سکوتــــــــــ

عبد شدن هم آرزوست

500 روز بعد

نخونید بابا نخونید 

حوصله داریا این همه متن...

ولی پیشنهاد میکنم با خوندن این پست براتون ثابت بشه که نویسنده صلاحیت نوشتن داره یا نه

یعنی ارزش داره گهگاهی 5 دقیقه وقتتون رو بگیره یا نه


500 روز از ساخت این وبلاگ گذشت. چه پست‌هایی بود که نوشتم و منتشر نکردم، و چه پست‌هایی بود که نوشتم و منتشر کردم و بعد پاک کردم. چه حرف‌هایی که آدم درونش جمع می‌شود و نمی‌زند و چه حرف‌هایی که آدم میزند و بعد پشیمان میشود.

امروز من مسلمان بودم ولی مومن شدم. نمی‌دانم چه شد که امروز صبح که به خود آمدم دیدم از دایره اسلام بیرون رفته‌ام و  یک معتزلی عقل گرا شده‌ام. راست گفته‌اند که فلسفه علم خطرناکی است، مخصوصا که بدون استاد بخواهی واردش شوی.

تفکر آزاد هیچ مشکلی ندارد، چه کسی گفته تفکر بد است؟ ولی وقتی کسی تفکر ناقصش تاثیر بگذارد بر اعمالش، خطرناک میشود. قبل از این که مطمئن شود و از چند نفر باسواد بپرسد و حکم بدهد و عمل کند خطرناک میشود.

ظاهرا وقتی به نماز نگاه می‌کنیم یک کار تکراریِ بیهوده است، یک کار وقت گیر که با جماعت وقت گیرتر هم می‌شود...

ظاهرا حضرت خضر وقتی اون بچه رو خیلی ریلکس جلوی حضرت موسی کشت اعدام قبل از عمل انجام داد...

ظاهرا متکلمین و فلاسفه اسلامی فقط دارند توجیه می‌کنند، باید با تعبد گذشت یا نگذشت؟

تفکر آزاد خطرناک میشود وقتی که استاد درست و درمانی نداشته باشی، وقتی سر کلاس عقاید می‌روی استادی به تو تدریس میکند که خیار را از کدو تشخیص نمی‌دهد و حالا میخواهد به تو تدریس هم بکند؟ یک بار فقط جوش کردم و رفتم جلو نشستم و یک ساعت با کلماتم زدم به سر و صورتش. تازه دکترا هم دارد و شاگرد مدیر مدرسه هم هست! مدیر مدرسه کیه که این شاگردش باشه؟

همین طوری وقت ما طلبه‌ها داره میره توی قوطی، چه برسد که در کل 10 سال حوزه یک کتاب خوب هم باشد توسط یک آدم کم عمق و سطحی تدریس شود. اصلا سوال یه چی میپرسی جواب یه چی دیگر میدهد :)

- راستی استاد ماتریالیسم دیالکتیک یعنی چه؟

دست پاچه ‌میشود و به زور این کلمه صاب مرده را از فهرست کتاب پیدا میکند و میگوید در این درس آمده.خب آفرین به هوش تو که فهمیدی توی این کتاب اومده! 

بعد که اصرار میکنم حداقل معنایش را بگو فکر میکند و میگوید جهان بینی که روی اصول مادی باشه دیگهههه :))

نمیدانم این وضعیتی که درونش هستیم حاصل درگیری کدام تز و آنتی تزی است ولی هر چه هست یک خلأ نامانوسی است در قبل از کمون اولیه، در عالم ذر، چه میدانم در آن نقطه و انفجار اولیه، در یک جایی که خیلی خیلی خلأ است.


اصطلاحات و شبهات:(هر جاش اشتباه گفتم بگید)
تز و آنتی تز و سنتز: در فلسفه هگل که میخواهد همه چیز را توجیه کند تمامی مسائل را از تاریخ بگیر تا سیاست و هنر را در قالب تز و آنتی تز و سنتز توجیه میکند. مثلا در تخم مرغ زرده تز سفیده آنتی تز و حاصل این دو میشود سنتز که جوجه شکل میگیرد.
مثلا از درگیری توده‌ای ها با کاپیتالیسم حکومت کمونیستی ایجاد میشه.
البته مارکسیسم و کمونیسم فلسفه‌ای است که توسط مارکس آورده شده و مبنای فلسفه هگلی دارد. هگل خودش مادی نبود و مسیحی بود ولی شاگرد ناخلفش کافر از کار در آمد.(لعنت الله علیه و آله)
ماتریالیسم دیالکتیک: ماده گرایی که در قالب همان فلسفه هگلی باشد. به درگیری تز با آنتی تز که حاصلش سنتز میشود دیالکتیک میگویند. البته دیالکتیک خودش به تنهایی به روش مباحثه سقراط گفته میشد که با سوال صحبت میکردو طرف مقابل خودش شیرفهم میشد.
نماز: ببینید خداوند یک موجودِ خنگِ احمقِ منگول که نیست، اگر چیزی رو قرار داده دلیل داشته و میدونسته چی کار میکنه و قاعدتا میدونسته که وقت ما هم با نماز خوندن تلف میشه یا نمیشه. از نظر کلامی چون تشکر کردن از کسی که نعمت داده در فطرت ما هست پس نماز خواندن هم برای ما واجب اســت. نماز به این خاطر واجب شده طبق کلام امام صادق که دین خداوند بماند، در یک پستی هم قبلا حدیثش رو آوردم. 
اما چیزی که بیش از همه به من یقین میده درباره نماز مسائل عرفانیش هست، چاکراهای هفت گانه که همه دنبال باز کردنشن با 5 دقیقه نماز خواندنِ درست باز میشه. اطلاعات پزشکی‌ای که به این رسیده اگر یک جسم سفتی هر روز وسط پیشانی فشار بیاره فواید زیادی داره. علم انرژی شناسی ژآپنی‌ها و...
حضرت خضر با کشتن اون بچه به خودش لطف کرد، ما نمیدونیم با آمپول هوا کشتش یا بازوکا هر چی کشت باعث شد قبل از این که به گناه آلوده بشه الآن با سگ اصحاب کهف در بهشت راحت عشق کنه و پدر و مادرشم کافر نشن.
علم کلام توجیه میکنه، نقل را میبیند و برایش عقل دست و پا میکند. فلسفه طوری که گفتند کاملا عقلانی و با استدلال میرسد. تا تهش رفتم خبر میدم که واقعا توجیه میکنه یا نه :).
بعضی وقتا فکر میکتی داری میریا، مراقب خودت باش
در پناه حق باشی
(من 5هزار و 500 روز از نوشتنم میگذره رسیدم به اینکه، همینی که الان هستی خوبه، حالا میخوای فکر کنی شعاره، به هر حال باید بهش برسی با گفتن من چیزی عوض نمیشه!)
ببخشید قصد جسارت نداشتم در گفت و گوی علمی این جوری گفتم که در حد شعار میشه روش حساب کرد 
چون فرد الآن بحران هدف داره، و هدف اگر اعلی باشه و با فطرت آدمی بسازه به انسان انگیزه میده و به حرکت در میارتش

میشود حرف شما رو یک طوری با با حرف استاد علی صفائی حائری تطبیق کرد که یکی از دلایل حرکت انسان قدر انسان است
این که انسان بفهمد تمام چیزهایی که با آن‌ها انس دارد و خودش را با آن‌ها مشغول کرده برای اوست و نه انسان برای آن‌ها
و نعمت حیات هم یکی از این قدرهاست 
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
این چیزایی که گفتیییی یعنیی چه؟ :))
متن قشنگی بود. چندتا نکته به ذهنم اومد گفتم بگم:

1- توضیحاتت در مورد نماز خوب بود. ولی باید مواظب بود خدایی نکرده وارد حوزه «شبه علم» نشویم. «علم»ش که گند زد، «شبه علم» که جای خود دارد.

2- تز و آنتی تز و سنتز رو کاش یه خورده نقد هم می کردی. به شخصه فکر میکنم فلسفه هایی از این دست، حداقل کاری که می کنند، تعیین حدو مرز و چارچوب برای فکر و اندیشه ست. دقیقا عین منطق ارسطویی.

3- توضیح نظریه ها و فلسفه های گوناگون توی محیط های دانشگاهی به صورت پکیچ های دربسته بزرگترین عیب امروز دانشگاهای ماست.

4- بله اخوی. «فلسفه» کاملا عقلانی و با استدلال پیش می رود. منتها «عقل» مورد اشاره فلسفه با «عقل» متعارف کاملا متفاوته. پیشنهاد می کنم کتاب «عقلانیت و معنویت» جناب دینانی رو مطالعه کنید. تعریف ایشون از «عقل» بسیار وسیع تر و عمیق تر و در ساحت دیگری است.

5- ****** ****** *** ***. 500 روزگیت هم مبارک.
من حالت مکاشفه که بهم دست میده چشمامو میبندم و شروع میکنم به نوشتن. عرفا این طوری ان دیگه.
وقتی داشتم مینوشتم اگر جاییش اشتباه گفتم بگید دقیقا منظورم شما بودید، ما یک حبابی از کف آب گندیده‌ی روی آبی داریم که بهش میگیم علم...

من نفهمیدم کجا شبه علمی حرف زدم، فکر میکنم منظورتون مباحث عرفانی نماز بود؟
یعنی کلا لا ادری شبه علم 

نقد مارکسیسم و فلسفه هگل چیزیه که نه مخ میکشه نه حوصله دنبال کننده‌ها، من یک پست نقد فیلم نوشتم خیلی‌ها اعتراض کردند چرا سبک پژ<هشی نوشتی و در وبلاگ باید فوقش علمی ترویجی بنویسی

ممنونم بابت توضیحات تون، و این کتابی که فرمودید هم حتما مطالعه میکنم 
ما خلاء ناموسی رو نفهمیدیم استاد که چیه؟
چون از سنخ علوم حضوری است درکش برای شما سخت مینماید
منزل به منزل که از تحیر و توبه و تخلیه آمدید ان شا الله خواهید فهمید
در تعریف فلسفه ی اسلامی به قدر طاقت بشر اومده اما این در کمیته مسائله نه کیفیت . پس بشین آزاد فکر کن و فکر کن .
کلیدی ترین مسئله ای که ذهن منو مدت هاست به خودش مشغول کرده و هرچه میگردم جواب ها بیشتر لفاظی است تا جواب ، اینه که خدا چرا خلق کرد ؟
عقلانی ترین جواب به جبر ختم میشه .
من توی این سوال با بحث فیاضیت خداوند و خلقش به خاطر رحمت مشکل ندارم 
با اون جاش مشکل دارم که خداوند احسن الخالقین است 
بعد لقد خلقنا الانسان فی کبد هم هست 
بعد این همه شرور و نواقص و سختی‌ها و بیماری‌ها
به پسرخالم فکر میکنم که چند ساله داره از سرطان درد میکشه که خداوند تماشایش میکند و هیچ
چطور یک رحمان رحیم میتواند؟
پاسخ میدهند خاصیت جهان مادی این است و نواقص از خداوند نیست، بعد میگویم چرا جهان مادی ای که خدا خلق کرده باید این طوری باشد؟
نمیتوانست در فضای بهتری باشد؟
انجاست که جواب‌های کلیشه‌ای پشت هم ردیف میشوند
به اعتقاد من کلام اسلامی خیلی جا برای کار کردن دارد
فقط در حوزه نیست در دانشگاه و مدرسه هم درس های بیخودی زیادی هست..
از استادها نگم که بعضی ها میان جزوه میده میگه بگیر بخون بیا امتحان بده..

اکثرا هم سواد ندارن حالا چجوری دکترا گرفتن الله اعلم..
البته او این دوره زمونه مدرک گرفتن خیلی اسونه...
حالا دانشگاه میگیم محیط مذهبی نیست و همه هم مسلمون نیستند
ولی حوزه دیگه چرا؟ من که میترسم مطالب یک پستم وقت دنبال کننده ام رو تلف کنه
قاعدتا اگر ببینم این قدر سطحی هستم که به معلومات یک طلبه آسیب میزنم و عمرش رو تلف میکنم
یا قبول نمیکردم تدریس رو یا انصراف میدادم
چه کنند که زندگی براشون خرج داره :)
خیلی خوب و فوق العاده
آووووو
آووووو
آوووکادو
ممنونم
نفهمیدم از کجا اومدین و به کجا خواستید برسید!
ابتدا به نوعی پوزش خواستیم به خاطر متن بلند و خودمان را گذاشتیم جای مخاطب که چه حالی میشود با دیدن قد و بالای این پست
با پانصدهمین روز وبلاگ شروع کردیم 
خاطره واقعی صبحم را گفتم که این همه مدت به ظاهر ایمان داشتم
از مضرات تفکراتم گفتم 
و بعد به تخریب یک استاد پرداختم و در میانش یه مقداری از شبهه‌های ذهنیمو ریختم کف 

نمیدونم روش معمول وبلاگ نویسی مگه این طور نیست؟

سر اون مطالبی هم که باعث شد سر و صورت و مانیتور و میز و دیوار آسیب ببینند
دعا کردم براتون، هرچند ما گناهکارا اعمالمون قبول نمیشه دعاهامونم قبول نمیشه
درجتون رفته بالاتر ازاسلام رسیدید به ایمان...برای اون نوشته بالای وبلاگ میگم(یادداشت های یه بچه مومن قبلا یادداشت های یه بچه مسلمون بود)
این پستو هنوز نخوندم میام سرفرصت میخونم
نمیخواد بابا، طولانیه، گفتم حوصله دارید، یک پست روزانه نویسی یک طلبه است.
ما شما رو دنبال کردیم
خب من خوندم
ولی چیز زیادی دستگیرم‌نشد
فقط خواستم بگم همیشه با فلسفه ی‌ نماز مشکل دارم
فلسفه‌ی وجودیش
که اصلا چرا فشار دادن یه جسم سخت مفید باشه که بخوام بخاطرش نماز بخونم
میتونست از اصل نباشه
شکرگزاری هم به روش های زیادی میشه انجام داد
نماز بیش از این که حکمت‌هاش برامون روشن بشه 
تعبدی است که حتما انجام شود، آش کشک خاله مونه که باید انجامش بدیم
مشکل ما از آن جایی شروع شد که از نعمت امام معصوم بی نصیب شدیم و کسی نبود که در منبع وحی جواب ما رو بده 
من هنوز هم به یقین نرسیدم که حکمت نماز چیه 
ولی از اون جا که میدونم خدا شخص فهیم و محترمیه و با علم یک چیزی رو وضع کرده انجامش میدم
اتفاقا مسئله ی شرور برام حل شدست .
مشکل اصلی همینه که خلقت وقتی عقلانی توجیهش میکنیم ( غایت داره نه غایتمندی ، وقتی به نهایت حب میرسه خلق میکنه و این فاصله ی زمانی طی نمیکنه و تقدم وتاخرش زمانی نیست و تحلیل تحیلی عقلی است ) باز به جبر منتهی میشه و اینو خودشون هم قبول دارن و اختیار انسان رو در اینجا مطرح نمی کنند .
یا باید بسیار حالت دینامیکی به خلقت بدیم که اون موقع تعریفمون از خدا باید تغییر کنه یا باید حالت مکانیکی قائل بشیم که اون موقع جبر حکم فرما میشه .

جبر در چی؟
جبر در خلق شدن ما منظورته؟
من معتقدم همه چیز در عالم ذر اتفاق افتاده و خودمون انتخاب کردیم در این شرایط و مکان و زمان بیاییم 
این طوری عدل الهی هم درست میشه
اصلا جبر چیزی نیست که با عدل الهی قابل جمع باشه
شما هم متقابلا دنبال میشوید...
نه میخوام بخونم
الحمدلله 
صدای حضار= ولش کن ولش کن ولش کن
يكشنبه ۱۳ آبان ۹۷ , ۲۱:۰۹ آقای سر به هوا :)
داداچ من سواد درست حسابی ندارم
یه موز برمیدارم میرم:)
شما تاج سری
نارنگی هارو هم بردار برو
وجود همیشه موجود بوده و هیچ وقت نمیتونه مسبوق به عدم بوده باشه .
جبر در وجود مدنظرمه
عدالتی که برای خدا تعریف میشه به این جبر لطمه نمی زنه .
جبر در وجود چه کسی؟
مخلوقات یا خالق؟
زیرِ سطح 1 حرف بزن :(
واجب الوجود که صرف وجوده ‌‌‌‌.
منظورم ممکن الوجود هاست .
ممکن الوجود آره
زورکی خلق شده 
اختیاری در خلق شدن خودش نداره 
ولی من دوست داشتم اختیاری باشه 
یعنی من قبلا خودم تصمیم گرفته باشم که خلق بشم 
میگن که چون در قالب دنیای مادی گرفتاریم نعمت وجود را نمی فهمیم و الا اگر حجاب ها برداشته بشن بهش افتخار میکنیم
من اون چیزی هستم که فکر می کنم. چطوره؟
الآن فکر میکنید چی هستید؟
یکم جمله تون شبیه دکارت بود: من می اندیشم پس هستم!
سلام
ادامه هم داره؟
به تکامل من بستگی داره 
هر چی بیشتر در علم فرو بزم نظراتمک عمیق تر میشه 
شاید 500 روز دیگه 
شاید روز 5000 ام وبلاگ
معلوم نیست :)
سلام علیکم
بلاخره خوندم.یه نفرو میشناسم(شاید شما هم بشناسید،آقای واسعی)خیلی متفکرند و به دلیل سردرد های شدید دکتر بهشون گفتن نباید خیلی فکر کنند...به این حالت مبتلا نشید یه وختی...
علم فلسفه به نظر منم خطرناکه چون بلاخره یک علم مادی هست و براساس همین جهان استدلال و ...میاره و ممکنه واقعا بعضی چیزهارو نتونه اثبات کنه و ناقص باشه...
بله انسان باید با عقل و استدلال جلو بره اما به نظر من تا وقتی که به حقانیت و درست بودن دینش به ایمان برسه وقتی به این درجه رسید بهتر نیست دیگه عبد و تسلیم باشه و چشم بگه وهمش چرا چرا نکنه؟خداوند بگه خمس بگه چشم بگه حیای چشم بگه چشم بله اینها دلیل هم داره ولی نیاز نیست برای هرچیزی دلیل بیاریم
من همین هفته گذشته روز دوشنبه نزدیک های شب یک دفعه قسمتی از مغزم کلا از کار افتاد که از بس فکر کردم 
یک حالتی خماری خاصی داشتم و چیزی متوجه نمیشدم
من زمان نقد فیلم سر درد میگیرم چون خیلی تمرکز میکنم برای همین هم 2 تا نقد فیلم بیشتر ننوشتم

خمس و نماز و احکام وقتی شیرین تر و یقین آورتر میشوند که حکمت پشت شان فهمیده شود
و دست و پایی که ما در فلسفه میزنیم اولا برای این یقین است (که آخر هم یقین آور نمیشود و دل و قلب و احساس و عرفان است که یقین می آورد)و
دوما بتوانیم در برابر فلاسفه مادی و شک گرایان حرفی برای گفتن داشته باشیم و از دین مان دفاع کنیم
1- یعنی خاک وچوگ! استاد جای اسم و صفت رو هم تشخیص نمیداده؟؟؟
2- وقتی همّ و غمّ اساتید حوزه به جای مسائل مبتلابه، مسائلی باشه که یک در میلیون و میلیارد هم اتّفاق نمیفته، آخرش همین میشه.
3- فلسفه در کل لازم و مفیده، ولی زیادیش خطرناکه. تعریفتون از کلام هم جالب بود.
4- مسائلی مثل چاکراها و... به روان مربوط میشن، عرفان به روح مربوطه.
***
در کل متن خوب و مفیدی بود. سپاس
این اساتید یک در هزارن و الا آدم‌های دغدغه مند و با سواد بسیارند
نه چاکرا مسئله روانی نیست 
چاکرا مبنای بودیسمی و هندوئیسمی داره و مربوط به جسم اثیری میشه
7 نقطه انرژی
برادرم دچار یک مغالطه شدی . چجوری وقتی وجود نداری تصمیم بگیری که وجود داشته باشی؟ مگه اصن هستی که بخوای تصمیم بگیری ؟

بهترین حالتش این بود که بعد از وجود اختیار داشته باشی که عدم بشی و خب محال عقلیه وجود معدوم بشه .

همه ی مان در قنداقه ی جبر به سختی پیچیده شدیم
اگر وجود ما جبره
جبریه که دوستش دارم
شما دوست داشتی که وجودت اختیاری بود؟
مثلا دوست داشتی جای سلیمان نبی بودی
یا که در یک خانواده پولدار متولد میشدی
یا که کلا اصلا وجود پیدا نمیکردی؟

اساسا ما هم هستیم هم نیستیم
طبق نظریه وحدت وجود ما تجلی‌ای از وجود خداییم
اصلاح میکنم ایشون حجت الاسلام واسطی هستند...
خداوند توفیق سربازی عنایت فرماید به شما
ان شا الله که فکرمون کج نره
اسمشون خیلی آشناست
اینکه من میتونستم فلانی باشم بهش میگن توهم اصالت ماهیت و رده .

وحدت در عین کثرت مشکلی که گفتم رو حل نمی کنه .
جبر در وجود ممکنات حرفیه که من برای بار اول میشنوم
یک بحث علمیه یا که ابداع شماست؟
نه دیگه خواهش میکنم شما فکرتون کج نره امید من به شما طلبه هاست
امام خمینی:امید من به شما دبستانی هاست
(یه سرچ بزنید واسطی میاد)
نه نمیره 
بنده امید حوزه و اسلام و انقلابم(اعتماد به سقف طبقه سوم)
الان سرچ خواهم کرد
همونطور که قبلا هم گفتم اصلا جبر و اختیاری که بحث میشه در اینجا نیست و موضعش جای دیگست و من منظورم از جبر در وجود اینه که اصلا نمیشه وجود اختیاری باشه چرا که یا باید قبلش اختیار کنیم که نمیشه چون اصن هنوز وجود نداریم و یا بعدش که در صورت نخواستن وجود باید موجود معدوم بشه که این هم محال عقلیه . منظور من این بود .

با این ترتیب جایی ندیدمش اما قسمت های مختلفش در فلسفه بحث شده . مثلا اینکه موجود نمیتونه معدوم بشه و یا در سطحی بالاتر اصلا موجود نمیتونه مسبوق به عدم بوده باشه و تقدم و تاخر خالق از مخلوق زمانی نیست وگرنه نقص خالق پیش میاد .
من وجود رو یک نعمت میدونم که بحث سر جبر و اختیارش اهمیتی نداره، یعنی آدم وقتی از وجود خودش ناراحت باشه دست به همچین سوالی میزنه و یک زمانی من هم به خدا میگفتم چرا قبلش از ما یه مشورت نگرفتی
اگر حجاب‌ها رفع بشن شکر گذار خدا میشیم که خلقمون کرده چرا که بهشت و آخرت سراسر لذته
برادر حس میکنم بعد از یه خستگی طولانی روی آوردی به دلخوشی ولی این نمیتونه منو راضی کنه .
مثل این میمونه ناخواسته وسطیه بازی قرار گرفته باشیم که جایزه ی خیلی خوبی داشته باشه و در صورت برنده نشدن هم سخت ترین عذاب ها .


اما پاراگراف آخرتون که میگه شکرگزار میشیم چون آخرت سراسر لذته با تمام احترام منو منتقل میکنه به ؛ نگمش بهتره .

اما در هر صورت این منو راضی نمیکنه اگه شما با این چیزا راضی میشید تعجبی نداره چون تا جایی که من دیدم کل خداپرستان خودشون رو با این چیزا راضی میکنن
اگر ما در تمدن اسلامی زندگی میکردیم و به دنیا می آمدیم هیچ وقت مثل الآن این همه خسته دل و افسرده نبودیم 
آدم نگاه میکنه به حوزه علمیه که بر مبنای الی الغو مشتاقون پایه گذاری شده و نگاه میکنه به علمایی چون وحید و جوادی و شبیری که ذره‌ای بینش و بصیرت سیاسی ندارند و ناراحت میشه که اگر این ته ته حوزه است پس من چه میشوم؟
من معتقدم اگر در عالم ذر داستان قالوا بلی اتفاق افتاد برای این بود که میدانستیم چه نعمتی دارد به ما میرسد، عرفا که شاید به زعم شما خیلی حرف های سانتا مانتال میزنند میگویند حتی در آتش هم باشیم خداوند دارد به ما لطف میکند.
همچنین عقیده داریم این بدبختی ما به خاطر نداشتن نعمت معصوم است که فیلسوفان و متکلمین مسلمان به جفنگ گویی رو آورده اند به شما هم توصیه میکنم جای حرص خوردن و آزار خودت گاهی تعبد پیشه کنی یا که با عرفان به جایی برسی و یقین رو در آغوش بگیری
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
اعتبارات دنیا نوعاً وفا نمی کند و اگر هم وفا بکند تا دم قبر است و بعداز آن ماییم و ابد ما!
Designed By Erfan Powered by Bayan