سکوت

طلبه ای انقلابی از تبار قم...

جبر شخصی

تا زمانی که کودک توانایی تفکر و تمییز خوب و بد خود از یکدیگر را ندارد، تنها راه هدایت وی جبر خارجی است. به خاطر شیطنت و راحت طلبی ذاتی باید با اجبار موتورهای حرکتش را روشن کرد تا عادت ها در او شکل بگیرند و بعد که عادت ها شخصیت اش را شکل میدهند حرکت آسان میشود.

اما وقتی بالغ شد بدترین چیز برای او جبر خارجی است (منظور جبر در کارهای شخصی و هدایت فردی است) چون نتیجه ی عکس میدهد، فرد به خاطر تفکرات خاص خودش ممکن است به عمل مجبور شده علاقه ای نشان ندهد و وقتی مجبورش کنی یک عمل با نتیجه ی 40 درصدی (خیلی خوشبینانه) میگیری و به همان مقدار که مجبورش میکنی عقده  ای را در دلش بزرگ میکنی که یک جایی و یک زمانی وقتی از بند جبر خارجی ات رها شود آن کار را میکند که دلش بخواهد و با تنفر شدیدی که به عمل مجبور شده پیدا کرده هیچ نتیجه ای نخواهی گرفت چون دیگر سمت عمل نمیرود هیچ در بعضی موارد خلافش را انجام میدهد.

اجبارِ شخصی، گاهی اوقات تنها راه موجود برای تغییر خود است و تا خود را مجبور به انجام کاری یا نهی کاری نکنیم به هیچ وجه ممکن قادر نخواهیم بود که خود را تغییر بدهیم. هر چیزی که آرزویش را دارید در سبک زندگی تان بگنجانید تنها راهش اجبار شخصی است، مثلا دوست دارید صبح ها ورزش کنید ولی هیچ وقت نتوانسته اید انجام بدهید دلیلش همین عدم اجبار شخصی است، باید خودتان را مجبور کنید، خلاف این اجبار و خلاف اهمیت دادن به مسئله و سهل گرفتن قضیه را تنبلی میگویند که "عدوّ العمل کسل" دشمن عمل تنبلی و سستی است.

هم علاقه به انجام هست، هم فوایدش را میدانی، حتی به آن نیاز داری، از نان شب هم واجب تر است ولی چرا انجامش نمیدهی؟

زیرا خودت را به آن مجبور نمیکنی، باید خودت را مجبور کنی، جبری از درون و داخل با پشتوانه ی عقلانی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
ما همان انسان هایی هستیم
که در آیه 54 سوره ی مائده خداوند درباره شان فرموده: (اى کسانى که ایمان آورده اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، [به خدازیانى نمى رساند] خداوند گروهى را مى آورد که آنها را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند؛ در برابر مومنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ در راه خداجهاد مى کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگرى هراسى ندارند. این، فضل خداست که آن را به هر کس بخواهد [وشایسته ببیند] مى دهد؛ و فضل و احسان خداوند، گسترده و [او به همه چیز] داناست)
زمانی که اصحاب پیامبر از وی درباره ی این افراد سوال کردند، پیامبر دستی بر شانه ی سلمان گذاشت و فرمود: این افراد سلمان و یاران و هم وطنان او هستند.
و بعدها که باز از امام صادق درباره ی این افراد پرسیده شد سه مرتبه پشت سر هم گفت: والله اینان اهل قم هستند. و ما اهل قم هستیم که حضرت رضا درباره مان گفت: اهل قم بهترین شیعیان ما از میان دیگر شهرها هستند. خداوند دوستی ما را در سرنوشتشان آمیخته است.
البته اهل قم بودن و منتسب بودن به پیامبر اهمیتی ندارد، مهم عبودیت و ولایت است.

پهلوان بسیجی "ابراهیم هادی" از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب و ستاره ورزش کشتی کشورمان است؛ او در اول اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان به دنیا آمد؛ ابراهیم چهارمین فرزند خانواده بود؛ او در نوجوانی طعم تلخ یتیمی را چشید، از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.
باید کتاب سلام بر ابراهیم را بخوانید...
کانال‌های ارتباطی دیگر
Designed By Erfan