سکوت

طلبه ای انقلابی از تبار قم...

آخرین نقطه ی دنیا

یک - مرگ احساس و زایش صلابت

پله های دنیا را دانه به دانه بالا آمدم 

گشتم و گشتم 

فکر میکردم گمشده ام را میتوانم پیدا کنم

فکر میکردم کثرتی هست که آرامم کند 

فکر کردم چیزی هست که مشغولم کند

فکر کردم مخدری هست که بتواند فراموشکارم کند 

ولی 

الآن رسیده ام 

به آخرین نقطه ی دنیا 

این جا جایی است که دیگر هیچ احساس و هیچ غریزه ای کارساز نیست 

این جا همه چی مرده 

فقط آدمی تنها 

وسط میدان جنگ رها شده 

که تنها

باید بجنگد 

باید سختی بکشد 

باید ذره ذره ی وجودش را به مسلخ بلا بکشاند 

با دشمن درون پیکار کند 

جلو برود و نا امید نشود 

سخت ترین مسئله در عملیات این است که تنهاست 

به خودش باید اتکا کند 

و توکلش به خدا 

و توسلش به امام 

 به عشق تبسم لبان معشوقش 

جلو برود و نترسد و شمشیر بزند

دیگر حوصله ی افسردگی را ندارم 

حوصله ی گشتن دنبال استاد ندارم 

حوصله ی این را ندارم که به ظلم هایی که به من شده فکر کنم و ناراحت بشوم

اصلا غم ترس شادی ناراحتی و تمامی حس ها را سر بریده ام

و یک صلابت و قاطعیت را ساخته ام


دو - حرکت در جهت عکس

آقا جان بگذار دیگران غرق گناه باشند 

بگذار کسی خدا را دخیل در کارهایش نکند 

بگذار کسی اصلا اهمیتی به دور و برش ندهد 

اصلا هر کس زندگی خودش را بکند به تو چه

به تو چه ربطی دارد؟

آن ها هیچ شباهتی به تو ندارند

تو یک وظیفه ای داری

یعنی اول وظیفه ات را شناختی 

حالا قرار است عمل کنی 

در جهت عکس این موج ها حرکت کن 


مهم همین صلابت و قاطعیت
موفق باشید

سلام
یاعلی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
ما همان انسان هایی هستیم
که در آیه 54 سوره ی مائده خداوند درباره شان فرموده: (اى کسانى که ایمان آورده اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، [به خدازیانى نمى رساند] خداوند گروهى را مى آورد که آنها را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند؛ در برابر مومنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ در راه خداجهاد مى کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگرى هراسى ندارند. این، فضل خداست که آن را به هر کس بخواهد [وشایسته ببیند] مى دهد؛ و فضل و احسان خداوند، گسترده و [او به همه چیز] داناست)
زمانی که اصحاب پیامبر از وی درباره ی این افراد سوال کردند، پیامبر دستی بر شانه ی سلمان گذاشت و فرمود: این افراد سلمان و یاران و هم وطنان او هستند.
و بعدها که باز از امام صادق درباره ی این افراد پرسیده شد سه مرتبه پشت سر هم گفت: والله اینان اهل قم هستند. و ما اهل قم هستیم که حضرت رضا درباره مان گفت: اهل قم بهترین شیعیان ما از میان دیگر شهرها هستند. خداوند دوستی ما را در سرنوشتشان آمیخته است.
البته اهل قم بودن و منتسب بودن به پیامبر اهمیتی ندارد، مهم عبودیت و ولایت است.

پهلوان بسیجی "ابراهیم هادی" از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب و ستاره ورزش کشتی کشورمان است؛ او در اول اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان به دنیا آمد؛ ابراهیم چهارمین فرزند خانواده بود؛ او در نوجوانی طعم تلخ یتیمی را چشید، از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.
باید کتاب سلام بر ابراهیم را بخوانید...
کانال‌های ارتباطی دیگر
Designed By Erfan