهادی غیر از خدا چسباندیم شکست خوردیم

مثل همین سایت افسران که رو به زوال بود و به فنا رفت

اعتبارات دنیا نوعاً وفا نمی کند و اگر هم وفا بکند تا دم قبر است و بعداز آن ماییم و ابد ما!
Designed By Erfan Powered by Bayan