سکوتــــــــــ

یادداشت های یک طلبۀ رو به رشد

محرم با ما حال نمیکنه یا ما با محرم؟

یک نکتۀ به ظاهر فرعی ولی مرتبط: "کمدی سیاه سبک خاصی از عرضۀ موضوع فیلم‌های سینمایی است که از مفاهیمی که به صورت معمول غیر متعارف هستند مثل: جنگ، تجاوز، قتل، جنایت و... جلوه‌ای طنز نمایش داده میشود."

سوال اینجاست چرا تا به حال موتور نخریده ام یا که حداقل یک دوچرخه برای نقل خود از این طرف به آن طرف ندارم؟ خب بیایید این سوال را از یک ضد انقلابِ توهمی بپرسیم که آقای محترم چرا من بدون وسیله‌ نقلیه‌ای مثل موتور در سطح شهر حرکت میکنم؟

جواب خواهد داد: از آن جا که شما آخوندای زالو صفت بسیار خر پول هستید جهت فریبِ نوادگان کوروش کبیر خود را فقیر جلوه میدهید و...

اگر از خودم بپرسید میگویم که: به این خاطر که اگر من سوار تاکسی نشوم (تازه اگر بشوم!) دیگر هیچ سوژه‌ای برای وبلاگ نویسی من نمی‌ماند و حسابی کارم کساد خواهد شد و رکودی گریبانگیر را تجربه خواهم کرد. ولی خب راستش مشکل پول هم هست که بیخیالش. هر روز یک ساعت در مسیر مدرسه تا خانه هستم و از 3 کورس یک کورس اش را پیاده می‌آیم...

خب معلوم شد که داستان این پست دربارۀ مکالمۀ ای است بین من و جناب راننده، این شما و این کمدی سیاه جامعۀ ما:

تاکسی شماره 1

من[درب جلوی ماشین را باز میکند و مینشیند و در را میبندد]: سلام علکیم

راننده: سلام، آقاجون کجا میری؟

من: تا همین سر 20 متری

راننده: باشه

[چند دقیقه بعد...]

راننده[با اشارۀ انگشت دست راست به خیابان]: امسال محرم طعم و رنگ سال قبل رو نداره

من[با اقتباسی از عرفای تک جمله‌ای که با یک جمله زندگی فرد را تغییر میدهد و با نگاهی عاقل اندر سفیه]: همه چی بستگی به دلت داره

راننده[با انگشت دست راستش ضبط را روشن میکند. صدای مداحی محمود کریمی به گوش می‌رسد]: ببین دل من اینجاست(منظورش مداحیه)

من[بعد از کمی مکث]: نه این صدای ضبط کافی نیست، شما باید بروی در مجلس بشینی، علامه حسن زاده آملی می‌گن که تاثیر کلام در مجلس است و این وسایل الکترونیکی کافی نیستند.

راننده[با ناخنش پیشانی‌اش را میخاراند]: هیئت هم رفتم فایده نداشته، هیئت خوب نیست

من[]: هیئت رزمندگان اسلام رفتی؟

راننده: آره آن جا هم رفتم، قبلنا خدا بیامرزتش سید جواد ذاکر یک هیئت دیوانگان حسینی داشت با اون خیلی حال میکردم

من[نپریدم و نگفتم بهش که سید جواد ذاکر اولین کسی بود که گند زد به سبک و محتوای مداحی‌ها]: باز هم بستگی به خودت داره، اگر دیدی نمیتونی گریه کنی و حال قبلنا رو نداری به خاطره گناهه که رزق اشک رو میگیره

من: همین جا پیاده میشم

کرایه را دادم و وقت بستن در گفتم دعا کن که بهت رزق اشک بدن...

پایان روایت اول

سوال: کمدی سیاهش کجاش بود؟ جواب: در لبخند تلخ من به حرف راننده تاکسی دوم است که هنوز داستانش گفته نشده و به خاطر اطناب(طولانی بودن) پست بیخیالش میشوم

سوال: طلبه‌ها چقدر شهریه می‌گیرند؟ جواب: حضرت آقا 200 هزار تومن/ آیت الله سیستانی: 55 هزار تومان / مرکز خدمات: گاهی 40 گاهی 30 

نکته: این قیمت برای متاهل‌هاست 

برای مجردها: 100 تومن

سوال: چرا اینا رو میگی میخوای مظلوم نمایی کنی یا دلت خنک شه؟ جواب: نه، میخوام فقط برای مردم روشنگری بشه و چیزِ پنهانی نمونه.

تاکسی دومی که نرسیدیم بهش، ولی پست بعدی شاید

یه عده هستن که نمیذارن ملت با محرم حال کنن ..
این یه عده رو خدا لعنت کنه
سلام ان شاءالله باعلم و دانش کامل،همه طلاب ملبس بشن
ان شا الله بشود دیدها را به این لباس تغییر داد و تبلیغات منفی دشمن رو خنثی کرد
آقا خدا بگم این منصور ارضی و سید جواد ذکار و اینا رو چیکار کنه...
تر زدن تو عزاداری ها...
مردم به جای درست حسابی سینه زدن دارن بپر بپر میکنن...
استغفرالله انگار اومدن پارتی...
امثال جواد مقدم و رعنایی و حسین سیب سرخی و غیره از همین نسل و همین جریان اند که کافیه یه نگاه به فیلم های عزاداری شون بندازید
اثری از حزن و اندوه و غم نیست
بیشتر شبیه کنسرت های راک و هارد راکه 
میگفتند یک انگلیسی زبان اومد بود ایران، ازش پرسیدند نظرت درباره دین تشیع چیه؟ گفته بود دین خیلی خوبیه و به موسیقی اهمیت میده مخصوصا سبک مورد علاقه من راک!
شما ملبس شدید عایا؟
فعلا که آخوند مخفی هستیم تا ببینیم چی میشه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
Designed By Erfan Powered by Bayan