سکوتــــــــــ

یادداشت‌های یک جوات

ویروس واگیردار فیلم بازی و رمان بازی

پدر و مادر من همیشه برای نصیحت کردن من داستان هایی از پسر عمه ام تعریف میکردند، میگفتند ببین تو هم آخر سر شبیه او میشوی، او هم همش پای تلویزیون بود، یک بار حتی پدرش با قیچی سیم تلویزیون را قطع کرد و کل برق منطقه رفت. ببین جواد، او هم مثل تو رمان زیاد میخواند، حالا که زن گرفته رفته در کارخانه ای کارگری میکند...(این قسمتش دیگر به بچۀ کلاس اولی بی دندان چه ربطی داشت؟)

کودکی مقلد بودم و نه محقق و نمیدانستم دقیقا رمان خواندن و تلویزیون دیدن کجایش بد است؟

در پست قبل از طیف خاصی از وبلاگ نویسان صحبت کرده ام که کم هم محبوب نیستند و خیلی ها این طوری میپسندند.

سوال این است که مشکل آن هایی که محصور در فیلم سینمایی خارجی زبان و کتاب رمان هستند چیست؟ مشکل بسیار واضح است، درست شبیه پسر عمه ام است که بنشیند برنامه ی خاله شادونۀ تلویزیون را ببیند و بعد بیاید بدو بدو داخل وبلاگش درباره خاله شادونه بنویسد. یا که کتاب حسنی به مکتب نمیرفتش را باز کند و چند خطی از آن بنویسد.

حقیقت ماجرا به همین قدر و اندازه خنده دار است، ای کاش خاله شادونه می‌دیدند و حسنی به مکتب نمیرفتشان را باز نشر میکردند تا این طور با پایۀ‌های عقیدتی بین زمین و هوا، سراغ فیلم‌هایی که سر و تهش را نه از حیث فرم و نه از حیث محتوا میفهمند نمیرفتند! هر کس که نوشت و چند نفر هم که تمجید کردند که نشانۀ درست روی نیست.

هنری نیست که بدون تفکر صحیح و بدون حتی روش تفکر صحیح سراغ کتب بزرگ علوی و شریعتی و جلال آل احمد و.. رفت که همه‌شان التقاطی از درون مایۀهای مارکسیستی و کمونیستی دارند. یا که داستایوفسکی‌ها و و تولستوی‌ها و جرج ارول‌ها لقلقه زبان‌هایشان شود.

بعد هم شاخ‌ترینشان کمی پا را از ادبیات بالاتر می‌گذارند و حرف از نیچه و اسپینوزا و هیوم و گاهی ملکیان و سروش میزنند. به یدک کشیدن این اسم‌ها هیچ کسی را فیلسوف نکرد؛ تا قدرت تفلسف پیدا نشد فقط مقلد مکتب خاص فلسفی خواهیم بود.

پی نوشت: نگارنده خود 3 سال است که مشغول تماشای فیلم است و بوده روزهایی که 15 ساعت فیلم دیده. اسامی اکثریت بازیگران و کارگردانان را حفظ است و حتی در هارد کامپیوترش بر اساس کارگردان و بازیگر آرشیو فیلم و بر اساس شرکت سازنده، انیمیشن دارد.

به عنوان برادر با تجربه‌تر و کوچک‌ترتان توصیه میکنم که تا عقیده و باور خودتان را به شکل یقینی شکل نداده‌اید و تا آگاهی از تبار شناسی و جریان‌شناسی نویسندگان پیدا نکرده اید سراغ کتب نروید و الا که میشوید مثل خودم که با کتب اوشو و صادق هدایت و نقد قرآن شروع کردم و ضربه‌اش را هم خوردم.

این بوف کور صادق هدایت رو یکی از دوستان توصیه کرد بخونم
میگفت شاهکاره و...
خوندم ولی چیزی سردرنیاوردم
به نظرم خزعبلاتی بیش نبود..یا من درست نمی فهمم؟
یک سبکی در تمام کتب صادق هدایت تکرار میشود و آن تم افسردگی و تنفر از آدم ها و آشغال بودن زندگی ست.
شاید خود من خیلی استفاده از سبک صادق هدایت در فرم های نوشتاری برده ام.
ولی صادق هدایت عملا یک شخصیت متنفر از اسلام و اسلامیت بوده که الان جملاتش دستاویز ضد دین ها شده 
یک جستجویی بکنید درباره نقد صادق هدایت برایتان روشن میشود که صادق هدایت حتی زبان فارسی را هم درست نمیشناخته
به یکی از دوستان گفتم که مارکسیست های توی کشور ما در دانشگاه ها با سیر مطالعاتی کتاب های صادق هدایت و وبلاگ های زنجیره ای شروع کردند
سلام
مادرم همیشه بهم گفته هیچ وقت کتابای صادق هدایتو نخونم:/
چجوریه مگه؟پس چرا مثلا تو کتاب ادبیات دبیرستان ازش اسم برده شده؟اگه بده:/؟
به همون دلیل که هر کسی که توی نظامه اصلح نیست 
و هر چیزی که صدا و سیما پخش میکنه درست نیست 

توی کتاب دبیرستان توی داستان کباب غاز بود که محمد علی جمال زاده نوشته بود داشتم یکی از داستان های فوق العاده صادق هدایت را میخواندم...
صادق هدایت یک شخصیت ضد دینی افراطی و یک حالت روانی افسرده گونه داشت که در تمام کتبش مشهود است و آخر سر هم به خودکشی رسید
توصیه خوبی بود
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
امام خمینی اولین بار مسئله قیام و انقلاب را سال 1320 مطرح کردند که آیت الله بروجردی...
همین شد که بعد از فوت آیت الله بروجردی امام خمینی قد علم کردند و انقلاب شکل گرفت

در آن بجبوجه انقلاب و مبارزه یکی از علمای اعلام! به امام خمینی نامه نوشت و در نامه اش فقط سه جمله نوشت:
تند می‌روید، تند می‌روید، تند می‌روید...

امام ما هم در جوابش سه جمله نوشت:
کند می‌روید، کند می‌روید، کند می‌روید
Designed By Erfan Powered by Bayan