سکوتــــــــــ

کلبۀ تنهایی کنارِ دریاچۀ بی کسی

معرفی و نقد کوتاه فیلم تنگه ابو قریب

از آن دست آدم هایی نیستم که پولم را پای فیلم بدهم و وقتم را صرف علافی در پشت صف های منتهی به سینما کنم، اما در این میان فیلم هایی ساخته میشوند چون معجزات پیامبر گونه بدیع، چشم گیر و محو کننده. 

فیلم سینمای تنگه ابوقریب ساخته بهرام توکلی یکی از این فیلم هاست که در این قحطی عقیدۀ و آرمان و در میان این همه فیلم های عامه پسند و تجاری رخ می نماید و سعی در قبضه کردن این فضا دارد. 

فیلم به وقت شام حاتمی کیا سر و صدای بسیار کرد ولی این فیلم را میتوان به جرئت چندین برابر بهتر و قوی تر از فیلم به وقت شام در نظر گرفت. خیلی وقت بود که دیگر فیلمی مرا محسور نکرده بود و نتوانسته بود که اشکانم را جاری کند و این فیلم چیزی بود که انگاری اصلا برای همین خلق شده بود که موثر باشد. 

با همان قلیل اطلاعات سینمایی ام درباره فرم میگویم که این فیلم فوق العاده در ساختار زیبا بود. گریمش، فیلم برداری اش، صحنه پردازی اش، موسیقی اش و جلوه های سینمایی اش عالی بودند.

سبک فیلم برداری بیش از پیش مرا یاد فیلم اسکار گرفتۀ Birdman ساختۀ اینیاریتو می انداخت، فیلم برداری ای که با حداقل کات کردن گرفته شده بود. فیلم birdman طوری است که انگار تمام فیلم را در یک برداشت گرفته شده، فیلم برداری تنگه ابو قریب به آن شدت ممتد نبود ولی رگه هایی عالی از این سبک فیلم برداری را داشت، فکر کنید کاراکتری دوان دوان به سمت چپ میدود و وقتی به نقطه ای میرسد کاراکتر بعدی حرکت میکند و دوربین عقب می آید. 

میدانم که شاید عمیقا متوجه نمیشوید چه حالتی است، این کلمات لعنتی قدرت توصیف این فیلم برداری فوق العاده را ندارند باید خودتان فیلم را تماشا کنید و روی فیلم برداری و کات ها دقیق شوید تا بفهمید که چه میگویم.

صحنه پردازی های فیلم هم توان این را داشت که با اثری مثل saving private Ryan رقابت کند، صحنه هایی دلخراش که با گریمی عالی عجین شده بودند. مثل صحنه های افراد شیمیایی شده و تاول هایی که خیلی خیلی طبیعی به نظر می آمدند، یا آن دیگر صحنه که یکی از رزمندگان تیر میخورد و از گلویش مثل گوسفندی قربانی شده خون فواره میزند و روی زمین میکشندش.

اما در بین این همه تکنیک های هنریِ زیبا نقاط ضعفی نیز در انتخاب بازیگر و در فیلم نامه به چشم می آمد، مثلا انتخاب مهدی قربانی برای نقش علی که با بازی سرد و بی روحش مخاطب را آزار میداد و یا انتخاب مهدی پاکدل برای نقش فرماندهی گردانِ عمار و تُن صدا و لهجه تهرانی اش برای لحظاتی مرا از خط تعلیق فیلم بیرون می انداخت و به یادم می آورد که دارم فقط یک فیلم تماشا میکنم! 

دیالوگ های طنز این فیلم زیبا بودند و خنده دار، ولی واقعا درک نمیکنم در آن بینا بین درگیری و حرکت تانک ها و بمباران هوایی چطور میتواند یک رزمنده این قدر حس شوخ طبعی اش را حفظ کند که مثلا وقتی رزمنده ای از او میپرسد آب داری؟ بگوید نه فقط نوشابه دارم! حال این دیالوگ ها و حرف ها برای کاهش جدیت بوده یا که افزایش عامه پسندی، باید از خود فیلمنامه نویس پرسید.

خلاصه در کل این فیلمی است که بسیار پیشنهادش میکنم و اطمینان میدهم که در این فیلم حس دلهره و غم و شادی تان را همه را با هم حس خواهید کرد و شاید در بین اشک هایتان لبخند هایی هم بزنید.

نمره من از 10: 8

فیلم خوبیه واقعا :)
خصوصا بازی جواد عزتی.
جواد عزتی با این که تو هر نقشی بازی میکنه ولی خوب میتونه توی قالب های متعددش بگنجه
این نقدو خوندید؟
http://insidemonster.blog.ir/post/842
هم مانستر درست میگه 
هم من 

نقدی که من کردم یک نقد فرمالیستی و فرم نگر بود
و مانستر نقدش بیشتر محتوایی است و اشاره کمی به فرم دارد

این قدر هم که زده تو سر فیلم نیست 
فیلم خوش ساخت و زیبائیه
پدر کشتگی خاصی تو متنش موجوده
مفید و زیبا
دیدی فیلمو؟
متاسفانه قسمت نشده ببینم
نظرات مختلف درباره فیلمو بخون
مثلا هولدن مخالفه
http://insidemonster.blog.ir/post/842
دوشنبه ۵ شهریور ۹۷ , ۱۹:۵۲ دخترک مژده دهنده
سلام
فیلمش بسیاااااااررررععععاااالی بود!
الان تمام شهدای این واقعه،پیش آقاامام حسین علیه السلام هستند!.....
الحمدلله که خوشتون اومده
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
پسری در کلبۀ تنهایی کنارِ دریاچۀ بی کسی، روزها با قایقِ تخیلش ماهی‌گیری می‌کند و شب‌ها، زیر نورِ شمعِ تفکر کتاب‌های آینه‌ای‌ را ورق می‌زند و با جوهرِ قلمش کاغذ‌های سیاه را سفید می‌کند.
او همیشه تهدیدی برای تاریکی خواهد بود، خودش، قلمش و شمعش...
Designed By Erfan Powered by Bayan