ســکــوت

طیف های مزخرف مذهبی

1- هیئتی‌های عقل گریز: این دسته در مذهبی‌ها اگر مغزشان را بشکافید و خوب گوش کنید چنین صدایی می‌شنوید:«دیسن دیسن دیسن دیسن». در هیئت‌ها لخت می‌شوند. قمه می‌زنند. با سیاست کاری ندارند چرا که با جامعه کاری ندارند و با جامعه کاری ندارند چرا که با تفکر کاری ندارند. سبّ و لعن علنی خلفاء می‌کنند و شاید هم مخلص باشند. ترجیح میدهند گر مرجعی بخواهند انتخاب کنند آقایان واو، صاد و شیرازی را انتخاب کنند. از جواد مقدم و حسین سیب و رعنایی حرف می‌زنند و این‌ها اسطوره‌هایشان هستند.

2- معنویت خواهان شریعت گریز: یک نگاه کاملا انتخابی به دین دارند، آن چه عشقش کشید را انجام میدهد آن چه نکشید را نه. خدا را شبیه موسیقیِ پیانویی آرام فرض می‌کنند که فقط با آن آرام شوند و برایشان مهم نیست که دین واقعا چی گفته مهم این است دلشان پاک باشد. مگر غیر از این است که کثیفی و پاکی دل مربوط به کردار انسان است؟

3- جزم گرایان خشک: غیبت نکن، تهمت نزن، سلام نکن، حرف نزن، راه نرو، گناهه، حرامه، حرامه، و اما دهنتو ببند تو تازه اومدی!

4- عرفانی‌‌تر از امام علی(ع): شبیه همان هیئتی‌ها هستند با این تفاوت که فقط می‌گردند دنبال استاد اخلاق.

5- روشنفکر مآبان: کمی که درگیر علوم غیر دینی مخصوصا هنر و فلسفه می‌شوند برای خدا هم تریپ روشنفکری بر می‌دارند. طلبه‌ای را می‌شناسم که از حوزه برخاسته بود و حالا می‌خواست فیلم بسازد. موضوع داستانش تجاوز یک پدر به دخترش بود.


یک مذهبیِ کامل کیست؟
یک مذهبیِ کامل همه چیز را به شکل اعتدال دارد. هفت روز هفته هیئت نیست، هفت روزِ هفته درس اخلاق نیست، در امر به معروف می‌داند چطور رفتار کند که آدم‌ها را از دین زده نکند. سیاسی است اما روزانه 7 ساعت در توئیتر نیست. اگر خواست وارد علوم عقلی شود در عین این که در شک افتاده و سوالاتی دارد و فکر می‌کند تعبدش هم دارد. اگر شکی در مورد نماز دارد و سوالی درباره‌اش دارد که چرا باید نماز بخوانم، این سوال باعثِ ترک نمازش نمی‌شود و نمازش را اول وقت هم می‌خواند.
اگر بخواهیم برنامۀ یک مذهبی درست و درمان را بسازیم باید تمام این بخش‌ها را داشته باشد و البته در حد اعتدال، در هر یک افراط شود اشتباست:
تهذیب و عبادت، ورزش، مطالعه و کار علمی، کارِ تبلیغی و سیاسی، خانه و خانواده، شغل معیشتی
خود من از همین گروه 3 خیلی ضربه خوردم.
مشکل اینجاست که ما از اول آموزش هامون غلطه، تصویرهای غلطی توی ذهن بچه ها جا میندازیم و نتیجه اش میشه همین
من منتظرم شما سوالاتون رو برام بفرستیدها
جمعه ۲۳ آذر ۹۷ , ۲۰:۲۲ آقای سر به هوا :)
خیلی خوب و مفید بود:)
مفیدتر از یک رئیس جمهورِ بی شرف حتی
جمعه ۲۳ آذر ۹۷ , ۲۰:۲۴ اسرافیل مهدوی
عجب پست قشنگی.
به نظر من بزار یه چند روزی پست ثابت باشه.
عکس بالای توضیح وبلاگت کو؟ منصرف شدی؟
جاان
شما فقط از ما تعریف کن
از فلاسفه به تنگ آمدیم بیخیالشون شدیم، چون قصدم این بود از فلاسفه فقط جمله بزارم
اما
ویتگنشتاین بچه باز
میشل فوکوی سادیسمی مازوخیستی
شوپنهاور بی اعصاب یتیم که همش با مادرش دعوا داره
نیچۀ تنهای سفلیسیِ مجنون مالیخولیایی
هگلِ مغلق نویس
و روسوی عقدۀ حقارت جنسی
حتی کانتِ به ظاهر اجتماعی هم ما رو تامین نمیکنه دیگه
جمعه ۲۳ آذر ۹۷ , ۲۰:۵۷ اسرافیل مهدوی
یاللعجب...!

خب از فلاسفه روی بگردان ای دانای حکیم :)
البته لزوما ارتباط خاصی بین زندگی شخصی فیلسوف و احوالات او با منطق و عقل و تفکرش وجود ندارد.

متفکرانی که اسم بردی فیلسوفان و صاحب نظران بزرگی اند. از قطب های عالم غرب و تفکر غربی اند.

از فیلسوفان اسلامی بزار.
شیخ اشراق، فارابی، ابن سینا، ملاصدرا، علامه طباطبایی، جناب دینانی (که خیلی بهش ارادت دارم)، داوری اردکانیِ دوست داشتنی و عزیز و ... .

اصلا می خوای کلا فلسفی نزار. تاریخ هم خوبه ها.
چشم، فکرِ خوبیه، جدیدا 2 تا موجِ ضد فلسفه به ما خورد که اولی از طرف حسن عباسی بود دومی هم از کتاب فیلسوفان برکردار مل تامپسون
آدم با خودش میگه این آدمایی که فلسفه به درد خودشون هم نخورده چطور قراره به درد ما بخوره؟ البته فلاسفه اسلامی رو فاکتور بگیریم

من البته در حد یک کودک شیرخواره از فلسفه سر در میارم و کلیاتی داریم، دعا کنید برکت پیدا کنه وقتمون مطالعاتمون رو گسترش بدیم
چرا کامل اسم نمی بری از این عمامه های انگلیسی؟ راستی مگه جواد مقدم و سیب سرخی از اونا شدن؟؟
این حروم لقمه‌ها رو دیگه همه میشناسیم
:)
یه سری اطلاعاتی هستی که از بچه‌های بالا رسیده که جنابِ مقدم بی ارتباط نیست(این بچه‌های بالا کسایی هستند که جدیدا اطلاعات خونه تیمی‌های انجمن حجتیه و شیرازی رو ریختند بیروون و دست اطلاعات سپاه)

البته از عدم تعقل و طرفدارانشون هم میشد فهمید

قصدم نبود بگم مرتبطن که از زیرزبونمون کشیدی، بیشتر سبک‌هاشون، نگاه‌هاشون مد نظر بود
جمعه ۲۳ آذر ۹۷ , ۲۲:۳۴ اسرافیل مهدوی
حس عباسی انسان بسیار فرهیخته و باسواد و محقق فوق العاده باهوش و توانمندیه.
چند تا سخنرانی و فایل های کلاسیشو درباره فلسفه دیدم و با نظریاتش در مورد فلسفه به خصوص فلسفه غرب آشنایی دارم. (البته خیلی از فلاسفه اسلامی رو هم نقد کرده.)

اما نباید از نظر دور داشت که حسن عباسی با دید «استراتژیک» به خصوص از موضع سیاسی به مسائل نگاه می کنه و عمده تحلیل هاش هم بر همین مبناست. از این جهت به ایشون یه خورده نقد وارده.

نکته دوم اینکه، صد البته به فلسفه هم مانند سایر علوم می توان با دید انتقادی نگاه کرد اما این به معنای زیر سوال بردن این علم و بی فایده بودنش نیست. کما اینکه بسیاری از اهل نظر، دانشمندان، فیلسوفان و حکما، تمدن غرب امروز رو ساخته شده بر اساس تفکر فلسفی اش می دانند.

دیگر اینکه «تا تعریف از فلسفه و انتظار از آن» چه باشد. و این خیلی خیلی مهمه. فلسفه علم تعقل و تفکره. از این نظر اینکه بعضی افراد یه سری برداشت هایی از آن (که عموما نادرست هم هست) دارند، الزما ارجاع به «معنای حقیقی فلسفه» ندارد.

کتاب «فیلسوفان بد کردار» نوشته آقای مل تامپسون، برداشت هایی کاملا شخصی از برخی فیلسوفان از جانب نویسنده است. دور از انصافه که بخواهیم تفکر و تعقل و نظر فردی رو با زندگی شخصی و احوالات روحی اش مرتبط کنیم. در مورد هیچ کسی ما چنین اجازه ای رو نداریم. چه فیلسوف چه غیر فیلسوف. کتاب ذکر شده بیشتر از این جنبه به نقد فلاسفه پرداخته است و عموم مطالب آن هیچ پایه فلسفی، عقلانی و منطقی ندارد.

متاسفانه مواجهه شما با فلسفه از راه درستی صورت نگرفته است. فلسفه را باید با خود فلسفه فهم و درک کرد. چون همانطور که عرض کردم فلسفه علم تعقل است و جز با عقل، نمی توان عقل را تعقل کرد.

نکته آخر نظر خودمه. اینکه «فلسفه علم تمدن سازیه» اولین شرط برای شکل گیری یک تمدن، شکل گیری فلسفه اون تمدن هست. و این رو هم نباید فراموش کرد که قبل از تفلسف کردن ابتدا باید معنای فلسفه را فهمید.

پ.ن: کتاب «عقلانیت و معنویت» جناب دینانی و کتاب «فلسفه در دام ایدئولوژی» جناب داوری اردکانی رو به شدت پیشنهاد می کنم بخونید. نظرتون را راجع به برخی مسائل در خصوص عقل و فلسفه به کلی دگرگون می کنه.

متنم طولانی بود. عذر میخوام.
من ضد فلسفه نشدم، یک معرفت تعقلی برای زیر سوال رفتنش باید یک معرفت تعقلی دیگه مقابلش قرار بگیره. حالا حسن عباسی یه چی بگه برام اهمیتی نداره چون خودِ حرف اهمیت داره. ولی خب چیزی که واقعیت داره اینه که بسیاری از فلاسفه در زندگی شخصی شون مشکلات زیادی داشتند و این رو من معتقدم به خاطر نبوغ بالاشون بوده. شاید ابن سینا ازدواج نکرد به این خاطر که نمیخواست وقتی براش بزاره و نه هم کفوی باشه. میشد یک زنِ حوصله سر برِ مزاحم براش. شاید این طوری فکر میکرد.

کتابایی که معرفی کردید نوشتم میخونمشون

من فکر میکنم عمدتا تمدن‌هایی که ساخته شدند مثل تمدن غرب، روی فلسفه نبودند بلکه روی علت و عوامل تاریخی جلو رفتند تا این که یک فیلسوفی اومد و این رو نظام مندش کرد این سیرِ قرون وسطی و رنسانس و بعد لیبرالیسم رو از اول کسی ننوشته بود. علت و عوامل در طول تاریخ باعث شدند به اینجا برسه و در چنین فضایی فلاسفه نظریه پردازی کردند.

ولی اگر ما برای تمدن سازی اسلامی مون از فلسفه اقدام کنیم چه شود، بهترین تمدنی که روی زمین بوده
جمعه ۲۳ آذر ۹۷ , ۲۲:۳۸ حـ . آرمان (استاد بزرگ)
بسیار عالی بود.
من تا حالا فکر میکردم اینا همشون یکی هستن ...
پس با هم فرق دارن!
البته از حیث عملی باید همه شونو ریخت توی یه گودال آتیش زد :|
با تعریف شما مذهبی کاملی هستم.:)))
اما به هیچ‌جا نرسیدنم حکایت از خطای این تعریف دارد. یک چیزی این وسط کم است که خودم هم نمیدانم چیست :(


+شما قبل تر ها با اسم ۱۱۰ یا به همچین چیزی نمی‌نوشتید؟
نه اگر هم میخواستم بنویسم با 113 مینوشتم
وزارت اطلاعات هم بهتر از نیروی انتظامیه هم با کلاس‌تر
من دوتا اسم قبلا داشتم

یکی بی نام و نشون
یکی هم بچه ریش دار

برخورد نداشتیم
شنبه ۲۴ آذر ۹۷ , ۰۰:۳۳ اسرافیل مهدوی
منظورم این بود که بعد از اینکه در غرب فلسفه های خاصی شکل گرفتند، (از افلاطون و ارسوط به بعد)، این فلسفه ها مبنای تمدن سازی شدند. نه اینکه برای شکل گیری تمدن غرب فلاسفه اومدند و فلسفه بافی کردند. بسیاری از فیلسوفان روحشون هم خبر نداشت که از نظریات اونها چه استفاده هایی میشه. (هر چند در مورد افلاطون و ارسطو به خاطر نزدیک بودن به دربارهای حکومتی این موضوع چندان صدق نمی کنه)

(نکته: یک معرفت تعقلی که با یه معرفت تعقلی دیگه زیر سوال بره و منتفی بشه، لابُد از ابتدا یک معرفت تعقلی نبوده، بلکه یک معرفت غیر عقلانی بوده.)

دلیل اینکه چرا زندگی برخی (خیلی هاشون هم زندگی های خوبی داشتن) فیلسوفان اینقدر بد بوده رو کسی نمی دونه.
اصلا مشکل منم از ابتدای بحث همین بود که: چون بعضی فیلسوفها زندگیشون کیفیت خوبی نداشته نباید این مسئله رو با تفکر فلسفی شون مرتبط دونست.

درمورد اینکه تمدن غرب سیر تکاملی داشته (نظر شما) یا اینکه حاصل یک تفکر خاص بوده که از ابتدای تاریخ غرب وجود داشته (نظر بنده) کتاب «درباره غرب» رضا داوری اردکانی و برخی سخنرانی های حسن رحیم پور ازغدی در رابطه با نحوه شکل گیری جامعه سرمایه داری و حقوق سیاسی رو پیشنهاد می کنم.

با این حال گفت و گوی خوبی بود. ممنون.
به نظرم نمیشه یک حکم کلی داد دربارۀ فلسفه و ارتباطش با واقعیات تاریخی، یعنی گاهی شاید فلسفه مقدم باشه گاهی هم وقایع، یک وابستگی دو طرفی وجود داره.

معرفت تعقلی اینجا منظور معارفی بود که با روش عقلانی به دست اومدند که در برابر معارف تجربی قرار میگیره. و این که شاید اصلا لفظ تعقل رو نباید به کار میبردم چون تعقل کارکرد ذهنی است. معرفت عقلانی بهتره و اگر معرفت عقلانی نادرست بشه و حاصل تعقل هم باشه بهش مگیم مغالطه.
خلاصه یه جمله ای گفتیم نمیشه جمعش کرد xD

اطلاعاتی درباره استاد دینانی و رضا داوری اردکانی میتونید بهم بدید؟
این پنج مورد همشون در جامعه پلاسن ولی گاهی افراد سطحی نگر و برچسب زن میان و اون مسلمون واقعیه رو در گروه جزم گرایان خشک قرار میدن...
وگاهی هم هم این پنج مورد، مسلمون واقعی رو جزء بی دیدن ها قرارش میدهند
کلا همه چی قاطی پاتی شده نمیفهمی کی به کیه چی به چیه کی راست میگه کی دروغ میگه
شده بعضی وقتا ذهنیتم نسبت به یه آدمی که همیشه در نظرم موجه بوده کن فیکون شده...
اَی خِدااااااا
تندرویی رو به ما نسبت میدن
تندرو مثل امام
کندرو و معتدل میخوان مثل وزیر امور خارجۀ نفله مون که برای بمب گذاری توی کاباره پیام میده ولی 2 هفته از اعتراضات فرانسه گذشته با زنش میره فیلمِ معتدل نگاه کنه :)
حرفت درسته ها ولی خدا لعنت کنه اونهایی که مفاهیم و لغات درست رو به بد ترین وجه ممکن استفاده میکنن، شهادتینی که مثلا دواعش روی پرچمشون زدن و دقیقا بر خلاف ادعا رفتار میکنن تاااااا واژه اعتدال!!!
+ خیلی دیدم به دولت مردان معتدل تازیدی، اصلا کاره درستی نیست، اینها همونایی هستن که این ملت انتخاب کردن، لیاقت این ملت همین دولت مردان، پس به کسی جز ملت نمیشه خرده گرفت که این بی شرفای بی همه چیز رو انتخاب کردن.
ملت تحت تاثیر تبلیغاتن و الا به ذاتِ خود احمق نیستند
از روی من نوشتی آخرش رو؟ !

آقا فقط عاشق اونام که همیشه دنبال استاد اخلاقن :))
من اگه از رو شما کپی کنم
انگشتامو با دندون میکَنَم
1- معدود احادیثی هست که ازدواج رو برای جوانان جویای کمال در آخرالزّمان نهی میکنه. ابن سینا و ابوریحان و امثالهم به این خاطر ازدواج نکردن که دانشمند بودن و میخواستند آزادانه در راه تحقیقات علمیشون همۀ شهرها و کشورها رو بگردن. نمیدونم به کمال رسیدن یا نه، ولی ما بیشتر جویای تکمیل هستیم تا کمال و برا همین به مکمّل احتیاج داریم!
2- وارد است: در آخرالزبمان هرکس به واجبات عمل و از محرّمات پرهیز کند، همان اجر و تأثیری را دارد که در زممانهای گذشته به دنبال عمل به مستحبّات و پرهیز از مکروهات و حتّی مباحات باشد. مذهبی واقعی در این دوران کسیه که سعی کنه مسلمان باشه، نه عارف واصل و مرشد کامل.
3- حسن عبّاسی شیّاده.
:|
نهی ازدواج در آخر الزمان،
گاهی اوقات ازدواج باعث گرفتاری و مشغولیت و از راه موندن میشه.

بالاخره در هر شرایطی هر کی یک اجری داره
وقتی زمینه گناه باشه و گناه انجام نشه خیلی اجر داره

به صورت تک کلمه ای یه کار با حسن عباسی کردید که باید با جارو خاک انداز جمعش کنیم
در مورد دسته اول باید گفت شامل کتب اربعه شیعه و هم چنین علامه مجلسی هم میشه چون اونها لعن علنی کردن و گفتن در مورد غاصبان...

کاری به واو و صاد و....نداره..
علامه مجلسی ضد عرفان و فلسفه بود
علامه طباطبایی هم انتقاد دارند به ایشون که در عرصه‌ای که تخصص نداشتند اظهار نظر کردند
چه دسته بندی جالبی!
دمت گرم!
البته کامل که نبود
فقط میخواستیم کمی لبخند بزنیم
جالب بود
بهره بردیم
بهره برداری بأیّ نحو حرام است xD
پنجشنبه ۲۹ آذر ۹۷ , ۰۸:۵۱ دخترک مژده دهنده
یه آیه توی قرآن داریم که میگه:خدا،به بنده هاش آسون گرفته!حالاتو الف بنده،به بقیه بنده ها سخت میگیری؟!
دقیقا به بعضی ازهمین مذهبی های سختگیر که خودم یکیشونم،میگه!
آیه101مائده
متاسفانه همین خیلی ها رو زده میکنه
و من کسی رو سراغ دارم که دین دار نیست به خاطر همین آدم ها
منظورم از روی شخصیت منه
پررو :|
ما دوتا شخصیت‌مون فلسفیه
شباهت‌های زیادی داریم
با این تفاوت که من باهوش ترم ;d
درسته :)
باشه :|
کلاً یه عده از مذهب فقط ادای اون رو درمیارن
خوبی سید؟
کلی خندیدم!!ینی فقط اینا که دنباله استاد اخلاقن خخخخخخخخخ
یک کسی پیدا کردید که جامعیت داشت طلاست از دستش ندید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan