سکوتــــــــــ

یادداشت‌های یک جوات

اخلاق محققانه

یکی از اخلاق های بدی که اکثرا دچارش هستیم اظهار نظر و تحلیل کردن است. تا یک مطلبی دیدیم، مطلبی شنیدیم و حتی در کتابی خواندیم بر اساس اش تحلیل ارائه میدهیم. 

واقعیت آن است که در خیلی از عرصه ها جز با تحقیق درست و حسابی حرف زدن کاری اشتباه است، فکر کنید الآن که قیمت ارز روز به روز در حال افزایش است یک تحلیل خرکی(کلمه ای بهتر از این پیدا نکردم) ارائه بدهیم. هر چه شد بگوییم این دزد است آن دزد است او اختلاس کرد چون تحریم است چون فلان چون بلان. حالا مبنای ما این وسط چیست؟ دو تا حرف هوچی گرانه ای که همه میزنند و همه شنیده اند کجا خواندیم؟ کجا سند دیدیمم؟ کجا پرسیدیم؟ از اهل فنش سوال کردیم؟ و بعد باور پیدا کردیم؟

باورهایی داریم به مثابه غباری در هوا که با هر نسیمی این طرف و آن طرف میرود. در سخنان آیت الله خامنه ای هست که بعضی ها زمان انقلاب صبح می آمدند میگفتند مرگ بر شاه مرگ بر شاه ! عصرش هم جاوید شاه میگفتند.

تحلیلگر ارشد سیاسی اش وقتی اشتباه میکند من و شما که دیگر هیچ چیز از سیاست سر در نمی آوریم چرا اظهار نظر میکنیم؟ حدیثی از امیرالمونین هست که اگر درباره چیزی علم ندارید درباره اش حرف نزنید.

همین کلمۀ قضاوت که خیلی ها میشنویم و به کار میبریمش خودمان در تمام زمینه ها و نه فقط سیاست قضاوت میکنیم. سوال کردن و شک کردن اصلا بد نیست ولی شک را باید با تحقیق درست و حسابی و دقیق و شنیدن حرفِ این طرفی و آن طرفی و رجوع به عقل و کاربرد قواعد منطقی تبدیل به یقین کرد.

من چند گزاره مینویسم که همه هم شنیده ایم اما از خودمان سوال کنیم این ها و امثال این ها آیا از روی تقلید بوده یا حقیقتش را فهمیده ایم:

1- خداوند یکی است و اسلام و تشیع حق است.

2- شاه بد بود و باید از بین میرفت.

3- آمریکا دشمن ماست.

4- آیت الله خامنه ای صلاحیت رهبری این نظام را دارد.

5- ما وجود داریم!

6-نویسنده این مطلب صلاحیت زدن چنین حرفی را دارد

7- اقتصاد کشور ما خراب است.

8- حجاب اجباری در جمهوری اسلامی لازم است.

9- مسیح علی نژاد یک منافق و مزدور است.

حالا میخواهم پشت تک تک این ها دو کلمه ی "آیا واقعا "بگذارید و از خودتان بپرسید که بر اساس کدام دلیل این ها درست یا غلط هستند!

آیا ما واقعا وجود داریم؟

آیا واقعا خدایی هست؟

آیا واقعا وضعیت اقتصادی ما خراب است؟

آیا واقعا آمریکا دشمن ماست؟

آیا آیت الله خامنه ای صلاحیت رهبری کشور را دارد؟


هر زمان این طوری فکر کردیم و پشت حرف هایمان استدلال و دلیل خوابیده بود هیچ وقت دچار کج فکری نخواهیم شد...

آفرین ... دقیقا باهاتون موافقم ...
هر موقع تک تک افراد این جامعه یک ذهن جستجو گر یافتند این مملکت هم درست میشه.
سلام تنکس
کسی که همچین طرز تفکری پیدا کنه جزو رده ی خواص قرار میگیره و نه عوام
یک جامعه ی آرمانی این طور اخلاقی هم باید داشته باشه
تحلیل اشتباه ؟ هوم 🙄
این نوشته بیشتر یک شعار زیباست...آیا واقعا در جوامع میشود درباره هر مساله ای سوال پرسید؟
این نوشته یک نوشته ی فکر شده است که پایه ی استدلالی در سنت و وحی و همچنین عقل منطقی دارد 

سنت: «وَ لا تُحَدِّثِ النّاسَ بِکُلِّ ما سَمِعْتَ بِه» نامه 69 نهج البلاغه
وحی:وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ ۚ إِنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ وَالفُؤادَ کُلُّ أُولٰئِکَ کانَ عَنهُ مَسئولًا (آیه 36 سوره اسراء)
از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.
عقل: در علم منطق اعتقاد بر این است که یک باور جدید با استدلال پدید می آید و یک استدلال صحیح در قالب برهان باید باشد که برهان هم دارای صغرا و کبری است که باید شرایط خاص انتاج برهان رعایت شده باشد

این که آزادی بیان در جوامع هست یا نیست هیچ ربطی به محتوای پست ندارد
اگر خوب مطالعه میکردید می دیدید که محتوا درباره ی روش صحیح تفکر است نه آزادی بیان و ترس از این که میشود سوال پرسید یا نه!
ولی آدم همیشه پیش خودش میتواند سوال بپرسد و شک کند و بعد به یقین برسد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
امام خمینی اولین بار مسئله قیام و انقلاب را سال 1320 مطرح کردند که آیت الله بروجردی...
همین شد که بعد از فوت آیت الله بروجردی امام خمینی قد علم کردند و انقلاب شکل گرفت

در آن بجبوجه انقلاب و مبارزه یکی از علمای اعلام! به امام خمینی نامه نوشت و در نامه اش فقط سه جمله نوشت:
تند می‌روید، تند می‌روید، تند می‌روید...

امام ما هم در جوابش سه جمله نوشت:
کند می‌روید، کند می‌روید، کند می‌روید
Designed By Erfan Powered by Bayan