سکوتــــــــــ

یادداشت‌های یک جوات

راهکار برون رفت از چلغوزیه به نظمیه!

فصل اول: یک مطالعه گرِ چلغوز صِفت

دفتر کلاسرش را باز میکند

یک صفحۀ یادداشت از باب اشتغال کتاب بهجة المرضیه نوشته

ورق میزند، صفحه ی بعدی خلاصه ای از 20 صفحه کتاب صراط مرحوم علی صفائی حائری است

برگه ی بعدی را بر میدارد، سه جلسه صوت کتاب آموزش فلسفه استاد میر سپاه است

ورق دیگری را نگاه میکند خلاصه ی ناقص کتاب حق و باطل شهید مطهری است

کلافه به سراغ برگه ی بعدی میرود، یادداشت برداری های از جلسه شانزدهم درس اخلاق آیت الله مصباح است!

آخرین کاغذ را هم نگاه میکند، گرته برداری هایی از جلسه 247 کلبه کرامت استاد حسن عباسی است

البته یک برگه هم هست که فقط بالایش نوشته شده: صوت های تاریخ تطبیقی آیت الله طائب و صفحه خالیست...


فصل دوم: انتباهات

دقیقا نمیداند فازش از این گونه مطالعات نا متقارن چیست؛ مثل آن میماند که از هر سیبی یک گازی زده باشی و کناری انداخته باشی.

یادش می آید امیرالمؤمنین در روزهای آخر منتهی به شهادت، یک جمله ای را به عنوان وصیت میفرمایند:

«أُوصِیکُمَا وَ جَمِیعَ وَلَدِی وَ أَهْلِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی‌ بِتَقْوَی اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِکُم‌»؛

 شما(حسن و حسین)، تمام فرزندان، خانواده و کسانی را که این نامه من به آنها می رسد، به تقوای الاهی و نظم در کارها سفارش می کنم.

با خود می اندیشد چرا باید امام در وقت شهادت و لحظات آخر از نظم و تقوا صحبت کند و نه هیچ چیز دیگری...!

مغزش crash میکند و ارورهایی پی در پی میدهد ولی او در عصر تکنولوژی زندگی میکند و میداند که گوگل چیست...!


فصل سوم:أسلوب الصحیحُ الفکریة

سایت ویکی پرسش چنین نبشته:روشن است کسی که نظم در کار و امور عبادی خویش نداشته باشد، از انجام امور دنیوی و تکالیف شرعی خویش به صورت هدف مند باز می ماند و این امر به مرور، موجب سرخوردگی و کسالت او از امور دنیوی و اخروی می گردد و چنین شخصی نمی تواند به مراحل متعدّد و درجات مختلف تقوای الاهی برسد. به عبارت روشن تر، علت تقدیم نظم بر سایر امور دینی در کلام امام علی(علیه السلام) این است که انجام و رعایت تمام امور دینی فرع بر نظم هستند.

 اگر این اصل، از سوی کسی نادیده گرفته شود، دیگر امور دینی نیز خواه ناخواه نادیده گرفته می شود و شخص از رسیدن به تقوای الاهی محروم خواهد شد.


در آخر نیز کیش و مات

امام رضا (علیه السلام) نیز می فرماید:«اختلال که بهم خوردگی نظم‌ است، نمی گذارد که اعصاب وظیفۀ خود را طبیعی و کامل انجام دهد، افکاری که از مغز آلوده و اعصاب غیر منظّم پدید می‌آید، آلوده و غیر منظّم است».

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
امام خمینی اولین بار مسئله قیام و انقلاب را سال 1320 مطرح کردند که آیت الله بروجردی...
همین شد که بعد از فوت آیت الله بروجردی امام خمینی قد علم کردند و انقلاب شکل گرفت

در آن بجبوجه انقلاب و مبارزه یکی از علمای اعلام! به امام خمینی نامه نوشت و در نامه اش فقط سه جمله نوشت:
تند می‌روید، تند می‌روید، تند می‌روید...

امام ما هم در جوابش سه جمله نوشت:
کند می‌روید، کند می‌روید، کند می‌روید
Designed By Erfan Powered by Bayan