سکوتــــــــــ

یادداشت‌های یک جوات

سوال هایی که ما را رها نمیکنند

خواهشمندم طفل زیر 18 سال این پست رو نخونه :|

گفتم نخون پاشو برو.


دیشب یه بچه روسی توی نت پیدا کردم و تصمیم گرفتم حسابی مخشو به دندون بگیرم. 

قضیه از اون جا شروع شد که بهش گفتم کار نداری من باید برم پیش همسرم.

مرد روسی:عه مگه ازدواج کردی؟

من:آره 

- چند سالته؟

-20 سال

- این خیلی خنده داره

- نه این خنده دار نیست این عجیبه. میخوای بدونی چرا زود ازدواج کردم؟

- آره بهم بگو

- مذهب من تشیع است و در مذهب من ارتباط با دختران مختلف یک گناهه

- این مسخره است

- نه این مسخره نیست، این کار دلیل داره، دلیلش هم اینه که اگر منحصر به یک نفر نشی هر روز دنبال این هستی که با زنان مختلفی هم خوابه بشی و آن وقت ضرر های اجتماعی زیادی رو متحمل میشی 

- جالبه ولی من ترجیح میدم که با زنان مختلفی هم خوابه بشم 

- ولی اون وقت دیگه مفهومی به نام عشق وجود نداره و عشق خالصی نیست 

- برام مهم نیست من دنبال لذت خودمم، من عاشق بووووق(نوع خاصی از فیلم های مستهجن هستم)

- ولی من عاشق کتابم

- من هر روز خود ارضایی میکنم 

- این بهت آسیب میزنه الان نمی فهمی 

- نه هیچ آسیبی نداره من حالت عادی خودمم

- اگر میخوای بهترین روش زندگی رو بدونی چیه و درست زندگی کنی درباره ی اسلام تحقیق کن

- نه حوصله ندارم من خیلی تنبلم

- زندگی خودته به من چه انتخاب خودته

- بزار زندگیمو بکنم

- راستی دینت چیه؟

- من آتئیست ام[حتی وقتی با یه روسی صحبت میکنم باید آتئیست از کار در بیاد]

- دین پدر و مادرت چیه؟

- اون ها مسیحی اند

- میدونی تو خیلی باهوشی

-چطور مگه؟

- من هم جای تو بودم شاید آتئیست میشدم، چون دین مسیحیت با عقل جور در نمیاد

- شاید میشدی. کشیش های ما یک آدم هایی هستند که میخواهند فقط پول در بیارن 

- [این جا میخواستم بهش بگم هه، بعضی آخوند های ما هم همین طوری اند] گفتم: شب بخیر من میرم پیش همسرم بخوابم

- منم میرم ودکا بنوشم

- آخرشم براش نوشتم Eltemase Doa 

*****

من همیشه میگم تنبلی یک مشکل بین المللیه، دیشب واقعا فهمیدم که همین طوره، بهش میگم چرا نمیری تحقیق کنی که واقعا دین واقعی چیه و خدا کیه؟ صراحتا به من میگه من تنبلم و حوصله ندارم. 

حداقل این قدر شهامت داشت که بگه من تنبلم ولی توی ایران تنبل هاش تریپ شاخی و با سوادی بر میدارند، دیگه خیلی با سواد باشند دو تا کتاب داستان و رمان خوندن.

حرف زدن و تحقیق کردن درباره دین و روش درست زندگی کردن زمانی جواب میدهد که این قضیه برای فرد ضرورت پیدا کرده باشد، وقتی یک کسی خودش رو با ودکا و پورنوگرافی و بازی مشغول کرده باشد و با کثرت ها انس گرفته باشد به خوبی توانسته از سوال های کَنه گونه زندگی اش فرار و فراموش شان کند. آن وقت دیگر برایش حرف های اساسی و ریشه ای جایگاهی ندارند و حتی شاید فرض میکند که من خل و چل هستم که این حرف ها را میزنم.

تا این سوال ها برای ما مثل نفس کشیدن مان ضروری نشده باشد بحث کردن درباره اش بی فایده است.

از نظر من درست این است که درباره ی دینی که داریم تحقیق کنیم .

ولی وقتی من یک شعیه ویک مسلمانم وکتابم قران است

باید درمورد تقویت مسلمونی وشیعه بودنم تحقیق کنم
بله درست میفرمایید 
ایمان اگر باشه نصف راه رو رفتیم 
بقیه اش میمونه تحقیق
ولی یک کسی مثل من که به همه چیز شک میکنه باید با همین سوال ها شروع کنه و صرفا عقلی جلو بره
بله خود ما هم باید درباره دینمون تحقیق کنیم
چیزی که متاسفانه میبینیم و در بین خود ما هم که مسلمانیم(تحقیق درباره دین) مهجور و متروک مانده
اصول دینی ما تحقیقی است و نه تقلیدی
و به اعتقاد همه اگر در اصول دینت تحقیق نکرده باشی اعمالت روی هوا ست
فکر کنم متوجه منظورم نشدی. همه مردم دنیا نمیتونن دنبال این سوال و جواب ها بگردن و این ربطی به تنبلی نداره. تا الان میلیون ها نفر درس خداشناسی و دین و این جور چیزا خوندن و همه ی این افراد نظرات متفاوت خودشون رو دارند و یه پاسخ صد درصدی که همه ی اونها برش اتفاق نظر داشته باشن پیدا نکردن. اگه بخواد اینطوری بشه همه باید زندگیشون رو دنبال این سوالات بگذرونن و تمام ادیان رو بشینن بررسی کنن و همه فقط یک درس بخونن که دین کاملتر و برتر رو بشناسن.

این سوالاتی که توی ذهن همه ی آدم هاست که از کجا اومدیم و به کجا میخوایم بریم و چی میشه و فلان فقط توی چارچوب دین نیست که میشه به اونها پاسخ داد؛ توی اسلام مدل و شیوه خودشو داره و توی ادیان دیگه پاسخ های متفاوت تری بهش داده شده و فقط اسلام نبوده که به این سوالات جواب داده باشه که ما با تحقیق درباره اونها به یه جواب مشخص برسیم. در کل یه نفر میتونه بیاد به همه ی این سوالات جواب های مورد نظر خودش رو بده و اصلا پیچیدگی های عجیب و غریب و دشواری هم نداشته باشه.
من متوجه شدم ولی فکر کنم شما متوجه منظورم نشدید
اون ها پیدا نکردند 
اما آیا واقعا حقیقتی هست؟
اون حقیقت رو چطور باید پیدا کرد؟
ابزار شناخت ما چیه؟
یعنی چون بودا یه چی میگه مسیحی یه چی میگه مسلمون یه چی میگه نباید تحقیق بکنه؟
اگر کسی براش دغدغه بشه میافته دنبالش اگر هم به فرض محال کل زندگیش تلف بشه
اصلا این خود زندگیشه اگر کل زندگیت هم بزاری براش ارزش داره 
اسلام یک راه کوتاهه برای رسیدن به این سوالات
اما برای کسی که اول کاره باید با فلسفه و  صرفا عقلی شروع کنه تا برسه به حقیقت واقعی
اگر کسی براش دغدغه بشه دنبالش میره اگر هم نشه میگه به من چه زندگیمو بکنم
اونی که میگه وقتم پای این جواب سوال ها تلف میشه براش دغدغه نشده اصلا
این ها چیزهایی است که باید خودت دنبالش بیافتی
جوون روسی هم گفت من تنبلم و حوصله ندارم 
برای من دغدغه شد پیدا کردم یه کسی اصلا نه دغدغه داره یا داره و تنبلی میکنه نمیره سراغش
فکر نمی کنم زیاد به تنبلی ربط داشته باشه همه ی مردم دنیا نمیتونن دنبال این بگردن که کدوم دین درسته کدوم دین غلطه یا زیاد بهش فکر نمیکن. مثلا چند درصد ما ایرانیا میریم تحقیق بکنیم کدوم دین کاملتر و درست تره؟ یا اصلا این سوال که دین چیه؟ کسی که به دنیا میاد چیزی در مورد دین نمیدونه مگر اینکه بقیه در موردش بهش بگن؛ چطور میتونیم دنبال چیزی که نمیدونیم، فکر کنیم یا دنبالش بریم. خیلی سخته که از دو میلیارد و پونصد میلیون مسیحی که عمدتا جوامع پیشرفته رو تشکیل میدن بخوای به اسلام روی بیارن که اکثرا کشور های فقیر و جهان سومی رو تشکیل میدن. همینطور هم که میگی این پسره گفته برای اکثر مردم دنیا دین فقط توی شناسنامست.
اگر انسان متفکری باشی همیشه یک سوالاتی برات پیش میاد که من اصلا برای چی هستم؟ از کجا اومدم ؟ چطوری به وجود اومدم؟ هدفم توی زندگی چیه؟ این ها چیزهایی هستند که در ذات آدم اند و در یونان باستان هم که خبر از دین نبود فلاسفه از همین سوالات شروع کردند 
بعد این وسط تنبلی است که مانع میشود که دنبال جواب هایشان بروی و این کثرت هاست که مسئول فراموشی آن هاست

مگه ایرانی ها اصلا تلاش میکنند؟ سرانه مطالعه ایران 2 دقه است 2 دقه xD
اسلامی که بخواد مثل اکثریت ما مسلمون ها به دست بیاد به دست نیاد و مسیحی بمونیم بهتره 
مسلمونی اکثر ما همون شنامسنامه ای و ارثیه پدر و مادرمونه بدونه تحقیق
اره تحقیق بهتره دین وراثتی ارزشی نداره
دین وراثتی حرام است 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
امام خمینی اولین بار مسئله قیام و انقلاب را سال 1320 مطرح کردند که آیت الله بروجردی...
همین شد که بعد از فوت آیت الله بروجردی امام خمینی قد علم کردند و انقلاب شکل گرفت

در آن بجبوجه انقلاب و مبارزه یکی از علمای اعلام! به امام خمینی نامه نوشت و در نامه اش فقط سه جمله نوشت:
تند می‌روید، تند می‌روید، تند می‌روید...

امام ما هم در جوابش سه جمله نوشت:
کند می‌روید، کند می‌روید، کند می‌روید
Designed By Erfan Powered by Bayan