سکوتــــــــــ

یادداشت های یک طلبۀ رو به رشد

مرضی که ابدیت ات را میسوزاند بخش اول

افسردگی بیماری ای است که فقط قابل لمس برای آن آدم هایی است که آن را حداقل یک بار تجربه کرده اند. انسان افسرده در خلسه ای غمگین فرو میرود و تنهای تنها میشود حتی اگر دور و اطرافش پر از دوست و رفیق باشد. حوصله کاری را ندارد اراده حتی بلند شدن هم ندارد حسابی بهم میریزد اطرافیان هم چون نمیدانند انکار میکنند و دلداری هایی میدهند که بیشتر عذاب برایش میشود. مثلا نسبت تنبلی میدهند یا که میگویند به خودت تلقین نکن.

من خودم زمانی چنین مشکلی داشتم البته خیلی شدید بود و به خاطرش بعد از چند ماه متروکه ماندن وبلاگم، آن را پاک کردم، همش  نقشه های خودکشی رو توی مغزم میکشیدم مثل تیغ زدن دست یا پرت کردن خودم از یک ارتفاعی چون یک وضعیتی پیش میاد که هیچ چیز دیگه مزه نداره و فکر میکنی که هیچ کاری برای انجام دادن نداری.

شاید تنها عاملی که مانع مردن من شد اعتقاد دینی من بود که نجاتم داد، این اعتقاد که اگر خودکشی کنم به خاطر این گناه تا ابدیت در آتش آخرین گناه خواهم سوخت. وضعیت روانپزشک و روانشناس و خانواده شنیدنی است. روانشناس فقط گوش میداد و هیچ کار نمیتوانست بکند، فوق کارش ارجاع به روانپزشک بود، روانپزشک هم سوالاتی میپرسد و بعد داروهایی تجویز میکند.

هر هفته که حالم بدتر و بدتر میشد جناب دکتر فقط دوز قرص را میبرد بالاتر و با لبخندش، غمِ من رو راهی خونه میکرد. بدترین چیز افسردگی شیدایی یا دو قطبیه که این رو من با همه وجودم تجربه کردم، فکر کن یک روز از خواب بلند میشدم و حس خوبی داشتم و اثری از افسردگی نبود ولی شب نشده باز بهم میریختم.

این که چی شد برگشتم به زندگی در پست بعد خدمتتان عرض میکنم...

سلام.
از اون مواردی که فرمودین
بله همه رو دارم.
با شدت های متفاوت.
چه جالب....
شاید منم دارم]:
البته من به خود کشی فکر نمیکنم به مردن فکر میکنم.
🤔
میتونم کمکتون کنم اگر نیاز داشتید 
تست افسردکی بک سرچ کنید گوگل دقیق بدید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
Designed By Erfan Powered by Bayan