سکوت

یادداشت های یک جوجه طلبه

"منافقین خلق"

سیانور، اسلحه و دارو را جلوی مینا میگذارد و میگوید سیانور برای خودت اگر گیر افتادی، اسلحه برای این که شوهرت را خلاص کنی و دارو برای این که بچه ی در شکمت را سقط کنی. سازمان مجاهدین خلق تمامیت اش همین است یعنی نابودی خانواده، نابودی خانواده و همه چیز برای رسیدن به اهداف.

سازمان مجاهدین خلق با ایدئولوژی های مارکسیستی و قرائت التقاطی از دین از گروه هایی بودند که در زمان جنگ نقش دشمن خارجی را ایفا میکردند و اصطلاحا به آن ها ستون پنجم عراق میگفتند، هیچ میدانید ما 17 هزار شهید ترور شده داریم. 

در این دوره که عده ای فراموش کار یا مغرض سعی در تطهیر چهره ی منافقین دارند و حرف در مورد اعدام های دهه شصت میزنند بهتر است این فیلم را بنشینند ببینند تا شاید عقلشان و وجدانشان شروع به کار کرد و حق را از نا حق تشخیص دادند. البته این فیلم خیلی سانتا مانتال و گوگولی داستان را نشان میدهد.

چند داستان واقعی در مورد خباثت این افراد بگویم که تنتان بلرزد:

در جریان عملیات مهندسی که سازمان مجاهدین قصد داشت افراد اطلاعات سپاه را پیدا کند و با اطلاعات گرفتن و شکنجه کردن آن ها خود را حفظ کند سه نفر را میگیرند...

جوان چشم رنگی خوشگل سمت چپی اسمش طالب است، یک جوان طلبه ی 17 ساله بعد از این که دندان هایش را با میله خرد کردند و اندام هایش را آب جوش سوزاندند به حدی که حالت پخته گرفته بود و بعد پوست سرش را با چاقو کندند...

میتوانید کتاب "شکنجه "را مطالعه بفرمایید، برگه های اعتراف بانیان این حادثه است ولی اصلا توصیه اش نمی کنم چون به شدت دردناک و زجر آور است...

برای بیشتر خواندن در مورد عملیات مهندسی اینجا را بخوانید.

منافقین یک شب ماه رمضان به خانه یک خانواده ای یورش میبرند ولی از بد ماجرا سفره افطاری پهن بود ولی مرد خانه نبودپسر بچه ی کوچک خانواده را با تیغ موکت بری جلوی مادرش سر میبرند...

همه ی این ها را رها کنیم در مورد کانال کمیل بگویم: کانال کمیل که عکس غروب غریبش را در هدر وبلاگ میبینید یکی از دلایل شهادت تمام اکثریت بچه های گردان غیر از این که در محاصره گیر افتاده بودند وجود ستون پنجمی یا منافقین بود 

راوی میگوید دیدیم عده ای از بچه ها تفنگ به دست دارندمی آیند جلو که ناگهان به بچه های گردان رگبار گرفتند، منافقینی که در لباس خاکی بودند و این همه راه را کوبیده بودند بیایند برای خیانت. رفقا حواسمان باشد دشمن خیلی نزدیک است، در لباس خاکی، با چفیه یا زیر عمامه فرقی نمیکند.

در این عالم بیشرف تر از منافق وجود ندارد.

برای بیشتر فهمیدن جنایات این گروه فیلم"ماجرای نیمروز" را توصیه می کنم حتما ببینید.

منافقین هستند فقط چهره عوض کرده اند
صحیح
مارکسیست ها و منافقین که ارثیه آن ها هستند درون نظام نفوذ کرده اند
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شهید ابراهیم هادی از آن دست انسان هایی است که بعضی ها تا داستان زندگی اش را بخوانند او را ساخته و پرداخته یک ذهن می بینند و سریع میپرسند:
مگر میشود بی خیال دختری که دنبالت افتاده بشوی و تیپ و قیافه ات را طوری عوض کنی که دنبالت نیافتد؟
مگر میشود پنج روز در محاصره باشی و اسیر عراقی را بر خودت مقدم بداری؟
مگر میشود با یک اذان گفتن یک دسته عراقی را از گودال هلاکت به درگاه شهادت برسانی؟
مگر میشود آن قدر بالا بروی که حضرت زهرا عاشق روضه خواندنت شود؟

فرهنگ پهلوانی ، ایمان دینی ، اخلاق اسلامی و زیبایی ظاهری
از شهید ابراهیم هادی یک انسان تراز و الگو ساخته که آدمی ناخودآگاه عاشق طینت و شخصیت این شهید مفقود التن میشود
این کلیپ را خیلی وقت پیش ها ساختم، یک کلیپ از عکس های به جا مانده از شهید ابراهیم هادی است:
https://www.aparat.com/v/Mbmr9
Designed By Erfan Powered by Bayan