سکوتــــــــــ

یادداشت های یک طلبۀ رو به رشد

تن ها ئی

تنهایی، تنهائی، تن ها ئی، تن هایی را میبینم که خاک سرد مدرنیته آن ها را به آدم هایی گوشه گیر بدل کرده است. خود نمیدانند و خود نمیفهمند که چرا وقتی در اتوبوسی، مترویی یا هر جای عمومی دیگری که وارد میشوند آن جایی مینشینند که موجوداتِ از جنس آدم کمیاب تر باشند و طوری چهره شان را در هم پیچیده میکنند که کسی نتواند با آن ها وارد گفت و گویی شود.

این انسان تن هاست، تنهایی که میخواهد تنهایی واقعی اش را با اجتماعِ پوشالیِ مجازی ماله کشی کند و موفق هم نخواهد شد. چهره اش آن قدر سرد است که رنگ سفید برف دارد و بار احساساتش را اموجی های این فضا به دوش میکشند.

مدرنیته، مدرنیته، مدرنیته از زمانی که وارد شد دوستی ها را کمرنگ کرد و با خودش برد. خواصش همین است، مدرنیته یکی از پایه هایش اصالت فرد یا ایندیویدوالیسم است.

این انسان دیگر انسان نیست، آدم است. انسان انسان نیست اگر انسش را از دست بدهد، در خودش فرو میرود و مچاله میشود و شاید فوق فوقش همدمش سگ و گربه و ماری شود. 

تن ها ئی، روان ها و روح ها را بیمار کرد. روحشان چروکیده و افسرده است و به سان مرده هایی میمانند که حرکت میکنند. پسر از پدرش، زن از شوهرش و دختر از مادرش فراری است.

در چنین وضعی از چنین پدر و مادرهای مرده صفتی، تنها انتظار به دنیا آمدن نوزاد های زنده میرود. نوزادهایی که وقتی پا به سن کودکی میگذارند تبلتی در دست دارند که به سختی آن را حمل میکنند.

در دومین وبلاگ قبلی ام گفته ام و باز هم میگویم؛ کودکی که پس از مادرش با تکنولوژی انس بگیرد، حالا که ازدواج کرده نباید از او شکایت کنیم که چرا به تلفن همراهش، بیش از همسرش اهمیت میدهد.

شنیدم که مرد در دادگاه به زنش گفت بین من و بچه ات و این گوشی یکی را انتخاب کن، دقایقی بعد، زن گوشی را در آغوش گرفته بود و کودکش در بغل پدر اشک میریخت.

چهارشنبه ۲۴ مرداد ۹۷ , ۲۱:۳۲ مهدی سلمانی ماهینی
انسان هر چه شادتر و با محبت تر با دیگر انسان ها باشد نشان از ایمان بیشترش است
این هم پیوست دینی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
Designed By Erfan Powered by Bayan