سکوتــــــــــ

یادداشت‌های یک جوات

زندگی با مفاهیم نه مصادیق!

استاد الف یک بار آن اول های طلبگی بهم گفت: یا جوجة الشیخ ذهن تو فلسفی است تو به درد فلسفه میخوری! گفتم از کجا سخنت در می آید؟ گفت میدانم که این طور است که مریدان به یک باره متعجب گشته همه کاغذها را دریدند و قلم ها را جویدند ونوبت به نوبت خود را از پنجره به کف حیاط افکندند.

عقب تر از این ماجرا شیخی که بسیار شوخ بود(چه شعری شد) و در دوره ی ویلاگ نویسی یزد همراه ما بود گفت: آگر میخواهی بیای حوزه نگاه کن که ریاضی ات چطور است؟ گفتم وی را که عالی است! بعد شیخ دستی بر ریش خود گذاشت و گفت: پس بنابراین فلسفه و منطق ات هم عالی خواهد بود.

اما خصوصیت خاص من این است که بیشتر با مفاهیم زندگی میکنم تا با مصادیق به همین جهت احتمالا ادبی نویس خوبی نخواهم شد . حال چه گفتم؟ نیازمند توضیح است. 

داستان معروف و مشمئز کننده ای هست(مستعدین ایست قلبی و تهوع جنون آمیز نخوانند) که روزی دو نفر که کارشان خوردن غذاهای داخل شکم مرده ها بود به مرده ای میرسند که وقتی معده اش را باز می کنند می بینند طرف ماکارانی خورده و...

بیخیالش همین حد کافی است. اکثر افراد وقتی این داستان کثیف را میخوانند آن را تصور میکنند در خیال می آورند و در ذهن شان آن را میبینند اما من وقتی آن را میخوانم فقط کلمات و مفاهیم را میبینم نه مصادیق را :/ یعنی فقط کلمه را انگار بر اساس فلسفه نومینالیسم میبینم و این قوه تخیل را به کار نمی اندازم.

البته برایتان بگویم که این خاصیت قدرت خاموش و روشن کردن دارد یعنی گاهی اگر عشقم کشید تصور میکنم و حالم خراب میشود مثل دو هفته ای که یک چیز را تصور کردم و در طول کل هفته ما را چزاند.

من الآن غلبه خلط بلغم دارم و جالب است وقتی که خواس آدم های بلغمی را میخواندم تمام علایق فعلی ام را جلویم ردیف میکرد: اعم از طب و پزشکی، فلسفه و منطق، ریاضی، کارگردانی، نویسندگی :/

از نظر طب مدرن هم میتوان گفت که قسمت سمت راست مغزم حدودا کلا غیر فعال شده برای همین اصلا با هیچ نوع شعری حال نمیکنم اگر دیدید شعری هم گذاشتم بیشتر جنبه عقلانیت اش برام مهم بوده نه احساسش.

مخاطبینِ گرام شما از سیستم خودتان برای ما بگویید و ما را از پنجره ها به بیرون افکنید.

سلام یا شیخ

ما که نفهمیدیم جملگی چه شد

ولی عرفان هم خوب است، البته بعد از اخلاق...
البته میگن فلسفه هم باید قبل از عرفان مطالعه بشه
و استاد هم باید داشته باشی
چون میریم جاده خاکی و بز چرانی و ازین قبیل کارها
سلام.
چه روایتی :)

بالاخره رفتید دنبال اون چیزی که استاد گفت؟ شد آنچه باید؟
طرح ولایت رفتم که 6 تا کتاب فلسفی توش هست 
نسبت به بچه ها گیرایی خیلی بیشتری در فلسفه داشتم 
ولی تلاشم کمتر بود
کتابای
اصول فلسفه و روش رئالیسم
آموزش فلسفه و روش شناخت رو کم و بیش خوندم
سلام مربوط به یکی از نکات ...
پروردگارا داستان چیست مرا آگاه نما
سلام
بله...
خوب بخاطر همین غیر قابل پخش بودنش.همه کلمات ننوشتم.خواستم.خواننده متوجه بشونند.که گویا متوجه شدند...
یعنی الان فهمیدید که چی داخل ذهن من بوده؟
راهنمایی کنید با یک کلمه ای که الان توی ذهنمه!
عجب فیلم ترسناکی شده
سلام
ببخشید تمرکز رفت پیش یه فردی دوباره لطفا...
الان تله پاتی به سرانجام رسید؟
سلام
همون جمله میفرمایید.غیر قابل پخش تو ذهن تون مرور کنید...
مرور کردم
الان شما چیزی فهمیدید ازش؟
سلام.
وب جالبی دارین.
سیستم هم فقط منطق ...
والسلام.
:)
سلام استاد بزرگ
من درس پس میدم در حالت خیلی خوشبینانه اش
سلام
لطف کنید.جمله رو مرور کنید تو ذهن تون تا متوجه بشم.
عمدا به سه تا جمله فکر نکنید...
دارید تاافی میکنید،بخاطر دو هفته؟؟؟
هر جور میخونم نمیفهمم
چیو الا مرور کنم چیو نکنم
یه ذره راهنمایی
سلام
بله..
خوب چه جمله بود حالا
:/
:|
:/
**** *** *****  ****** **** ****
غیر قابل پخش بود
سلام
واقعا بهتون می اید...
الحمدالله...
یه نفر پیدا شد شما رو چزوند...
یک تصویری غیر قابل پخشی داخل ذهن ما انداخته بود
خیلی چندش بود

وبلاگتونو دیدم
یه جمله اون ته مها بود
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
امام خمینی اولین بار مسئله قیام و انقلاب را سال 1320 مطرح کردند که آیت الله بروجردی...
همین شد که بعد از فوت آیت الله بروجردی امام خمینی قد علم کردند و انقلاب شکل گرفت

در آن بجبوجه انقلاب و مبارزه یکی از علمای اعلام! به امام خمینی نامه نوشت و در نامه اش فقط سه جمله نوشت:
تند می‌روید، تند می‌روید، تند می‌روید...

امام ما هم در جوابش سه جمله نوشت:
کند می‌روید، کند می‌روید، کند می‌روید
Designed By Erfan Powered by Bayan