سکوتــــــــــ

اوج بگیر حتی به تنهایی

و اما چرا اسم وبلاگ شد سکوت؟

آدمی سوالاتی دارد که مثل کنه به او میچسبند و رهایش نمیکنند، انسان برای فرار از جواب دادن به این سوالات به سرگرم کردن خود میپردازد و از تنهایی فرار میکند و به پایکوبی میپردازد تا خود را گم کند و به آن ها فکر نکند.

ولی چه کند که هیچ وقت او را رها نمیکنند و بالاخره روزی میشود که با این سوالات تنها میشود و آن زمان است که نمیتواند خود را با کثرت ها مشغول کند و باید جواب بدهد که چه میکند و عمرش را چه کرده؟

رسیدن به این جواب ها که چه میخواهد بکند  نیازمند خلوت است. نیاز به خلوت و سکوت و اشک است. و در سکوت است که این تفکر شکل میگیرد. و کمک کار عقل میشود.

دلیل العقل تفکر و دلیل التفکر الصمت ( کافی ج1 ص 16)

این ها را دیشب در کتاب صراط مرحوم علی صفائی حائری خواندم

بعضی چیزها را قبل از آن که در متن دین و سخن بزرگان بخوانم خودم به آن رسیده ام و این داستان سکوت و تفکر از این موارد است.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
اوج بگیر حتی به تنهایی، نیاز نیست کسی همراهی‌ات کند، بعضی‌ها لیاقت هم پروازی با تو را ندارند، مثل کیسه‌های شنی می‌مانند که باید آن‌ها را از بالنِ وجودت بِکَنی و معلقشان کنی میانِ زمین و هوا

شش - چشم‌هایم را که باز کردم غروبِ جمعه به رنگ خون شده بود.
یک چیزی شبیهِ سمتِ چپ تصویرِ هدر ولی خیلی پر رنگ‌تر و مخوف‌تر. با ترکیب رنگ‌های صورتی، سورمه‌ای و قرمز...
در قالب کوه‌های کرمانشاه و دشتی پهناور.
انگار آسمان این بار می‌خواست خون ببارد...
Designed By Erfan Powered by Bayan