ســکــوت

لطفا سکوت را رعایت فرمایید

پارادایس از طلبه‌ها امل ساخت!

فیلم پارادایس به کارگردانی علی عطشانی و نویسندگی محمد علی میرزایی در سال ۱۳۹۳ ساخته شد و پس از ۴ سال توقیف در بهمن ۱۳۹۷ اکران شد.

داستان درباره طلبه‌ای به نام محسن است که با دختری به نام آلیشیا در آلمان آشنا می‌شود و برای سخنرانی در جلسه‌ای به آلمان دعوت می‌شود. محسن به همراه حاج آقای فراستی و دوستش به آن جا می‌رود و درگیر ماجراهایی می‌شود.

حوزه علمیه‌ای که در این فیلم می‌بینید اُمل خانه‌ای پر شده با شعارهای مذهبی است. حتی فراستی هم با بازی مهران رجبی که مثلا آخوند زرنگه فیلم است، شخصیتی مزخرف و حال به هم زن حداقل برای من بود.

بد نبود دست محمد علی میرزایی را می‌گرفتیم و چند مدرسه علمیه را نشانش می‌دادیم و با چند طلبه آشنایش می‌کردیم تا حداقل بفهمد مشکل طلبه‌های امروز ما شبه روشنفکری و فعالیت بیش از حد آن‌ها در فضای مجازی است نه عقب افتادگی و تحجر.

نمی‌دانم از کجای فیلم بنویسم، فقط می‌توانم خلاصه‌اش کنم در کلمه مزخرف، آن هم به معنای جدیدش، نه آن مزین شده قدیم.

جا دارد سایتی بزنم به نام طلبه نیوز و هر روز درباره یک طلبه بنویسم تا این قشر هنرمند(¿) بدانند فاز طلبه‌ها در چه حالی چیست.

اولا که با گشت ارشاد شروع می‌شود و گرفتن دختر و پسر نامحرم در خیابان به بهانه بوی الکل

که دستتان را بگیرم و تا کاخ سعدآباد ببرمتان تا اروپا را از نزدیک ببینید


دوما یک دفعه وسط کلاس‌ها همه چیز را رها می‌کنند و به آلمان میروند

که انگار حوزه یک کلاس قرآن است تا همه ختمی داشته باشیم و تا شبش هم مفاتیح بخوانیم!


سِیُماً برای جوجه طلبه ریش پشمکی! نامه فرستاده می‌شود برای سخنرانی و پرسش و پاسخ در دانشگاه آلمان

که طلبه تا سه سال فقط آموزشگاه زبان عربی آمده و از اسلام کمتر چیزی نمی‌فهمد.


چهارما و...

انگار دیگه وقتشه بشینم یه فیلمنامه بنویسم

لازم نیست سایت بزنی. همین جا درباره طلبه ها بنویس تا ما فازشونو بشناسیم
از فاز خودم شروع کنیم؟
به نام خدا، در مقابل فضایی که در فیلم از طلبه‌ها ترسیم شد که افرادی بودند که هر رو از بر در دنیای مدرن تشخیص نمیدادند و آدم‌هایی بودند سربسته، عقب افتاده و سطحی...
من زمانی که دبیرستان بودم گشتی توی ذهنم زدم و دیدم مهم‌ترین ارزشی که توی زندگیم دارم خداست و با وجود مخالفت‌های خانواده از حرام شدن شیر تا تنفر از طلاب که موج میزد وارد حوزه شدم.

حوزه‌ای که فکر می‌کردم بهشت عدن است و تماما همه مشغول اسلام شناسی، تا حدی شور داشتم که روز اول، دو کتاب خواندم و در ردیف کتاب‌های خوانده شده گذاشتم.
اما گذشت و دیدیم انگار اسلامی در کار نیست، کلاس زبان عربی آمده‌ایم با کمترین معرفت دینی و بعد هم قرار است رساله‌ای که همه چیزش را می‌دانیم به شکل نیمه استدلالی و بعد استدلالی از سال چهارم تا ابد الدهر و درس خارج بخوانیم.

این است که طلبه‌های پر شور پایه اول، همان ابتدا می‌میرند، یا دوباره متولد می‌شوند یا که تا آخر افسرده حرکت می‌کنند که این در سطح ۲ یعنی بعد از ۶ سال مشهود است. با خیلی خوبند یا خیلی داغان

و اما آخوندهای مسجدی قدیمی، مثل پیرمردهای معمولی فقط پیرمردند و کمتر توانایی ارتباط با نسل جدید را دارند که از که پنهان که من هم از آن‌‌ها فراری‌ام و گاهی هم متنفر، حتی یک بار نزدیک بود یکی‌ از مدل افغانی‌اش را که در صف زده بود دعوا کنم.
این‌ها را باید تحمل کرد و احترامشان کرد تا منقرض شوند...

در مورد طلبه‌های خوب بگویم و طلبه‌های بد...
بدی که در کار صیغه است وجود دارد
بدی که دائم در یوتیوب مشغول دیدن موزیک ویدیو باشد وجود دارد
بدی که دائم مشغول فیلم دیدن باشد وجود دارد
بدی که با موضوع تجاوز پدر به دختر فیلم بسازد وجود دارد
بدی که شلوار لی بپوشد و ریش تیغ بزند وجود دارد
بدی که دخترباز باشد وجود دارد
بدی که در همین بیان پیشنهاد صیغه به دختر مذهبی بدهد وجود دارد
بدی که در نهایت روشنفکری خودکشی کند وجود دارد
بدی که برای منبر آمدن شماره حساب بدهد وجود دارد
بدی که دنبال تعدد زوجات باشد وجود دارد
بدی که بخواهد برود در سازمان وقف برای بخور بخور وجود دارد
بدی که برای پول در آوردن قاضی شود وجود دارد
بدی که شیشه بکشد وجود دارد و بعد به دست پدرش اخراج شود
بدی که موزیک سلن دیون بگذارد و خادم حرم هم باشد وجود دارد که معاونت صیانت حوزه حالش را بگیرد
بدی که حتی کتاب را از جلوی پایش بر نمیدارد چه برسد به خواندن وجود دارد
این بدها همان بچه دبیرستانی‌هایی بوند که قاچاقی وارد شدند و با نمره آوردن ماندند و از سربازی فرار کردند، این‌ها کم هستند، خیلی کم ولی همین‌ها را باید از حوزه اخراج کرد...

اما خوب‌ها
خوبی که زیر نعلینش نمد می‌زند تا برای نماز شب بیدار می‌شود کسی را بیدار نکند
خوبی که حتی وقتی از یک لیوان برای آب ریختن استفاده میکند با کاغذ یادداشت حلالیت می‌گذارد
خوبی که یک لامپ را برای صرفه جویی روشن نمی‌گذارد
خوبی که روضه نخوانده اشکش می‌آید
خوبی که پاکت دستش می‌دهند و نمی‌گیرد
خوبی که لذت میبریم به چهره‌اش نگاه کنیم
خوبی که تا زانو توی گل میره تا خونه طرف رو از گل و لای سیل پاک کنه
خوبی که وقتی ناموس رو میبردند وایساد و با ساعدش جلوی قمه‌ها رو گرفت
خوبی که توی یه مجلس سخنرانی میکنه ۳۰ نفر شیعه میشن
خوبی که میره زندان‌های آمریکا ۱۵۰۰ نفر رو شیعه میکنه
خوبی که دائم مشغول مطالعه است
خوبی که همیشه همه رو اطعام‌ میکنه
خوبی که سال چهارم حوزه امام جماعت مدرسه میشه

از خوب و بدها بگذریم
فاز کلی طلبه‌ها خوب نیست ولی به بدی فیلم هم نیست
سیستم آموزشی بلایی سرشون آورده که ۹۰ درصد دقیقا نمیدونند میخوان کجا برن، درساشونو میخونند ولی کافی نیست برای حال حاضر، میخوان تبلیغ کنند ولی بلد نیستند و گاهی تند میرن و گاهی هم بدتر نرم میشن و منحرف.
روابط اجتماعی‌شون ضعیفه ولی بچه‌های پاک دلی هستند و تا حدی که می‌تونند وظیفه‌شون رو انجام‌ میدن.
یه رمان داستانی میخونند و یک منبری میرن و مداحی تمرین میکنند و هیئتی هستند.
چون جامعه انسانی اکثریتش رو متوسط‌ها تشکیل دادند
جامعه طلبه ها هم اکثریتش متوسط‌ها هستند.

استاد ما میگفت بهترین و بدترین افراد توی حوزه هستند.
کلا به کارنامه علی عطشانی که نگاه کنی میبینی هنری نداره جز حاشیه
برای هر فیلمش یه حاشیه ای درست کرده تا دیده بشه
خیلی آدم மாட்டர்கள் எனலா هستش
:/
باید سرچ کنم ببینم چی بش گفتی 
با همین فرمون بری جلو شدی یه پا جورج آر آر تالکین
سلام
خب طلبه اهل رسانه ی باسواد که زیاد داریم... جمع بشین یه دستی بالا بزنید.
من فعلا باید سعی کنم توی داستانام کسی رو نکشم :))
ولی جدی کارنامه عطشانی همراه با حاشیه است
اطلاعات بده
علی عطشانی برای دستمزد ۹۰ میلیونی که در سال ۸۸ برای سه روز به محمدرضا گلزار پرداخت نمود، همچنین ساختن اولین فیلم سه بعدی سینمای ایران (آقای الف) ، انتقادهای فراوان به محمود احمدی‌نژاد در فیلم تلفن همراه رئیس‌جمهور و توقیف یک ساله فیلم، استفاده از ناصر ملک مطیعی برای اولین بار پس از انقلاب در فیلم نقش نگار، توقیف سه ساله فیلم پارادایس و ساخت اولین فیلم سینمایی مشترک ایران و هالیوود همواره یکی از پرحاشیه‌ترین کارگردانان ایران بوده‌است. او با توقیف فیلمهایش: تلفن همراه رئیس‌جمهور به مدت یک سال، نقش نگار به مدت دو سال، پارادایس به مدت سه سال از رکورد داران توقیف در سینمای ایران است.
برگرفته از ویکی پدیا
دستش درد نکنه
ناصر ملک مطیعی و احمدی نژاد
کلا پس آدم مشکل داریه

فیلم مارمولک خیلی فیلم خوبی بود نسبت به این و ما میدونستیم پرویز پرستویی یک دزده
ولی این داشت یک طلبه بسیجی بیسواد سطحی و عقب افتاده رو نشون میداد
من از فیلم پارادایس خیلی خوشم می آید و این که شما جای این که بچسپید
به کلیات بچسپید به هدف فیلم، از کجا معلوم حرف های فیلم واقعیت داشته
باشد، شما بیا و عکس حرف من رو ثابت کن.
حج اقاها دل دارند و آدم هستند و دوست دارند هر سلیقه ای و طرزفکری
داشته باشند.
و فیلم پارادیس، خیلی جالب و تأمل برانگیز و حتّی اون وسط های فیلم
که داشت مردم اون کشور را از فحش هایی که به مسلمان ها می دادند
دور می کرد با گفتن واقعیت هایی درباره اسلام
و این که شما بیایید جواب افراد ضداسلام را درست و حسابی بدهید
نه در توییتر بلاکشان کنید
متن شما انگار از گوگل ترنسلیت بیرون اومده و مشکوکه
شما اگر توی توییتر باشی فضا دستت میاد که قصد هیچ کودوم ازون ضد دین ها یافتن حقیقت نیست و برای شبهه انداختن و فحاشی اومدند
وقتی به طرف جواب میدی و اون به امامت فحاشی میکنه راهی جز بلاک نیست
 همه چی به همین سادگی که فکر میکنید نیست
منم وقتی فیلمشو میدیدم حس میکردم داره توهین میشه
طلبه های این فیلم آدم های عقب افتاده ای بودند که جلوی یک بی حجاب نمیتونستند سر بلند کنند و تازه به اینترنت رسیده بودند
در حالی که من طلبه برنامه نویس و انیمیشن ساز و بازی ساز می شناسم

و طلبه هایی که به راحتی تغییر عقیده میدادند و حاج آقایی حرف های کلیشه صد من یه غاز میزد
فیلم و ندیدم
اما تصور از حوزه علمیه امروزی اینه که همه درگیر حاشیه ان و صرف فعل و اموزش عربی
با این که سیستم آموزشی متمرکز روی ادبیات عرب و فقهه
طلبه های هنرمند زیادی توی مدرسه اسلامی هنر هستند
متخصصین رسانه زیادی توی انجمن سواد رسانه فعالیت میکنند
و طلبه های مبرزی تو رشته های دیگه ای غیر از فقه توی دانشگاه مفید و باقر العلوم و موسساتی مثل موسسه امام هستند
طلبه های سطح یعنی تا سال ششم، سه سال اول درسشون ادبیات عرب و منطق هستش
و سه سال بعد لمعه که کتاب فقه نیمه استدلالیه و اصول مقدماتی رو میخونند
1- مهران رجبی کلّاٌ خوشه. خودش میگفت: من همیشه خودمو بازی میکنم.
2- میخواستم طلبه بشم، با قرآن مشورت کردم، گفت: راه تو راه دیگه ایه.
3- با توجّه به اینکه خودتون طلبه هستید، جملات غضب‌آلود آخر متن رو اصلاح کنید تا شائبه پیش نیاد که نسبت به کارگردان فیلم کینۀ شخصی دارید.
ان شا الله در هر راهی که هستید راضی باشید
این رضایت عقلانیه که به آدم آرامش میده

ممنونم، جملات اصلاح شد
از روی بغض نبود و میخواستم جنبه خنده داشته باشه :))
پس ان شا الله پس فردا یک‌ گروه توی تلگرام یا ایتا میزنیم که سرش صحبت کنیم
شما برای بحث فنی‌ش هستی یا نویسندگی یا هر دو؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
از خاکسترها بریدیم
و در هوا پخش شدیم و بالا آمدیم

از خون‌ها نیرو گرفتیم
و رنگ خود را بر آسمان زدیم

پرنده‌ شدیم و بالاتر از هواپیما‌ها اوج گرفتیم
برعکس حرکت کردیم
و در اقلیت ماندیم

قلبی تپنده که از عالَم منفصل گشته
و بعد
تپیدیم
و تپیدیم
و تپیدیم

به آخر قصه رسیدیم
و فقط خون بود
و خون بود
و خون

------------------------------------

کلمات و رنگ‌های وبلاگ ظاهر نیستند، باطن نویسنده هستند که نمایشگاه آنلاینی را به نمایش گذاشته‌اند.
اولش که طلبه نبودم به رنگ پوچی و تنهایی و شک، تابلوی مجازی‌ام را ساختم
تابلویی که آینۀ تمام قد من بود.

افسرده بودم و حیران
خاکسترهای باقی مانده از وجودِ دردمندی بودم که گوشه‌ای افتاده بود

مُرده‌ای که صورتش مات و رنگ پریده بود
با یافتن معنایی به اسم خُدا
هویت گرفت

به پشتوانۀ خون‌هایی 1400 ساله به آسمان آمد
آسمان در این جا هم انفصال است هم علوّ و هم بصیرتی بر جامعه

پرنده شُدیم، پرنده‌ای به دور از فلزات زنگ زدۀ ماشینی
خلاف جمعیت دنیا حرکت کردیم

طوری که وقتی همه فرار می‌کردند
ما رو آوردیم

و وقتی همه سرشان در گوشی بود
ما با انگشتمان خورشید را نشان داده فریاد می‌زدیم

سرخی یعنی خون، یعنی عشق، یعنی احساس
سرخی یعنی یک دنیا خاطره از وبلاگ قبلی که در آتش افسردگی خاکستر شد و حالا مثل قلبی می‌تپد
وبلاگی که با «بی نام و نشون» بودنش
اخلاص را به همراه آورده بود

قبل‌ترها که دربارۀ کرم‌های شب تاب نوشتم
گفتم پول که به میان بیاید فساد هم می‌آید
اما باید کمی عقب‌تر بیایم
اسم‌ها که به میان بیایند
همه چیز از بین می‌رود
اصلا چیزی نمی‌ماند که درگیر فساد شود

این منم که با زبان 0 و 1 می‌خوانیدش
نه کلمه بخوانید
و نه رنگی ببینید
کمی دقیق‌تر خیره شوید

انسانی را ببینید که در هزارتوی کلمات سیاه
دنبال لبخند آخرین گل سرخ می‌گردد
Designed By Erfan Powered by Bayan