سکوتــــــــــ

یادداشت های یک طلبۀ رو به رشد

امان از دست این آدم هایی که در تاکسی میمانند

شیخنا هویدا، جدیدا با نیروهاشون یک کلاس نویسندگی برگزار میکنند که بنده هم به عنوان یک نیروی سربار در کلاس شرکت میکنم 

دو جلسه گذشته و استاد کلاس درباره ی اصول نویسندگی صحبت هایی کرده و بیشتر تاکیدش بر روی نویسندگی خلاق بوده

تمام حرفش این بوده که تا میتونید نویسندگی رو یک کار دلی و عاشقانه بدونید و هر موقع که بارش فکری پیدا کردید بنویسید و فعلا خودتان را درگیر فرم و نهاد و گزاره و باید نباید نکنید 

14 مورد از اصول اولیه را گفتند که نویسنده باید به شکل جامع آن ها را داشته باشد که یکی از این 14 مورد روابط اجتماعی خوب است

میگفت اگر کسی با بقال سر کوچه شون خوش و بش نداشته باشد این آدم نویسنده نمیشود 

بعد خودش داستانی تعریف کرد از این که یک بار یک طلبه ی لاغر را سوار ماشین کرده و باهاش صحبت کرده و بعد فهمیده که این آدم لیسانس موسیقی داشته و شجریان درباره اش گفته که آینده ی کمانچه است و بعد استاد درباره اش مطلبی در روزنامه کیهان مینویسد و بعد مطبوعاتی میشود و مطرح میشود...

پست طولانی نشود که مخاطب به جزع و فزع بیافتد و موس مبارک را روی ضربدر صفحه مان ببرد و بدون نگاه به پشت سر فرار کند

بگویم که از وقتی این داستان روابط عمومی را گفته دانش آموزان کم خلاق کلاس کلیک کرده اند روی راننده تاکسی ها و مسافرت های درون شهری شان و گپ زدن هایشان با راننده ها که برای شروع بد نیست ولی واقعا خیلی رو اعصاب است 

یکی از بچه ها که فقط گیر کرده توی بلوار الغدیر و ان شا لله با ظهور حضرت حجت، سربازان گمنام بتوانند او را نجات دهند 

اما من داستان جالبی درباره ی راننده ی تاکسی ها دارم، خاطراتی جالب و در خور توجه.

یکی اش را بگویم که برای خیلی وقت پیش است، دم در مدرسه علمیه (همون طور که نمیدونید قم 35 مدرسه علمیه داره)سوار ماشینی شدم، ضبط داشت موزیک خانمی پخش میکرد که یک لحظه نگاه کردم به ضبط، نمیدانم چطور شد که راننده فکر کرد که من دارم فکر میکنم که طرف ته جهنمه :|

خلاصه گفت میدونم که مشکل داره ولی گوش میکنم، گفت اینو میبینی اسمش سلن دیونه عاشق صداشم، آدم خیری هست چند زبان بلده خیلی بهتر از آدم های دیگه است

گفتم حضرت آقا میگن که موزیکی که مناسب مجلس لهو و لعب باشه و تک خوانی زن مشکل داره 

گفت من که مقلد آقای وحیدم، آیت الله وحید فتواشون این که حتی با قاشق بزنی به استکان و صدا بده حرامه

(چون قضیه برای خیلی وقت پیش هاست قسمت هایی از حافظه دچار اختلال شده)

خلاصه سفره ی دلشو باز کرد و وقتی منو رسوند میدان مطهری یک ساعت هم توی ماشین با هم صحبت کردیم، ادعاهای عجیب و غریبی میکرد

میگفت که من الآن 15 سال حوزه ام درس خارج سبحانی میرم درس خارج وحید میرم از نزدیک های وحید هم هستم، چمیدانم 6 سال است خادم حرم حضرت معصومه ام

میگفت فلان مرجع چقدر غذای رایگان برای آشناهاش از حرم میگیره میده، فلان یکی بچه هاش انگلیس اند و خونه داره اونجا 

خلاصه حاجیمون مغز ما رو از شبهه پوکوند که نمیدانستم راست میگه یا دروغ 

میگفت خواهر زنم رو دوست دارم و بهش گفتم که دوسشم دارم و فقط عشقه و جنسی نیست (عذر بدتر از گناه):| 

میگفت شیخ یوسف صانعی بردن کهریزک کمرشو با اتو سوزوندن و چشمش تخلیه شده xD که اینو فردا از استادمون پرسیدم گفت که بابا من همین پریروز پیشش بودم سالم و سر حاله 

میگفت پدرم سپاهیه و اصلاح طلب و من مخالف اونم و این طور هم نیست که باز طرفدار آیت الله خامنه ای باشم

اصلا اوضاعی بود، این حاجی یه جوری شکاکیت رو وارد عرصه ی زندگی من کرد که دچار فرخوردگی عظما شدم و مدت ها هم فلج مغزی اطفال شده بودم و به ولایت فقیه و حضرت آقا و خیلی چیزهای دیگه بدبین شده بودم 

فکر میکنم این آدم ها از قصد از جلوی حوزه ما رد میشدن که دونه دونه مخ افرادو بشورن ببرن چون نود درصد حرف هاش دروغ بود و صحت نداشت 

و من یک سوال کوچک درباره ی مشروعیت و مقبولیت حکومت اسلامی کردم که توش موند اصلا نفهمید من چی میگم

البته که شماره اش رو گرفتم و اگر تا الان سه تا گوشی عوض نکرده بودم شاید شماره اش را داشتم و زنگش میزدم و باهاش صحبت میکردم

من میگم اگر میخواهید نویسنده بشوید از نخ راننده تاکسی هایی که تمام غم و غصه شان این است که چرا مردم سوار ماشین شخصی میشوند و چرا آن یکی تاکسی مسافر مرا برد، در بیایید

اگر میخواهید خاص بشوید و خاص بنویسید یک سوژه هایی پیدا کنید که هر کسی نتواند پیدا کند

اگر میخواهید عکاس خوبی بشوید از یک شوید یا پیازچه که هزار نفر از آن عکس دارند عکس نگیرید و دنبال خلاقیت و تولید و حرف های جدید باشید

منظورم پیاده بود
گاهی این راننده تاکسی ها حوصله بر میشن از بس .... میگن، خووبه زودتر پیدا نشدید؟؟؟
بله بعضی این طور اند
یعنی چی خوبه زودتر پیدا نشدید؟
يكشنبه ۲۶ فروردين ۹۷ , ۲۱:۱۱ سیّد محمّد جعاوله
سلام
علیکم اسلام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
Designed By Erfan Powered by Bayan