سکوت

یادداشت های یک جوجه طلبه

تیپ خاصی از وبلاگ نویس ها

تیپ خاصی از وبلاگ نویس ها هستند که عمده ی فعالیت شان دیدن فیلم سینمایی خارجی زبان و خواندن کتاب های رمان است.

همیشه هم مشغول به کار بردن الفاظ سخت و پیچیده و نوشتن تحلیل های خاص هستند. معمولا هم معتقد به خدا نیستند و دین و مذهب را عامل عقب افتادگی میدانند.

نگاهشان از بالا و مغرورانه است و وقت انتقاد هم که...

خلاصه کاریشون نداریم اگر این طوری خوبه بگید ما هم یه جوری بنویسیم که به نظر بیاد سواد داریم. یا اگر واقعا فیلم دیدن و رمان خوندن ما رو شاخ تر نشون میده بگید شروع کنیم.

یا که بریم همین الان سایت گودرید بعد لینکشم بزاریم که چند تا کتاب خوندیم و چندتا میخونیم و چندتا خواهیم خواند :/

در آخر هم تو صفحه ی درباره من بنویسیم چند تا مقاله نوشتیم و چند تا مقام آوردیم و چه مدرک هایی داریم.

اگر غرور خوبه بگید که ما استعداد و اولویت بیشتری نسبت به شما داریم.

به جای خوبی رسیدیم...
این تشخیص که فرمودید خیلی مهمه اما تشخیصش با کیه؟ با شما؟

بله من تشخیص می دم دیدن خیلی از فیلم ها نیازه اما چون باز طبق تشخیص خودم می بینم صحنه داشتن شون می تونه برای من دردسر ساز بشه باز طبق تشخیص خودم و انتخاب خودم نمی بینم اون فیلم ها رو...

پس حرف اینه که شما و من نمی تونیم قضاوت کنیم که فلانی ظرفیت مطالعه ی فلان کتاب رو داشته و خونده یا نداشته
یا ظرفیت فلان فیلم رو داشته و دیده یا نداشته
و بعد تازه میایم طبق این قضاوت حکم هم صادر می کنیم!
اینه که من می گم اشتباهه...

+ و این نکته هم خالی از لطف نیست که حق در مواجهه ی با عقاید مختلف،متفاوت و بعضاً متضاده که خودش رو نشون میده...این که شما بیای بگی چون خیلی ها نمی فهمن ما بهشون یه خوراک عقیدتی بدیم تا در مقابل عقاید غلط حفظ بشن که مشکلی رو حل نمی کنه...ماهی دادنه و چقدر فاصله داره با یاد دادن ماهی گیری

شهید مطهری اصرار داشتند که باید در دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران مارکسیسم تدریس شود و باید هم استاد مارکسیسم بیاید درس بدهد!
کسی که با مطالعه رفته جلو از این ترس ها مبراست...اما وقتی با تقلید جلو بریم همیشه نگرانیم که مبادا عقیده مون رو ازمون بگیرن و برای دیگران هم نگران میشیم.


+لحن صحبت ها از پس این کلمات یه کم ممکنه خشک و با غرور به نظر بیاد اما حقیقتا اینطور نیستا، من استفاده میکنم از شما و جسارتی اگر بوده عذر می خوام :)
پس بالاخره به نتیجه هایی داریم میرسیم
هر چیزی رو میتونیم با همون معیاری که گفتم بسنجیم که اگر کسی روحیۀ محققانه داشته باشد و دنبال حقیقت باشد و تاثیر نگیرد خیلی هم خوب است
اگر کسی پایه عقیدتی خود در کلام و فلسفه بسته باشد دیگر بیدی نیست که با این بادها بلرزد

این ظرفیت داشتن یک چیز فطری نیست که مثلا مثل جنبه دار بودن افراد در برابر شوخی دستی باشد
ظرفیت اینجا یعنی فرد خالی الذهن نباشد منطق بداند روش درست تفکر و استدلال بداند و درگیر مغلطه ها و سفسطه ها نشود

ولی چون اکثریت افراد مقلدانه زندگی میکنند و بدون زمینه در این زمینه ها وارد میشوند
ناخودآگاه رنگ و بوی فرهنگ و ایدئولوژی را از کتب و فیلم ها میگیرند و این است که نباید همه واردش شوند

این حرف من پیش زمینه ی تجربی هم دارد، چقدر آدم های مذهبی میشناسم که درگیر شده اند
مثلا رفیقی داشتم که چون بدون استاد و بدون پیش زمینه وارد فلسفه شده بود به علامه مصباح بدبین و به سروش و ملکیان علاقه مند شده بود و حال هر چه از معضلات سروش و نقد کتاب صراط های مستقیمش میگفتم بی فایده بود
یا آن یکی دوستم فقط سر شوخی های هم جنس گرایی واقعا تمایلات همجسنگرایانه پیدا کرده
یا آن یکی دوستانم که خیلی راحت با صحنه های غیر اخلاقی فیلم ها رفتار میکنند و برایشان عادی شده
یا آن دوستی که 23 جزء قرآن حفظ بود ولی درگیر پورن و پورن استارها شده بود و برای من از لذت لزبین میگفت و عاشق فیلم های کمدی خارجی شده بود

آیا وجود ها ظرفیت ندارند یا که ذهن ها؟ ذهن مشکل دارد که به چنین جاهایی کشیده میشود

شهید مطهری هم اگر گفته مارکسیسم تدریس بشه به خاطر این بوده که احتمالا روحیه تحقیق در بین دانشجویان بوده و و از آن طرف خودش به طور کامل مارکسیسم را با استدلالات برهانی رد کرده بود
خودش کتاب نقد بر مارکسیسم و شرح اصول فلسفه و روش رئالیسمی نوشته به چه قطری که سر همین هم بود که 
توسط گروه فرقان که یک گروه التقاطی اسلام و مارکسیست بود به شهادت رسید
تا ضربه رو چی و چطور معنا کنیم و کنید!

این که شما می فرمایید میشه با پیش فرض جلو رفتن که! یعنی یه اعتقادی به ما رسیده...حالا ما دو دستی بچسبیمش و از هر تریبونی که حرف مخالف اعتقاد ما رو می زنه دورش کنیم تا مبادا کودکِ اعتقادمون ضربه بخوره و دچار شبهه بشه

حکایت کساییه که می گفتن میرید دور کعبه گوشاتون رو بگیرید یکی اومده به اسم محمد یه حرف مخالف میزنه مبادا گمراهتون کنه

خواندن و دیدن این کتب بر گروهی اشتباه و
 بر گروهی لازم است

اگر شما خودت را جزو گروهی میبینید که در آن درجه علمی هستید که با عقل خود به بسیاری از مسائل رسیده اید و درست و نادرست را از یکدیگر تشخیص میدهید و اهل تحقیق هستید بر شما لازم است اصلا وارد شوید

ولی اگر میبینید که با دو تا شبهه زیر پایتان خالی میشود و میبازید و روحیۀ مقلدانۀ دارید و محققانه ندارید و حتی تلقین و تبلیغ بر شما تاثیر گذار است است و حتی مسائل جنسی فیلم ها بر شما تاثیر میگذارد نباید ببینید

چون وقتی ظرف ذهنی خالی باشد با هر محتوایی پر میشود
ولی حالا فکر کنید عموم مردم که روحیه محققانه ندارند مشغول فیلم دیدن ها و کتاب خواندن های اشتباه شوند 
چه اتفاقی می افتد؟
چرا داریم ولی قطعا این که شما گفتین ملاک و معیار نیست که الاعمال بالنیات
نقدتون رو به غیر از جملات این شکلی که قطعا این طور نیست و آن طور نیست و با دقت نظر بیان کنید
اون حدیثی هم که از پیامبر نقل کردید اگر اشتباه فهمیده شه
میرسد به این اعتقاد که هدف وسیله رو توجیه میکنه
این حرف حرف من نیست و حرف اساتید است
استاد عبد الرسول عبودیت، استاد میرسپاه، استاد خسروپناه و تمام افرادی که استادی برای خود در فلسفه شده اند میگویند باید قدرت تفلسف ایجاد شود بعد واردِ فلسفه غرب شویم
حکایت رمان ها و کتاب ها هم حکایت کتب ضاله است بدون آگاهی وارد شویم ضربه میخوریم
میتونید امتحان کنید
سلام برادر
به نظرم می رسه هیچ کس در مورد خوب بودن این نوع نوشته ها قضاوتی نمی کنه...همونطور که کسی به شما خط مشی نمی ده و نمی تونه بده که اینطور نوشتن بده یا خوب...تهش اینه که به نگاه هم احترام بذاریم.
چرا کسی نمیتونه خطی مشی نوشتاری بده؟
یعنی این قدر در قرن 21 بیچاره شده ایم که هیچ ملاکی برای تعیین خوب و خوب تر، مفید و مفیدتر نداریم؟!
به اعتقاد من باید ریشه مساله را ببینید
بسیاری از این ها در دنیای واقعی می بینند فرصت هایی برابر با خیلی ها در نشان دادن توانمندی و موفقیت های خود ندارند

نمونه ای که من سراغ دارم، دو دختر خواهر هستند که در یک فامیل ثروتمندند و فقط آنها به خاطر شغل پدرشان که راننده آژانس هست وضعیت مالی بالایی ندارند

و لذا برای اینکه از قافله عقب نمانند در اینستاگرام پز روشنفکری و خواندن کتاب می دهند!

مساله اینهاست عزیز من

توصیه می کنم به جای محکوم کردن، از دید دیگری هم به افراد نگاه کنیم

این هم یک جوابی ست پس به عقیده ی شما این افراد به خاطر کمبود داشتن رو به چنین رفتارهایی می آورند.

جدا سوال است
اگر این طور گفتن و نوشتن خوبست چرا ما ننویسیم؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شهید ابراهیم هادی از آن دست انسان هایی است که بعضی ها تا داستان زندگی اش را بخوانند او را ساخته و پرداخته یک ذهن می بینند و سریع میپرسند:
مگر میشود بی خیال دختری که دنبالت افتاده بشوی و تیپ و قیافه ات را طوری عوض کنی که دنبالت نیافتد؟
مگر میشود پنج روز در محاصره باشی و اسیر عراقی را بر خودت مقدم بداری؟
مگر میشود با یک اذان گفتن یک دسته عراقی را از گودال هلاکت به درگاه شهادت برسانی؟
مگر میشود آن قدر بالا بروی که حضرت زهرا عاشق روضه خواندنت شود؟

فرهنگ پهلوانی ، ایمان دینی ، اخلاق اسلامی و زیبایی ظاهری
از شهید ابراهیم هادی یک انسان تراز و الگو ساخته که آدمی ناخودآگاه عاشق طینت و شخصیت این شهید مفقود التن میشود
این کلیپ را خیلی وقت پیش ها ساختم، یک کلیپ از عکس های به جا مانده از شهید ابراهیم هادی است:
https://www.aparat.com/v/Mbmr9
Designed By Erfan Powered by Bayan