سکوت

شمعی، به قیمت سوختن جانش تاریکی را می درد...

تجربه برفی

تجربه به وسیله ی تعمیم دادن شکل میگیرد. یعنی از یک مسئله جزئی یا تکرار یک مسئله ی جزئی یک قاعده ی کلی گرفته شود و آن را به باقی مسائل عمومیت داد.

به طور مثال چهارم ابتدایی در برف و بوران در راه مدرسه بودم که چند نفر با تمسخر بهم گفتند کجا میروی بچه جان مدرسه تعطیل است، ولی اعتنایی نمیکردم تا این که شدت گفتن ها از بس زیاد شد که یقین کردم تعطیل است و همراه خیط شدگی سر قاطر رو کج کردم سمت خانه...

در سوم دبیرستان نیز در روز برفی با بدبختی خودم را به مدرسه رساندم که متوجه شدم مدرسه تعطیل است و حداقل 45 دقیقه پیاده رفته بودم چون در یک کورس از مسیرها ماشین هم حتی نبود!

 و امروز از این تجربیات استفاده می کنم و پای خود را از خانه بیرون نمیگذارم و حرص و جوش های بیخود اطرافیان اندکی برایم اهمیت ندارند. اما برای آرام کردن ناآرامی های خانه  و جلوگیری از فتنه و شورش از دروغ و فریب استفاده میکنم و معرفت ظنی خود را به شکل یقینی جازم به اطرافیان میقبولانم.


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
کبریتی خسته
در گوشه ای
غرق در فکر است
و غافل از گذر زمان
من در فضای مجازی
Designed By Erfan