سکوتــــــــــ

کلبۀ تنهایی کنارِ دریاچۀ بی کسی

خاطره ای از استاد حسین خیر اندیش

تعریف میکنند ایشون درباره ی شعور طبیعت و گیاهان 

در سال 67 استاد #خیر_اندیش تصمیم میگیرند 50 هزار درخت #گردو در #دماوند بکارند. خودشان تعدادی از بذرها را میکارند و ما بقی را به کارگران محول میکنند . چند وقت بعد که بذر ها رشد میکنند با واقعه ی عجیبی روبرو میشوند. متوجه میشوند که چندین خط از درختان همگی سبز شده اند و مابقی خط ها یکی در میان سبز شده اند. 

تعداد خط های درختان #سبز را که میشمارند علت را میفهمند.  تعداد 14 خط که همگی سبز بوده اند به دست استاد کاشته شده بودند و استاد هنگام کاشت هر کدام #صلوات میفرستاده اند و این تاثیر صلوات به همراه بذر بوده که باعث سرسبزی این چهارده خط شده. اما کارگرها فقط بذر را کاشته بودند بدون صلوات فرستادن.


در روایت هست که پیامبر همیشه به سنگی سلام میکردند. واقعیت این است که زمین و خاک و گیاه و سنگ،

جمادات و نباتات همگی شعور دارند.

چه زیبا
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سند هم اگر در دسترسه ذکر بفرمایید
کلاس مزاج شناسی جلسه ششم 
حدیث هم توی یک کتابی خوندم اگر پیدا کردم سندشو بهتون میگم 
ولی موثقه
دوشنبه ۲۸ خرداد ۹۷ , ۲۳:۰۳ مهدی سلمانی ماهینی
درود بر استاد و شاگردانش
درود بر درختان با شعور
درود بر شیعه مرتضی علی 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
پسری در کلبۀ تنهایی کنارِ دریاچۀ بی کسی، روزها با قایقِ تخیلش ماهی‌گیری می‌کند و شب‌ها، زیر نورِ شمعِ تفکر کتاب‌های آینه‌ای‌ را ورق می‌زند و با جوهرِ قلمش کاغذ‌های سیاه را سفید می‌کند.
او همیشه تهدیدی برای تاریکی خواهد بود، خودش، قلمش و شمعش...
Designed By Erfan Powered by Bayan