سکوتــــــــــ

یادداشت های یک طلبۀ رو به رشد

مرضی که ابدیت ات را میسوزاند بخش سوم


هر لحظه حالم خراب تر میشد و متوجه نبودم که چه بلایی دارد سرم می آید. صبح در حجره با صدای علی از خواب بیدار میشدم جواد جواد پاشو بریم کلاس، نماز هم که بیدار نشدی. ولی من دیگر حس زندگی کردن نداشتم، بیخیال شده بودم، برایم اهمیتی نداشت، میگفتم خب که چی؟ به چه درد میخورد؟ میخوابیدم، یخلی میخوابیدم از 9 شب که خوابیده بودم تا 6 صبح، از 6 صبح هم ادامه میدادم تا 6 شب... تمام کلاس ها غیبت میکردم.

البته قبلش را بگویم که یک شب که دیر آمدیم به مدرسه، مسئولین مدرسه حجره را از من گرفتند و من هر روز با آن حال خراب که کلاس بغل دستم را هم نمیرفتم باید روزی یک ساعت در مسیر از خانه تا مدرسه تلف میکردم و این چیزی است که انسان سالم را هم بیمار میکند.

بعد از چند وقت که فاز دو قطبی بر من عارض شده بود، دو روز میرفتم و یک هفته نمیرفتم و همه در بهت مانده بودند که این جواد چه مرگش شده؟ جالب آن جا که یادم است یک روز بعد از حدودا دو هفته برگشتم و سر کلاس خوب گوش میکردم که استاد خوشش آمد و ازمان تعریف کرد: این جواد نمیاد ولی میاد خوب گوش میکنه.

این ها را که تعریف میکنم حالم حسابی گرفته میشود ولی چه کنم که حیفم می آید دست چند نفر مثل خودم که چنین مشکلی دارند را نگیرم و اننتقال تجربه نکنم. این غیبت ها کار را کشاند به آن جا که از مدرسه عذرم را خواستند و یک سال حبس تعزیری به عنوان استراحت بهم دادند و خانه نشین شدم. از این جا به بعد من بودم و اتاق و در بسته.
کسی نمیتوانست برایم کاری بکند نه روانشناس نه روانپزشک نه مشاور نه خانواده هچ کس :/ تا آن که همان طور که در این پست گفتم نسخه طب سنتی به دستم رسید.

سال قبلی که کلی کلاس هایش را رفته بودم باید دوباره تکرار میکردم و تکرار هم کردم و یک سال عقب افتادم و تا یک ماه از ماه سال جدید هوس پرت کردن خود از بالکن حجره را داشتم که به کوری چشم شیطان چنین اتفاقی نیافتاد و بعد یک ماه حالم به شدت خوب شد و نسخه طب سنتی روی نسخه ی گران قیمت طب مدرن را کم کرد.

حال نسخه چه بود تعجب میکنید. طب سنتی من رو با همین انجیر و زیتون و عسل و گلاب درمان کرد. صبح ها ناشتا 21 مویز مینداختم بالا و بعد تا برسم سر کلاس هفت تا زیتون میخوردم و برنج رو حتما با زیره سیاه میخوردم و روزی 7 تا خرما و شب هام 7 تا انجیر و صبحونه فقط عسل.

طب سنتی با همین انجیر خشک هم سرما خوردگی را درمان میکند هم افسردگی و هم سرطان :/ کاری غیر قابل باور برای ما آدم هایی که عادت کرده ایم با داروهای شیمیایی خود را نشانه درمانی کنیم.
بینابینه . نمیدونم دقیقا چیه
احتمال بیشتر خستگی شدید روحی حاصل از شک قوی و ممتد باشه ، روضه تسکینش داد ولی باز اثرش رفت

شاید یه مقدار زیادیش هم حاصل از اصطکاک شدید با حوزه باشه

اما هر چی که هست چند آدم ، بله دقیقا چند نفر ، در من زندگی می کنن و هر کدومشون یه ساعتایی ذهنمو در دست می گیرن
شک و شبهه اعتقادی در ذهنت افتاده؟ حوزه ناخودآگاه آدم ها را با بی برنامگی و سخت گیری ها و کتاب های بیخودش افسرده میکند 
چیزی است که اگر تحمل کنید آینده روشنی خواهد داشت، باید ذهنتان را مجبور کنید در مسائل فائده مندی حوزه فکر نکند، سختی های حوزه بعدا ثمر میدهد 
باید از این مرحله خارج شوید و دیدتان را بازتر کنید ان شا الله 
مشکلتان دقیق با حوزه چیست و این آدم هایی که در شما زندگی میکنند چه کسانی هستند؟
خیلی زیاده و در حجره توان اجراش نیست . اگه به دو سه مورد تقلیل پیدا کنه شاید بشه اجراش کرد
خب اگر افسردگی جسمی و مغزی نداری که لازم نیست 
شاید خستگی روحی داری و با روضه امام حسین درمان بشه
سلام واقعا همین برای درمان کافی بود .
من به احوالی شبیه شما دچارم البتهامیدی به این چیزها ندارم
منم امیدی نداشتم 
وقتی امتحان کردم شد
شمام فقط اگر حال و احوالتون بده امتحان کنید 
جواب میگیرید 

طب سنتی هر بنی بشری رو درمان میکنه 
الآن سرطان و دیابت که درمان نشدنی نیستند به ظاهر رو درمان میکنه
بعله شنیدم😀
متاسفانه من نمیتونم از ارادم استفاده کنم و حتی بخاطر سلامتیم هم که شده رعایت کنم😑خیلی سخته ولی باید تلاشمو کنم...
باشه،پس من منتظر میمونم :)
خیلی لطف می کنین🙂
شروع کنید یواش یواش مزاج تون رو به سمت اعتدال ببرید
و یک ذره فشار بیارید برای خوردن دارو ها 
چون اگر شدت بگیره پشیمون میشید 
یا حق 
ممنونم که وقت میزارید و اینقدر کامل جواب میدید،خدا شما و خانومتون رو حفظ کنه☺
من عاشق لبنیاتم اخه😑😶
آب گرم و ولرم آخه😑
باشه سعیمو میکنم😊
بیماری های گوارشی رو خوب متوجه شدید☺
من فشارمم خیلی بالاست...اینم میتونه با این کارا درمان بشه؟
شاید شنیده باشید که از قدیم گفته اند پنیر نخور خر میشی!
پنیر به علت سردی باعث کند ذهنی و حواس پرتی میشه و کارکرد مغز رو کاهش میده.
متاسفانه بنده هم عاشق لبنیاتم 
هر چند کشمش و انجیر و خرما هرگز برای من لذت چند لیوان دوغ ترش گاز دار یا نون و پنیر با خیار و گوجه را ندارند 
اما برای سلامت خودم مجبورم طعم شیرین داروی طب سنتی را بچشم و بیخیالشان شوم...
احتمالا فشار خونتان هم با کاهش بلغم درمان شود چرا که بلغم و سودا و صفرا و دم چهار خلط هستند که در خون جریان دارند و بلغم از همه آن ها رقیق تر است و معروف به همان خون کفتری است 

کتابم را نگاه کنم جوابش را میگویم
نه وسواس ندارم،بعلههه چاق ام😀هم تنبلم هم خیلی بی حوصله😑
توصیه میکنم کلا لبنیات و ترشیجات را بگذارید کنار
و سیب زمینی و برنج را در حد امکان کم کنید و خورشت ها را با نان میل کنید 
یا برنج را مصلح اش یعنی زیره سیاه مصرف کنید
تا دو ساعت بعد از غذا و بین غذا آب نخورید 
سعی کنید آب جوشیده و ولرم بخورید و آب سرد و یخ را کنار بگذارید چرا که مستعد بیماری های گوارشی مثل رفلاکس و سوزش معده هستید
قبل غذا و بعد از غذا یه ذره نمک بخورید
نمک به خاطر گرمی اش باعث میشه معده گرم بشه و در فرآیند هضم هم کمک کننده ست
غذا رو خوب بجوید و بگذارید با بذاق دهانتان مخلوط شود
و آن نسخه افسردگی بلغمی را هم در حد امکان تان اجرا کنید 
چون در طول مدت طولانی بدنتان سرد شده 
باید به خودتان وقت بدهید و آرام آرام به حالت معتدل برگردید
خب رفتم خوندم،بلغمی بود...
خیلی ممنونمم،حتما انجامشون میدم
الحمدُ       لله 
غالبا اگر کسلی و تنبلی دارید بلغمیه و بیشتر در چاق اندام هاست
اگر وسواس فکری و بی قراری باشه و کم خوابی سودوای و بیشتر در لاغر اندام ها
آره باید امتحانش کنم،ولی خب حتی الانم از تصور همچین شیوه ای برای درمان افسردگی خندم گرفته😑
این سه تا پست خیلی خوب بودن،اگه اجازه بدین اسکرین شات بگیرم و نگهشون دارم :)
فقط قبلش بررسی کنید اگر افسردگی خفیف دارید بلغمی است یا سوداوی
توی این لینک بخوانید
http://tebbeeslamiirani.blogfa.com/post/132

و ایمان داشته باشید که تاثیر میگذاره این روش ها بیش از آن که علمی باشند تجربی اند که تجربه آن را در طول ادوار اثبات کرده 
اسکرین شات شما انگیزه ای برای ادامه دادن بنده ست
منم چندین ماهه که تجربش کردم،الان دقیقا چند روز حالم خوبه بعد دوباره حالم بد میشه...فقط سعی کردم رابطمو با خدا بهتر کنم و پررنگ ترش کنم،تا حالم بهتر بشه...چیزی در مورد طب سنتی نمیدونستم،الان که این پست رو دیدم،خیلی تعجب کردم،آخه با مویز و زیتون،انجیر،عسل و گلاب؟!مگه میشه آخه😑ربطی به تلقین و باور نداره؟که مثلا باور کنیم آره اینا رو بخورم درمان میشم،پس همین تلقینه که حالمو خوب می کنه!خیلی عجیبه برام...
تلقین نمیشه 
تلقین کردم نشد 
کلی درباره خود هیپنوتیزمی و خلسه و تاثیر بر ضمیر ناخودآگاه خوندم ولی فوقش یک روز جواب میداد

الان بعضی موقع ها حالم بد میشه 
گرمیجات میخورم حالم سر جاش میاد 
اعتماد کنید صعب اعلاج ها رو درمان کرده این که دیگه ساده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
Designed By Erfan Powered by Bayan