ســکــوت

هیأت‌های افسرده کننده

چند روز پیش بنا بر نیازِ درمانی به داروخانه مراجعه کردیم و حدودِ 75 تومان هزینۀ داروها شد به اضافۀ هزینۀ ویزیت که در کل 100 تومان برایمان خرج برداشت.

فاکتورِ داروها را که نگاه می‌کردم از 78 هزار تومان دارو، بیمۀ تأمین اجتماعی فقط 3 هزار تومان سهم داشت و ما بقی بر عهدۀ بیمار بود.

به حرف‌های آقای نمکی وزیر بهداشت فکر می‌کردم که گفته بود:«ما 13 وفات و 14 ولادت داریم و چرا می‌خواهیم همش گریه کنیم و ضجّه بزنیم؟ باید این فضای غم انگیز را شکست و آن را تعدیل و تلطیف کرد. این افسردگی عامل خودکشی و بسیاری از خشونت‌های اجتماعی است. باید روان‌های پریشان را دریابیم.»

از گریه کُن‌های مجالس روضۀ ائمه بپرسید که چند درصدشان بعد از هیئت با تیغ روی ساعدشان را خط خطی می‌کنند و چند نفرشان دوستانِ خود را بر اثر خودکشی از دست داده‌اند؟

من شنیده‌ام تمامیِ افرادی که برای امور معنوی گریۀ با هدف می‌کنند، بعد از گریه فرح و بهجت روحانی خاصی را در خودشان حسّ می‌کنند.

در طبّ سنتی به گریۀ با هدف، سردِ اول-گرمِ آخر می‌گویند، یعنی اوّل بر اثر غم سرد می‌شویم امّا بعد گرمی می‌آید و شادابی جایش را می‌گیرد.

بعد از دیدنِ فاکتور به این فکر می‌کردم که عامل افسردگیِ مردم کدام هیأت است؟

هیأت دولت یا هیأت ائمه؟

استفاده از ماست چکیده در رشتۀ هوشبری

بلغم یکی از اخلاط چهارگانۀ طب سنتی است که اگر مقدار آن در بدن زیاد شود علائمی مانند کسالت، خستگی، بی حالی،کند ذهنی، ضعف حافظه و فراموشی را به دنبال خواهد داشت. البته بلغم سبب بروز صفاتی نیز در شخص بلغمی میشود. مثلا شاید اعتماد به نفس این فرد پایین باشد و قدرت مدیریت خوبی نداشته باشد اما ریزبینی خوب و توانایی انتزاع کلیات و فهم ریاضیات و فلسفه را خواهد داشت.

من هم تمام علایق و استعدادهایم را بعد از خدا مدیون غلبۀ بلغم هستم. علاقه به سینما، تحلیل فیلم، نویسندگی، همین طب، فلسفه و ریزبینی ام ناشی از غلبه خلط بلغم در خون من است. اما اگر احتیاط نکنم و در تغذیه‌ام دقت به خرج ندهم همین بلغم زمین گیرم میکند.

ماست به عنوان یکی از مواد غذایی سرد و تر و بلغم زا در شخصی مثل من عملکردی شبیه مورفین دارد. حال این ماست هر چه قدر غلیظ تر و ترش تر باشد بلغم زا تر میشود و درجه سردی اش بالاتر میرود. چشمتان ان شاالله بعضی روزها کور شود و از این روزهای بد نبیند، دیشب از گرسنگی شکم خود را گرفته بودیم و در میان لبنیات بلغم زای خبیث محاصره شده بودیم- یعنی من اگر گرم مزاج بودم دور و برم خرما و ارده شیره و عسل ریخته بودا، اصلا همه چی برعکسه- که زدیم به سیم آخر و نان تافتونی را با ماست چکیده به داخل حلقوم فرو کردیم و و امروز شاد از کردۀ خویش به گریستن پرداختیم...

شنیدید که وقتی یکی شل و وا رفته است ازش میپرسند مگر ماست خورده‌ای؟ خب من هم واقعا ماست خورده بودم. امروز علاوه بر این که سر کلاس‌ها خواب میرفتم و حوصله بشر و جهانش را نداشتم، تازه در خواب‌هایم هم خواب می‌دیدم و چه خواب‌های داستانی جالبی بودند. 

مشکل خواب رفتن من نبود، مشکل خواب دیدن من هم نبود. مشکل خوابیدن در ردیف اول کلاس هم نبود، مشکل آن جایی بود که فهمیدم در خواب حرف میزنم...

فکرش را بکنید با صدای حرف زدن خودتان از خواب بیدار میشوید و همه ساکت شده اند و چشمانشان به شما خیره شده است:D....

آخر کلاس هم لبخندی به استاد میزنید و به استاد میگویید ببخشید که ما که از نیم ساعت پیش خواب رفته ایم و استاد نیز تبسمی میکند و میگوید دیگر این کلاس هیچی نداشته باشد باعث شد بتونید راحت بخوابید :)

آخرش هم آن پاراگرافی که در زمان خوابم تدریس شده بود را در میان دو علامت پرانتز قرار میدهم و بالایش مینویسم Sleep

معرفی کتاب "مزاج انواع"

کتاب #مزاج_انواع 
نوشته استاد #حسین_خیراندیش 
اگر علاقه مند به #طب_سنتی هستید این #کتاب کوچک حدودا 60 صفحه ای انتخاب خوبی برای شروع در این زمینه است که به شکل خلاصه اصول کلی طب سنتی را بیان میکند.
به اعتقاد طب سنتی انسان حاصل چهار خلط #صفرا،#سودا، #بلغم و #دم است که اگر هر یک از این اخلاط در بدن انسان بیش از حد یا کم شود سبب #بیماری در#انسان میگردد. برای درمان به روش ضد یا عین عمل میشود.
به طور مثال کسی که به علت ازدیاد صفرا یعنی گرمی و خشکی بیمار شده به وسیله ی بلغم یعنی سردی و تری درمان میشود.
اگر شخصی که از بیماری #افسردگی بلغمی که به علت سرد شدن #مغز رخ میدهد رنج میبرد به وسیله ی خوردن غذاهای گرم مزاج مثل #بادام، #پسته، #عسل، #مویزو... درمان میشود.
در طب سنتی برای رنگ ها، فلزات، بافت ساختمان، #بوها،#دودها، پوشش لباس و حتی #کلمات و رفتارهای#احساسی مزاج قائل میشوند.

خاطره ای از استاد حسین خیر اندیش

تعریف میکنند ایشون درباره ی شعور طبیعت و گیاهان 

در سال 67 استاد #خیر_اندیش تصمیم میگیرند 50 هزار درخت #گردو در #دماوند بکارند. خودشان تعدادی از بذرها را میکارند و ما بقی را به کارگران محول میکنند . چند وقت بعد که بذر ها رشد میکنند با واقعه ی عجیبی روبرو میشوند. متوجه میشوند که چندین خط از درختان همگی سبز شده اند و مابقی خط ها یکی در میان سبز شده اند. 

تعداد خط های درختان #سبز را که میشمارند علت را میفهمند.  تعداد 14 خط که همگی سبز بوده اند به دست استاد کاشته شده بودند و استاد هنگام کاشت هر کدام #صلوات میفرستاده اند و این تاثیر صلوات به همراه بذر بوده که باعث سرسبزی این چهارده خط شده. اما کارگرها فقط بذر را کاشته بودند بدون صلوات فرستادن.


در روایت هست که پیامبر همیشه به سنگی سلام میکردند. واقعیت این است که زمین و خاک و گیاه و سنگ،

جمادات و نباتات همگی شعور دارند.

داستان حجامت

ظهر که به پهنای صورت اشک میریختم(الکی) ناگهان فکری باعث شد از جایم بپرم و شماره ی حاجی را بگیرم

و بعد بدو بدو رفتم و پیراهنو دادم بالا و حاجی شروع کرد به تیغ زدن کمر و گرفتن خون کثیف 

وسطای حجامت بود که خرما بهم تعارف کرد و هر چی اسرار کرد نخوردم و گفتم حاجی روزه ام :|

حاجی گفت کله پوک اگر میدونستم چیزی نخوردی که حجامتت نمیکردم 

گفتم حاجی چیزی که من فهمیدم برای درمان این وضعیت خراب بدنم دوتا چیزه 

یکی روزه و دیگری حجامته 

در روایت هست که پیامبر وقتی معراج رفتند فرشتگان الهی خیلی توصیه و تاکید کردند که ای پیامبر به قومت بگو حجامت کنند

مشکل بعدی این بود که همسر نمیگذاشت حمام بروم 

و من هم میگفتم نجس است نمیشود نماز بخوانم 

از من حمله و از او دفاع 

که آخر سر چون محرز شد اگر حمام بروم ضرر دارد مجبور شدم همان طور نمازم را بخوانم

۱ ۲
Designed By Erfan Powered by Bayan