سکوتــــــــــ

کلبۀ تنهایی کنارِ دریاچۀ بی کسی

چه زمانی مطالعه فلسفه غرب را شروع کنیم؟

استاد عبدالرسول عبودیت: 

تا انسان در فلسفه اسلامی اهل نظر نشده است، نباید سراغ فلسفه غرب برود که او را به شکاکیت می‌کشاند. وقتی اهل نظر شد، مطالب خوبشان را می‌گیرد و اشتباهاتشان فرو می‌گذارد. تا وقتی انسان صاحب‌نظر نشده است، ذهن او منفعل است، شکاکیت را قبول کرده، باور نمی‌کند که ممکن است فیلسوفان اسلامی هم حقیقت را گفته باشند. بسیاری از کسانی که ابتدا با فلسفه غرب شروع می‌کنند، در روح خود قبول می‌کنند که فلسفه اسلامی یاوه‌هایی است که فیلسوفان جزم‌گرا بافته‌اند و دیگر حاضر نیستند به آن دل بدهند و با آن کنار آیند با اینکه صاحب نظران درجه یک فلسفه غرب چنین رویکردی به فلسفه اسلامی ندارند. کار کردن در فلسفه غرب، برای کسی که هنوز قدرت تجزیه و تحلیل پیدا نکرده است، حتی همراه با نقد استاد، درست نیست.

إبن السکوت قمی 10 سال بعد:

چقدر از دوستانم سر همین کله شقی و اشتباه راهشان کج شد و از مسیر منحرف شدند ؛ نه فلسفه اسلامی را فهمیدند و نه فلسفه غرب.

ولی به نظر حقیر اگر کسی همون کتاب فلسفه مقدماتی خودِ آقای عبودیت رو بخونه و بفهمه و یه بینش توحیدی خوب و معرفت نفسی داشته باشه، اگر وارد فلسفه غرب بشه البته نه به صورت خودخوان. بلکه حساب شده و قدم به قدم با یه استادِ غرب شناس، خیلی هم میتونه بهش کمک کنه که فلسفه اسلامی رو زودتر در متن زندگیش پیدا کنه!
فلسفه فرقش با علوم دیگه اینه که باید ذهن آدم فلسفی بشه و قدرت تفلسف پیدا کنه و الا مثل علم تاریخ حفظی نیستش این فن هم طول میکشه تا خوب جا بیافته 
باید استاد باشه اشکالات گرفته بشه عمیق شد
خیلی ها فلسفه میخونند ولی بعد ده سال هنوز عمقش رو درک نکردن
من خودم هنوز جزئت وارد شدن به فلسفه غرب رو ندارم چون ضربه های زیادی از شبهات خوردم و مطمئنم مشکل برام پیدا میشه با این که چند کتاب فلسفه اسلامی رو خوندم 
ولی من با اینکه هنوز بر سر حرفم هستم، جواب شما رو قبول دارم و اونم در یک نکته مهم: ذهن قوی و پرورش یافته ای که قابلیت درک مسائل فلسفی رو داشته باشه. گرچه خیلی ها هرگز این قدرت رو به دست نمیارند و اتفاقا بوعلی سینا به این مساله اشاره میکنه و شرط و شروط فلسفه خوندن رو توضیح میده. اگه یادم اومد کجا خوندم براتون میذارم
خب مشکل اینجاست که از این ذهن ها سخت گیر میاد و یک در هزاره و نه همتی مصل عمو سینا داریم که رساله ما یعد الطبیعه زو چهل بار بخونیم
نه مخ ابن سینا که بدون استاد رشد کنیم و بعد 18 سالگی مدعی شیم چیزی بر علم مون افزوده نشد 
من که در بحث قرآنی کتب ضاله خوندم گوش نکردم زیر پام خالی شد و برای مدت خاصی هم توی شک بودم :/
و الان رفیقی دارم که چون فلسفه زده شده ضد دین بلند شده
و یا دیگری که به خاطر فلسفه خوندن بدون استاد عتشق شخصیت سروش و ملکیان و شبستری شده و به علامه مصباح بدبین
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
پسری در کلبۀ تنهایی کنارِ دریاچۀ بی کسی، روزها با قایقِ تخیلش ماهی‌گیری می‌کند و شب‌ها، زیر نورِ شمعِ تفکر کتاب‌های آینه‌ای‌ را ورق می‌زند و با جوهرِ قلمش کاغذ‌های سیاه را سفید می‌کند.
او همیشه تهدیدی برای تاریکی خواهد بود، خودش، قلمش و شمعش...
Designed By Erfan Powered by Bayan