سکوتــــــــــ

کلبۀ تنهایی کنارِ دریاچۀ بی کسی

چند شعر قمی حال خوب کن

حوزه هنری استان قم یک محفلی داره همه ساله به نام قمپز که شعرهایی به گویش قمی داخلش گفته میشه. من که چندتایی از شعرهاشو دیدم و خندیدم گفتم این خنده ها رو با دوستام هم قسمت کنم:

شعر خوانی فرهاد موحدی

شعرخوانی حسن صادقی

در کتاب علل الشرایع شیخ صدوق آمده که پیامبر در وقت معراج به شهری می‌رسند که شیطان در آن جا نشسته بوده. با اشاره و عتاب به شیطان میگن قُم یعنی پاشو.

پی نوشت: دعا کنید یه پولی دست ما بیاد بریم این دوره‌های حوزه هنری شرکت کنیم :(. یه بار اسم نوشتیم قیمتاشو دیدیم مفقود الاثر شدیم D:

لایک
لایک بک
خوشتون اومد؟
تیر برجام کمونه کرد :)
سلام
اولی رو دانلود کردم برم ببینمش :)
دومی رو هم انلاین دیدم، چون دانلودش نیومده بود :))
خیلی جالب بود دوست داشتم :)
الحمدلله که موجبات خوش اومدن شما رو فراهم کردیم
:D
من با اون تیکه کمون کردن برجامش خیلی حال کردم
ان شا الله خدا پولشو میرسونه ^^
ان شا الله خدا برسونه
شما دعا کنید
سه شنبه ۱۷ مهر ۹۷ , ۲۰:۴۶ محمدحسین کتابی
دعا می کنم ارزون بشه باهم بریم خخخخ
بعد این که دعا کردیم باید با یه چوب بیسبال بریم چند تا نماینده مجلس و دولتی رو توجیه کنیم 
فقط با دعا کار حل نمیشه
قشنگ بود...
چه حوزه هنری خوبی...
بچه انقلابی ها هستند دیگه
و الا که توی کشور ما هر جا اسم هنر اومد برهنگی و ضد دینی و تاریک فکری همراهش هست
شعر طنز جناب موحدی عالی بود :)
الحمدلله که خوشتون اومد
من بین چند تا این دوتا رو انتخاب کردم که حظ کنید
توصیه می کنم دیوان خاکشیر اصفهانی را هم دانلود کنید و از خنده روده بر شوید @@
خاکشیر اصفهانی xD
اسمش خاکشیره؟

:)))

این برجام قرار بود تیری باشه تو دشمنا ولی کمونه کرد:)
این برجام دیهان ما رو سرویس کرد
اقتصاد رو مختل کرد 
هسته‌ای مون رو تعلیق کرد 
از همه بدتر تحقیرمون کرد و عزتمون زیر سوال رفت

آقای روحانی
میخوام
بهت 
بگم
خیلی تنبل و بی عرضه‌ای
چوب بیسبال هم گرونه و هم ضربه اش کاری نیست
تونفا راه حل بهتریه ؛ هم ارزونه و هم اگر بزنی ضربه کاری زدی خخخ
بیسبال دیسیپلین کاره 
به نوعی نماد زده شدن از غربه
یعنی با یه وسیله ورزشی غربی میزنم تو سر یه غرب زده منگول
ایشاالله پایین بیاد قیمت کلاساشون :)
زیاد بالام نبود
ولی برای ما مستضعفان و پا برهنگان چرا :(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
پسری در کلبۀ تنهایی کنارِ دریاچۀ بی کسی، روزها با قایقِ تخیلش ماهی‌گیری می‌کند و شب‌ها، زیر نورِ شمعِ تفکر کتاب‌های آینه‌ای‌ را ورق می‌زند و با جوهرِ قلمش کاغذ‌های سیاه را سفید می‌کند.
او همیشه تهدیدی برای تاریکی خواهد بود، خودش، قلمش و شمعش...
Designed By Erfan Powered by Bayan