سکوت

طلبه ای انقلابی از تبار قم...

حسش نیست

شما کاری را به عقب می‌اندازید چون حس انجام آن را ندارید...

راه حل: احساسات خود را نادیده بگیرید. آن‌ها راه شما را سد کرده‌اند.

Oliver Burkeman در کتابش با عنوان خوشحالی برای کسانی که تفکر مثبت را نمی‌توانند تحمل کنند متذکر می‌شود که بیشتر اوقات وقتی ما چیزهایی مثل «من نمی‌توانم صبح زود از خواب بلند شوم» یا «من نمی‌توانم خودم را وادار به ورزش کردن کنم» را می‌گوییم، در واقع منظور اصلی ما این است که ما نمی‌توانیم خودمان را وادار کنیم که حس انجام کار را داشته باشیم. به هر حال، هیچ‌کس شما را هر روز صبح به تختتان زنجیر نمی‌کند و هیچ‌کس در ورود به باشگاه ورزشی را به روی شما نبسته است. هیچ‌چیز به صورت فیزیکی جلوی شما را نگرفته است، شما فقط حس آن را ندارید. ولی همان طور که Burkeman می‌گوید سؤال این است که: «چه کسی می‌گوید که شما حتماً باید حس انجام کاری را پیدا کنید تا آن را انجام دهید؟»

یک دقیقه به آن فکر کنید چون واقعاً مهم است. به صورت ناخودآگاه، همه ما به این ایده معتقدیم که برای باانگیزه و مؤثر بودن نیاز داریم تا حسعمل کردن را پیدا کنیم. ما نیاز داریم تا برای این کار مشتاق باشیم. واقعاً مشخص نیست چرا ما به این معتقدیم چون این موضوع ۱۰۰ درصد غلط است. بله در برخی مقاطع شما باید به آنچه که انجام می‌دهید متعهد باشید، شما نیاز دارید بخواهید که پروژه به اتمام برسد، یا سلامتی‌تان بهتر شود یا روز خود را زودتر از قبل شروع کنید. ولی شما نیاز ندارید تا احساس کنید که کاری را انجام دهید.

در حقیقت همان طور که Burkeman توضیح می‌دهد بسیاری از هنرمندان، نویسندگان و نوآوران بزرگ به دلیل اهتمامشان به روتین‌های کاری که آن‌ها را مجبور می‌کرد تعداد ساعات خاصی را در روز بدون توجه به اینکه چقدر احساس بی‌انگیزگی می‌کردند روی موضوع خاصی وقت بگذارند، به جایگاه بالای خود رسیده‌اند. Burkeman ما را به یاد جمله معروف Chuck Close می‌اندازد که می‌گوید: «انگیزه مخصوص آماتورهاست. باقی افراد فقط می‌آیند و کار می کنند.»

پس اگر آنجا نشسته‌اید و کاری را به این دلیل که حسش را ندارید عقب انداخته‌اید، به یاد داشته باشید که شما در حقیقت نیازی ندارید تا این حسرا پیدا کنید. هیچ‌چیز جلوی شما را نگرفته است.

منبع: کلیک

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
ما همان انسان هایی هستیم
که در آیه 54 سوره ی مائده خداوند درباره شان فرموده: (اى کسانى که ایمان آورده اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، [به خدازیانى نمى رساند] خداوند گروهى را مى آورد که آنها را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند؛ در برابر مومنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ در راه خداجهاد مى کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگرى هراسى ندارند. این، فضل خداست که آن را به هر کس بخواهد [وشایسته ببیند] مى دهد؛ و فضل و احسان خداوند، گسترده و [او به همه چیز] داناست)
زمانی که اصحاب پیامبر از وی درباره ی این افراد سوال کردند، پیامبر دستی بر شانه ی سلمان گذاشت و فرمود: این افراد سلمان و یاران و هم وطنان او هستند.
و بعدها که باز از امام صادق درباره ی این افراد پرسیده شد سه مرتبه پشت سر هم گفت: والله اینان اهل قم هستند. و ما اهل قم هستیم که حضرت رضا درباره مان گفت: اهل قم بهترین شیعیان ما از میان دیگر شهرها هستند. خداوند دوستی ما را در سرنوشتشان آمیخته است.
البته اهل قم بودن و منتسب بودن به پیامبر اهمیتی ندارد، مهم عبودیت و ولایت است.

پهلوان بسیجی "ابراهیم هادی" از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب و ستاره ورزش کشتی کشورمان است؛ او در اول اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان به دنیا آمد؛ ابراهیم چهارمین فرزند خانواده بود؛ او در نوجوانی طعم تلخ یتیمی را چشید، از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.
باید کتاب سلام بر ابراهیم را بخوانید...
کانال‌های ارتباطی دیگر
Designed By Erfan