سکوتــــــــــ

اوج بگیر حتی به تنهایی

هنرمندان دیوانه

چیزی که ذهنمو درگیر کرده اینه که من پست نمیزارم باز چرا این 100 آدمِ پابه رکاب میان و میرن! گویا بعضی‌ها تصمیم گرفته‌اند جای خواندن چند وبلاگ یک وبلاگ را چند بار بخوانند(اسکی از روی شعارِ کتاب‌های گاج)

امشب که بعد از مدت‌ها خدمت رسیدیم، می‌خوام دربارۀ موضوع جذابی به نام هنر صحبت کنم. احتمالا تا اسمِ هنر رو می‌شنوید یادِ یه همچین تابلویی می‌افتید:

خب این یک نقاشیِ خیلی معروف رئالیستیه از jean françois millet. امّا در این میان عده‌ای هنر مسلک، اثرها و سبک‌های عجیب و غریبی دارند. به طور مثالِ اثر "کاسه توالت" مارسل دوشان را که می‌بینید نمی‌دانید بخندید یا چی؟

مارسل دوشان یک روز که از خواب بیدار شده و احتمالا در تفکرات هنری در تالار افکارِ دستشویی بوده که یک دفعه با خودش می‌گه بیا این کاسه توالت رو در بیاریم و یه امضایی بزنیم روش و بفرستیم بره. «او بر این اعتقاد بود که ایده هر کار هنری، مهم تر از محصول و فراورده آن است.» بر اساس یک نظرسنجی هنری، کاسه توالت مارسل دوشان تأثیرگذارترین اثر هنری مدرن دنیا در تمامی دوران نام گرفته است.  :|

اسم سبک هنری‌اش هم گذاشته‌اند کانسپچوال آرت(Conceptual art) یا هنرهای مفهومی. ما هم طبقِ معمول یه عده نفهمِ بی هنر که نمی‌دونیم هنر چیه. به یکی از این اشخاصِ هنری‌ اگر جرئت دارید یک تیکه بندازید تا ببینید چه بلایی سرتون میاره.

سبک‌های اکسپرسیونیستی نمونه‌هایش را احتمالا زیاد دیده‌اید، همین تابلوهای درهم برهم که انگار یکی رنگو خیلی بدونِ فکر برداشته پاشیده روش، هنرمند هر روز که میخواسته بره آسایشگاه روانی‌ها یک چند قطره‌ای میریخته روی این تابلو و و آستیناشو گره میزدن براش و میرفته. جالبه بدونید بعضی از این تابلوها 10-15 سانت زخامت دارند و چند نفر لازمه تا بلندش کنند.

در آخر هم یک اثرِ عجیب دیگه داریم به نام "قطعۀ [واقعا] سکوت" جان کیج

بر روی کلمۀ هویجی که در ادامه میاد کلیک کنید:

هویج

هویجی قلمه زده شده از اولی

پی نوشت: دیوانه‌ترین آدم‌ها را در دو جا پیدا میکنید، فلسفه و هنر. نویسنده عاشقِ رشتۀ فلسفۀ هنر است و دیوانه‌ترین دیوانه‌ها!

بعید است شما عاشق این نوع هنر باشید ؛ هستید ؟
در کلیپ هویج هی میگفتم خدایا این آپارات چرا گیر کرده تو نگو هنرمندمان گیر است .
شاید بعدا پستی راجع به هنر کثیف نوشتم . هنر امروز از هر زاویه ای نگاهش کنی جز تبختر و همچنین تجارت چیز به درد بخوری از توش در نمیاد .
و از اونجایی که غربی ها معمولا شئونات زندگیشون رو از فلسفشون میگیرن ، احتمالا فلسفه های مدرنشون هم پوچی رو کادوپیچ کرده باشه تحویل مردم داده باشه .
کاسه توالت که قاعدتا نه ولی بعضی‌هاشون رو چرا دوست داشتم، سبکِ اکسپرسیونیستی جالبه و قشنگه هر چند معنایی رو نخواد برسونه
یا قطعۀ سکوت دومی که بازسازی بود آدم رو یکم به فکر فرو میبرد و باز هم دوستش داشتم.
رشتۀ فلسفه هنر کارش شناخت مبانی و اصول هنره و از همه مهم‌تر تعریفِ خود هنره که خیلی‌ها معتقدند اصلا قابلِ تعریف نیست :| برای همینم هست هر کی هر کی از راه میرسه از خودش یک اثر هنری میده.
وقتی میخواستم ببینم کدوم فرقه از تشیع به حق نزدیکتره نگاه میکردم به اینکه هر کدومشون از چه کسی و چه تفکری نشات گرفته اند و چه کسانی از این ها سودمیبرند ‌‌‌.
وقتی به کسانی که از هنر مدرن سود میبرن نگاه کنیم شاید قضیه روشن تر بشه .
البته به هرحال هر سنت شکنی و هر دست آدم باز گذاشتنی یک جذابیتی داره به هرحال .


چون شما طلبه ای و خب فصل طلبه تقدسه دقت کن که هنر غرب این رو کم رنگ نکنه .
چون خودم زخم خوردم ازش بهت میگم . البته صلاح خودت دست خودته
سخته آدم محقق هنر و فلسفه بشه 
و طلبه باقی بمونه
i'm ok ok 
im broken
سه شنبه ۱۱ دی ۹۷ , ۲۳:۱۰ ... به دنبال حقیقت ...
فقط با همون عکس اولی حال کردم :)
ما نیز همین طور :|
عقلِ سالم اصلا همین طوریه
تازه از سوررئالیسم چیزی نذاشتم
اون دیگه افتضاحه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
اوج بگیر حتی به تنهایی، نیاز نیست کسی همراهی‌ات کند، بعضی‌ها لیاقت هم پروازی با تو را ندارند، مثل کیسه‌های شنی می‌مانند که باید آن‌ها را از بالنِ وجودت بِکَنی و معلقشان کنی میانِ زمین و هوا

شش - چشم‌هایم را که باز کردم غروبِ جمعه به رنگ خون شده بود.
یک چیزی شبیهِ سمتِ چپ تصویرِ هدر ولی خیلی پر رنگ‌تر و مخوف‌تر. با ترکیب رنگ‌های صورتی، سورمه‌ای و قرمز...
در قالب کوه‌های کرمانشاه و دشتی پهناور.
انگار آسمان این بار می‌خواست خون ببارد...
Designed By Erfan Powered by Bayan