سکوتــــــــــ

عبد شدن هم آرزوست

این همه تبعیض و بلا و مصیبت و بدبختی چرا؟

از این جای تاریخِ وبلاگی به بعد، هر کتابی که خوندم یک قسمتی که فکر میکنم ندیده و نخونده و نشنیده یا مهم و حیاتی باشه رو به اشتراک میزارم تا به لطف حضرتِ حق چند کتابخوان تحویل جامعه دهیم و کتابخوان‌هایی که راکد شده‌اند را از گندیده شدن نجات داده به منجلاب فساد بکشانیم :D و زمینه سازی ظهور حضرت حجت را کلا منقطع و منهدم نماییم (صدای لعن و نفرین حضار و سپس تکبیر و کشته شدن چند تن به تبع آن...


مسئله حکمت بالغه به این صورت مطرح می‌شود که نظام هستی، نظامی حکیمانه است؛ یعنی نه تنها علم و شعور و اراده و مشیت در کار جهان دخیل است، بلکه نظام موجود، نظام احسن و اصلح است و وضعی دیگر و نظامی دیگر احسن و اصلح از این نظام، ممتنع و ناممکن است؛ جهانِ موجود، کامل‌ترین جهان ممکن است.

سوال: ناقص الخلقه‌ها، بلاها و مصیبت‌ها، قباحت منظرها، اعضا و اجزای زائد در بدن انسان و حیوان خلاف حکمت را ثابت می‌کند. عادلانه بودن این نظام به نبودِ ظلم، آفات و بلایا، فنا و نیستی، جهل، عجز، ضعف و فقر است. اگر نظام موجود عادلانه است پس این همه تبعیض چرا؟ یکی سیاه یکی سفید؟ یکی سالم یکی علیل؟ یکی زشت یکی زیبا؟ یکی گوسفند یکی عقرب یکی انسان؟ یکی شیطان یکی فرشته؟ 

الف)غالبا هنگامی که سوال می‌شود فایده و حکمت فلان مخلوق چیست؟ پرسش کننده خدا را مانند مخلوقی که در کارهایش از مخلوقات و موجودات حاضر برای هدف خودش می‌خواهد بهره بگیرد و اگر از اول توجه داشته باشد که معنی حکمت الهی این است که فعل خداوند غایت دارد نه خود خدا و حکمت هر مخلوقی غایتی است نهفته در نهاد خود آن مخلوق و خداوند او را به سوی غایت ذاتی خودش می‌راند.

ج)غایات فعل الهی غایات کلیّه است نه غایات جزئیّه؛ غایت خلق آتش، احتراق است به طور کلی، نه فلان احتراق جزئی که احیاناً به حال یک فرد مفید است و یا احتراق جزئی دیگر که احیاناً به حال فرد دیگری مضر است.

د) عدم قابلیت قابل در موارد زیادی منشا محرومیت برخی موجودات از برخی خیرات و کمالات می‌شود. راز پیدایش برخی نقص‌ها از قبیل جهل‌ها، عجز‌ها از نظر نظام کلی و جنبه ارتباط با واجب الوجود همین است.

ح) هیچ شری، شر محض نیست؛ عدم‌ها و نیستی‌ها به نوبۀ خود مقدمۀ هستی‌ها و خیرات و کمالات‌اند؛ شرور به نوبۀ خود مقدمۀ و پلۀ تکامل‌اند. این است که گفته می‌شود در هر شری خیری نهفته و در هر نیستی، هستی‌ای پنهان است.

کتاب جهان بینی توحیدی، بخش پنجم:حکمت بالغه و عدل الهی.

 اثر شهید مرتضی مطهری

فهمیدما ولی خیلی نه...
خب سوالش آسونه و برای همه پیش میاد ولی جوابش رو نمیشه به این راحتی ها فهمید
این پست جوابی است بر پست قبل که اگر جای خدا بودید چه میکردید
خب منظور منم همون جوابه...
میدونم در رابطه باپست قبله
دیگه اینقدر میدونم
:|
|:
قصد خدشه دار کردن دانایی تون رو نداشتم
چرا کسی ما را به غایت ذاتی خودمان نمی‌راند؟
وظیفه رانندگی این قسمت با خودمونه 
خدا یک نظامی کامل درست کرده ما رو هم گذاشته وسطش حالا میگه بران
😶😶😶
:)
:(
بنظرم کتب شهید مطهری کمی سنگینن..
برای نوشتنشون باید خلاصه انچه که مطالعه کردید رو مکتوب کرد..

سپاس از شما..
این ساده ترین بخش جواب به شبهات شرور بود که باز هم سنگین بود
خودم فهمیدم هچکی هیچی نفهمید :|
يكشنبه ۲۰ آبان ۹۷ , ۱۹:۳۹ آقای سر به هوا :)
یه جا خوندم که ظلم ها و مصیبتها تو طول زمان تبدیل به عدل میشه هرچند در لحظه ظالمانه است!

این تعریف به نظرم ساده تر!
این تا جایی خوبی
که با خدا شاخ به شاخ نشید

یعنی بعضی موقع ها از بس گستاخ میشم 
به خدا میگم داداش بیا پایی یادت بدم خدایی کردن چطوره :(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
اعتبارات دنیا نوعاً وفا نمی کند و اگر هم وفا بکند تا دم قبر است و بعداز آن ماییم و ابد ما!
Designed By Erfan Powered by Bayan