ســکــوت

۷ راه منفور بودن در وبلاگ نویسی

۱- از خودتان تعریف کنید و تمام کارهای خوبی که انجام داده‌اید را لیست کنید.

۲- یک چیز محبوب در بین مردم را انتخاب کرده و به شکل غیر مستدل و با احساسات تخریبش کنید.

۳- وقتی کسی از شما در کامنت‌ها سوالی پرسید جوابش را ندهید و در کل سعی کنید هیچ کامنتی را با جواب نگذارید.

۴- در مورد تمام مشکلات و بدبختی‌‌های ریز و درشتی که دیده‌اید صحبت کنید و از همه چیز شکایت کنید.

۵- کپی کنید، کپی بهترین راه نفرت پراکنی است، فقط به این شکل کپی کنید که منبعش را نگذارید و مخاطبین فکر کنند نوشته‌های خودتان است.

۶- نظر خصوصی بدهید و احساس صمیمیت بکنید طوری که انگار ۱۰ سال است طرف را می‌شناسید.

۷- طوری بنویسید انگار دانای کل جهان هستید و تا می‌توانید از غرور و خودپسندی بهره ببرید.

اگر راه دیگری برای نفرت پراکنی دارید معرفی کنید. زخم خورده‌ها کجای مجلس نشستند؟

شنبه ۲ شهریور ۹۸ , ۱۱:۵۶ خونخوار باولکانی
بنظر شماره ۴ یکی از دلایل اصلی وبلاگ نویسی خیلی از آدمها باشه :)
پس یعنی یه عالمه وبلاگ با محوریت نفرت داریم :/
شنبه ۲ شهریور ۹۸ , ۱۲:۲۳ ... به دنبال حقیقت ...
استفاده کردن از حرف "ن" قبل از کلماتی مث می تونم، میشه و ...
و تاکید بر این که دیگه فایده نداره فراموش تان نشود.
نفهمیدم
یه بار دیگه بگو
پس با این حساب من منفورم 😂
من نفرت انگیز ۴ هم پیدا شد
شنبه ۲ شهریور ۹۸ , ۱۳:۰۶ ... به دنبال حقیقت ...
یکی از راه های منفور بودن رو گفتم.

استفاده مکرر از کلماتی مثل نمیشه، نمی تونم، دیگه فایده نداره...و القای حس ناامیدی.
پس من هم ازون خنگام که یادشون میره سوال چی پرسیدن :/
در هر وبلاگی ردپایی از خود بجا گذاشتن،خواه در کامنت ها یا جعبه دنبال کنندگان

بعضیا مثل ملوان زبل همممه جا هستند.


+عاقا با جمله اخر بسی خندیدیم :)))
ملوان زبل هم چه با اشتها اسفناج میخورد.
من خودم چون منفورم فوت و فنشو بلدم
خود همین وبلاگ نویسی، در شرایطی که برای نویسنده ش لذذذذذذت بخش نیست.
خوب فلسفی بودا
خود همین وبلاگم ما رو گاهی آزاد میده
من به خاطر مخاطبین مجبورم یه طور خاصی حرف بزنم
اینایی که میگن فالو کردم فالو کن!
احسنت
این مورد از قلم افتاده بود
انگار فالو گل کلمه :/
از مورد سه بدم میاد واقعا! بی‌احترامی به مخاطب‌هاست انگار...
من ازین بی احترامی‌ها فراوان کرده‌ام...
بعضی‌هام آدرس پستاشونو پای پستای بقیه کپی می‌کنند
کلا نقش پیوست فرهنگی دارند.
یه موردم اینایی که احساس میکنن خیلی کتابخون و فلسفین:/
کتابم فقط خارجی ازینا که ترجمه شده:/
حالا بعضیا واقعا میخوان کتابخون فلسفی باشند اشکالی نداره
ولی خود شاخ پنداری شون که شماره هفته پستمونه و جواب کامنت ندادنشون معرکه است
این‌ها با اخلاص حال بهم زنن
پست جدید بزاری اما کامنت های قبلی رو جواب نداده باشی
پست جدید بزاری اما ستاره های روشن وبت رو نخونی
#با_خودمم
#نه_انگار_با_من_بودید:/
گاهی شاید آدم وقت نکنه :(
یکی ازینا رو دارم باید درستش کنم، نمیخوام منفور باشم
خیلی حرف‌ها حال مردم رو بد میکنه 
وبلاگ رو باید گذاشت برای حرف‌های عمومی مون و یک دفترچه‌ای یا جایی خصوصی از دردهامون بنویسیم
این طوری بهتره
اینایی که تا میری توی وبلاگشون به صورت خودکار اهنگ پخش میشه و وبلاگشون پر کد های جاوااسکریپته و...
اگر آهنگشون مکافات نداشته باشه خوبه
فرت و فرت لینک دانلودش هم میاد :/
آفرین
کسی که اسمش رئوف باشه. وبلاگش الرقیم باشه ، دچار خودسانسوری هم شده باشه...
:/
تنها قسمت منفور کامنت‌تون بخش دچارشه!
در تکمیل فرمایشات حضرت یازهرا: هرکی به فلسفه علاقه داره، وظیفَه شه بره دانشگاه یا حوزه فلسفه بخونه. خوندن کتابهای دست چندم فیلسوفها به هیچوجه دلیل علاقه به فلسفه محسوب نمیشه.
درسته احسنت
فلسفه خیلی خشک‌تر از این حرفاست که فکر می‌کنیم
شفای ابن سینا پر از برهان‌های خشک درباره وجوده
این‌ها بیشتر فلسفه زده و غرب زده‌اند که چندتایی هم رمان خارجی خوندن
...
به تفکر واداشتیدم!
برام سوال شد وبلاگ منم اینجوریه یا نه؟
نظر شما چیه؟
شاید یه پست نظرسنجی بزارم
من نقش خدا دارم این جا :/
قواعد رو میگم شما خودتون تطبیق بدید کجای کارید
این موارد هم تجربیات نفرت پراکنی خودمه از جایی ندیدم
دو موردم من اضافه کنم یکی اینکه رمز بذارن برای مطلب و خصوصی کنند مطلبشونو که به نظرم توهین به مخاطبه
یکم اینکه اینجارو با اینستاگرام اشتباه بگیرن جوک و لطیفه و عکس نوشته بذارن در صورتی اینجا وبلاگه
آره، پست رمزدار میزاره رمزشو میخوای بگیری هم خرابت میکنه
انگار فقط توی دنیا یه جا میشه نوشت اونم وبلاگه
خب برو توی دفترچه خاطراتت بنویس
تو نرم افزار وان نوت بنویس
یه وب مخفی بزار
Blah blah blah
سه سال در حوزه تخصصی خودم تولید محتوا کردم
بعد دیدم یک مردک شومن، تمام را کپی کرده در سایت خودش
بی شرف که کرواتش تا کجا در چشم می خورد، طلبکار هم بود!
مردک
هیچ وقت یادم نمی رود این پررویی او را که اصلا حلال وحرام برایش مهم نبود
الان هم نیست
بگذریم!
دستش درد نکنه 😂
یک بار یکی به من کامنت داد خجالت نمی‌کشید از کانال فلان کپی میکنید؟
بعد پی‌اش رو گرفتم فهمیدم از رو من کپی کرده بود مردم برعکس فکر می‌کردند
اساسا همین ک ی نفر نمیدونه چرا وبلاگ نویس شده از همه نفرت انگیز تره.
کسی که وبلاگشو با دفترچه خاطراتش اشتباه گرفته هم ب نظرم امتیازش خیلی بالا میشه تو این دسته بندی.
به شما چه
میخوای نخون
مرسی اه :/
حالا اگر خاطرات قشنگی بنویسند قشنگه و لذت بخش
ولی همه از رو هم کپی کردند انگار خاطراتشونو
اینایی که در جواب هر انتقادی میگن شما نخون:)))
میتونی نخونی وبلاگ خودمه
میتونی نگاه نکنی لخت بیرون میام
میتونی نفس نکشی  حموم نمیرم
میتونی راه نری آشغال میریزم
میتونی زیاد نخوری گرون میکنم
میتونی خودت بمالی فیزیوتراپی نداریم
+ قطعا من که نمی خونم. ولی خیلیا هستن که نمیدونن متن اونو نباید خوند. اینه که اعصاب ادمو بهم می ریزه.
+ همون
همون یعنی کودوم؟ :/
پاسخ تون به «اقای میم» هم کامل و قانع کننده بود. واقعا رو مخن...
شما یه زمانی مباحث خیلی خوبی با من کردید توی نظرات
بعد رفتید و دیگه نیومدید
فکر کنم وبلاگ هم کم سر می‌زدید
همون یعنی «همون... حالا اگه خاطرات قشنگی بنویسند قشنگه و لذت بخشه ولی همه رو از رو هم کپی کردند خاطرات شونو»

+ خیلی کم به بیان سر می زدم و میزنم هنوز. الان البته اوضاع بهتر شده. خدا بخواد کم کمک برگردم خوب میشه.
بر گردید و سعی کنید مطرح بشید تا وبلاگ‌های مزخرف به حاشیه برن
به مقدار زیادی حرفتون درسته
اون قسمتش که درست نیست کجاشه؟
کژتابی داشت. باید می نوشتم «حرفتون خیلی درسته»
کژتابی هم کلمه قشنگیه
اسم یکی از بچه‌هامو میزارم کژتابی
حالا بذارید «مژتابی» که به محمد هم بیاد.
:/
بله خیلی زیباست
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan