سکوت

طلبه ای انقلابی از تبار قم...

عارضه ی بیهوشی

در قسمتی از تفسیر نوشته شده بود که دو تا از صحابه آمدند پیش پیامبر و گفتند که ما شکار کردن مان این طور است که سگ های شکاری مان دنبال شکار میروند و آن ها را می آورند...

به خودم آمدم دیدم که داستان تصویری شده و سگی در حال دویدن است...

که یهو صدای خشی اومد و فهمیدم که باز بیهوش شدم و جزوه درش رِ بسته شده

خلاصه بلند شدم گفتم این طور نمیشه که بخواهم برای هر سوالی یک گریزی هم به عالم رویا بزنیم و مطالعه ی تصویری زیاد برایم خوشایند نیست

گفتم یک ساعت بخوابم و کامل یک ساعت تصویری کار کنم

و بعد برم سراغ مفهوم و متن

خلاصه یک ساعتی خوابیدم

و بیدار شدم باز اوضاع همان طور بود که بود

بعد همین طور یک ساعت یک ساعت ادامه دادم...


بعد 4 ساعت خوابیدن تصمیم گرفتم 

فقط بروم امتحان بدهم شاید نمره بیاورم

ولی مگر من به 12 راضی میشوم؟

حس شاخ پنداری نگذاشت(یکمی هم حس تنبلی بود، همش توجیه میکنم)

امتحان را هم بیخیال شدم و فقط نمیدانم حکمت این که نتوانستم امروز بخوانم و گاه و بیگاه بیهوش میشدم چیست.

شاید از شدت ایمان من است که قرآن را هی میخواندم و بیهوش میشدم...

روایتی هست که حضرت علی یک بار در گوش سلمان فقط حرف سین را تلفظ میکنند تا بفهماند رمز و رموزش چیست که سلمان فارسی بیهوش میشود

و اینک بنده جواد فارسی توسط قرآن تبدیل دچار عارضه ی بیهوشی شده ام

و تاکید میکنم دوغ و مرغ و برنج و بستنی دیشب هم اصلا هیچ تاثیری در این اوضاع من نداشته اند

جمعه ۷ ارديبهشت ۹۷ , ۱۹:۵۰ سیّد محمّد جعاوله
به مراتب بالاتر ان شاءالله
ان شا الله دعا کنید
:))
اینجوری باشه شما اصلا نمیتونید سطح های بعدی رو بخونید...هی کتاب های این سطح رو میخونید و هی مدهوش میشید.
آخرشم مدهوش از دنیا میریم 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
ما همان انسان هایی هستیم
که در آیه 54 سوره ی مائده خداوند درباره شان فرموده: (اى کسانى که ایمان آورده اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، [به خدازیانى نمى رساند] خداوند گروهى را مى آورد که آنها را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند؛ در برابر مومنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ در راه خداجهاد مى کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگرى هراسى ندارند. این، فضل خداست که آن را به هر کس بخواهد [وشایسته ببیند] مى دهد؛ و فضل و احسان خداوند، گسترده و [او به همه چیز] داناست)
زمانی که اصحاب پیامبر از وی درباره ی این افراد سوال کردند، پیامبر دستی بر شانه ی سلمان گذاشت و فرمود: این افراد سلمان و یاران و هم وطنان او هستند.
و بعدها که باز از امام صادق درباره ی این افراد پرسیده شد سه مرتبه پشت سر هم گفت: والله اینان اهل قم هستند. و ما اهل قم هستیم که حضرت رضا درباره مان گفت: اهل قم بهترین شیعیان ما از میان دیگر شهرها هستند. خداوند دوستی ما را در سرنوشتشان آمیخته است.
البته اهل قم بودن و منتسب بودن به پیامبر اهمیتی ندارد، مهم عبودیت و ولایت است.

پهلوان بسیجی "ابراهیم هادی" از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب و ستاره ورزش کشتی کشورمان است؛ او در اول اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان به دنیا آمد؛ ابراهیم چهارمین فرزند خانواده بود؛ او در نوجوانی طعم تلخ یتیمی را چشید، از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.
باید کتاب سلام بر ابراهیم را بخوانید...
کانال‌های ارتباطی دیگر
Designed By Erfan