سکوتــــــــــ

کلبۀ تنهایی کنارِ دریاچۀ بی کسی

داستان مناظره

سه هفته است که سر کلاس منطق مناظره برگزار میکنیم تا طلبه ها فن جدل و مناظره رو یاد بگیرند

مشکل اینجاست که در این سه مناظره به طور تصادفی افرادی که نقش منفی داشتند بهتر مطالعه و صحبت کرده اند

مناظره اول درباره ولایت فقیه ( که خود مفلوکم در نقش اثبات بودم و مطالعه نکردم و گند زدم)

مناظره دوم درباره شیعه و سنی

مناظره سوم درباره فلسفه  و ضد فلسفه

خلاصه خدمتتان عرض کنم

الآن بچه های کلاس، همگی ضد ولایت فقیهِ سنیِ ضدِ فلسفه شدیم :|

من فردای مناظره سنی و شیعه رفتم سیبیلامو زدم

ریشا رو گذاشتم 

قرار بود مُهرها رو هم بزاریم کنار رو فرش نماز بخونیم (شوخی)

مهم ترین چیزی که فهمیدیم در مناظره رعایت اخلاق و ادبه 

مطالعه هم نبود مغلوب هم شدیم غمی نیست

ادب مهم تره 

موفق باشی تو مناظره ها

احوال آقاجواد ؟
((:
جالب بود
مطالعه + ادب
شما کارت درسته
آدم از تجربه کردن درس یاد می گیره تجربه هم که با آزمایش و تفکر
تبارک الله حاج اقا
خیلی دوستون دارم...
عزیزی
شرمنده نکن
این خیلی کار خوبیه!!
طلبه ها یادمیگیرن چرند تحویل ندن!یکم باسواد شن!روانشناسی رفتاری یاد بگیرن!چیزیکه خیلیاشون ذره ای یلد نیستن!
جدی میگم..باید یادبگیرین جوون و نسل امروز اعراب زمان پیامبر جاهل نیستن که با دوتاجمله دست به سر شن!

لهتون برنخوره البته!من مدام اینه:دی
یک بلاگر طلبه دیگه هم داریم خیلی هم محترمن ودوست خوبی!اولش با نقدای به شدت تند منو شناختن:))وبا تصدیق حرفای من شروع شد..
چون منم به تبعیت پوشش و دیدگاهام ادم مذهبی جامعه به حساب میام،و خودم نقص بعصی مذهبیون خیلی شدید و قاطع میگم:)
ازونجا که جدی گفتید 
من هم جدی میدونم
بعضی طلاب روابط عمومی هم ندارند
چه برسه به اون مواردی که اشاره کردید
 جواب سلام هم نمیدن گاهی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
پسری در کلبۀ تنهایی کنارِ دریاچۀ بی کسی، روزها با قایقِ تخیلش ماهی‌گیری می‌کند و شب‌ها، زیر نورِ شمعِ تفکر کتاب‌های آینه‌ای‌ را ورق می‌زند و با جوهرِ قلمش کاغذ‌های سیاه را سفید می‌کند.
او همیشه تهدیدی برای تاریکی خواهد بود، خودش، قلمش و شمعش...
Designed By Erfan Powered by Bayan