سکوت

طلبه ای انقلابی از تبار قم...

اگر خدا را در حد آدم حساب کنیم خیلی بندگی کرده ایم!

مشکل خیلی از ما آن جاست که خدا را حتی در اندازه ی یک آدم حساب نمیکنیم و در این حد هم برایش عقل و فهم قائل نمیشویم. شما فرض بفرمائید طرف با خودش فکر میکند خب من گناه هایم را میکنم بعدش توبه میکنم خدا هم بسیار بخشنده و مهربان :|. اگر در حد یک زن ناز نازو هم خدا را در نظر بگیریم به این راحتی ها کسی را نمی بخشد و این قدر مغز دارد که درک کند ما داریم گولش میزنیم و در واقع داریم خودمان را مسخره میکنیم.

این طور فکر کردن شما را ناخودآگاه به عضویت گروهی از شیعیان به نام اشعریون یا شیعه های اشعری در می آورد. این عده برای احکام حکمتی قائل نیستند و میگویند به طور مثال اگر خداوند گفته نماز بخوانید برای این بوده که ما را محک بزند و ببیند چند مرده حلاج ایم و چقدر عبودیت و تعبد داریم. مثلا اگر حکم الهی، واجب بودن حجاب است فقط برای آن است که خدا تعبد ما را آزمایش کند و هیچ وجهه ی حکمی در زمینه هایی مثل اجتماعی و فرهنگی و روانی وجود ندارد. مثلا اگر این تعبد نبود هیچ مشکلی وجود نداشت که حرام حلال بشود و حلال حرام.

اما در واقعیت این طور نیست و پشت هر حکم الهی عقلانیت و فلسفه ای خوابیده که فائده ی آن هم شامل این دنیا و آن دنیا میشود. جان من، عقل ناقص خودمان را نیاوریم و جلوی احکام الهی علم کنیم و برای خدا تریپ روشنفکری برداریم فقط یک درصد احتمال بدهیم خدا هم کمی فهم داشته و از روی شکم نداشته اش این احکام را به ما نداده.

یعنی اگر تصورات خودمان درباره ی خداوند را همین طور روی کاغذ بیاوریم بهتان قول میدهم که از بس در اعتقادات مشکل داریم که انگار داریم کفریات را مینویسیم.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
ما همان انسان هایی هستیم
که در آیه 54 سوره ی مائده خداوند درباره شان فرموده: (اى کسانى که ایمان آورده اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، [به خدازیانى نمى رساند] خداوند گروهى را مى آورد که آنها را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند؛ در برابر مومنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ در راه خداجهاد مى کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگرى هراسى ندارند. این، فضل خداست که آن را به هر کس بخواهد [وشایسته ببیند] مى دهد؛ و فضل و احسان خداوند، گسترده و [او به همه چیز] داناست)
زمانی که اصحاب پیامبر از وی درباره ی این افراد سوال کردند، پیامبر دستی بر شانه ی سلمان گذاشت و فرمود: این افراد سلمان و یاران و هم وطنان او هستند.
و بعدها که باز از امام صادق درباره ی این افراد پرسیده شد سه مرتبه پشت سر هم گفت: والله اینان اهل قم هستند. و ما اهل قم هستیم که حضرت رضا درباره مان گفت: اهل قم بهترین شیعیان ما از میان دیگر شهرها هستند. خداوند دوستی ما را در سرنوشتشان آمیخته است.
البته اهل قم بودن و منتسب بودن به پیامبر اهمیتی ندارد، مهم عبودیت و ولایت است.

پهلوان بسیجی "ابراهیم هادی" از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب و ستاره ورزش کشتی کشورمان است؛ او در اول اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان به دنیا آمد؛ ابراهیم چهارمین فرزند خانواده بود؛ او در نوجوانی طعم تلخ یتیمی را چشید، از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.
باید کتاب سلام بر ابراهیم را بخوانید...
کانال‌های ارتباطی دیگر
Designed By Erfan