ســکــوت

لطفا سکوت را رعایت فرمایید

شماره چهارم نشریه نافذ البصیرة

طراحی عالی
این که پستت رو چاپ کردی هم می دونم خیلی حس خوبیه :)

تبریک به همتت.
البته تو که خودت پیشکسوتی :))

کسی که یادداشت میهمان رو برامون نوشتند توی رادیو معارف مجری کارشناس هستند
و کسی که طراحی نشریه رو کرده این طرح رو زده
و این مداحی رو خونده.
اگه مجلس از طرف مردم و به عنوان وظیفه اش شورای عجیب سه قوا را برای این تصمیم به چالش می کشید و مجبورشان می کرد به پاسخگویی و طرح های بنزینی در مجلس مطرح میشد، چرا و چطوری ممکن بود ما به جون هم بیفتیم و آشوب بشه؟ چه قانونیه که عمل کردن بهش باعث آشوب میشه؟
از این به بعد از کجا مطمئن باشیم که دوباره ازین تصمیمات ناگهانی و بدون درمیان گذاشتنش با مجلس برای کشور اتفاق نمی افته وقتی تصمیم گیرندگان و به قول شما دولت هیچ هزینه ای برای این بی تدبیری ندادند و بازخواستی هم نشدند؟
پست قبلی رو بخونید متوجه میشید که سه جریان توی مجلس داشت طرحی برای بازگشت قیمت به قبل انجام میداد که رهبری گفت من حمایت میکنم و قضیه متوقف شد دلیلش هم این بود که جریان اشرار از مردم جدا شُد و دو روزه قضیه ختم شُد و دوما از درگیری قواها با هم دیگه جلوگیری شد
همچنین توی پست بعدی که هنوز ننوشتیم آقای ذوالنور داره طرح استیضاح لاریجانی و روحانی رو میزنه( که احتمالا به جایی نرسه چون این مجلس خیلی ضعیفه)
توی جریان تصویب بنزین شخص روحانی فقط دستش توی کار بوده
لاریجانی به جای این که از طرف مجلس امضا بکنه و از طرف شخصیت حقوقی اش عمل کنه از طرف شخصیت حقیقی اش عمل کرده و به این خاطر هم میخوان استیضاحش بکنند
آقای رئیسی هم گفته بوده توی رو دربایستی گیر کردم!
همه چیز بر میگرده به رأی مردم
منظور از قشر خاکستری که تماشا کردند چیه؟ چرا خاکستری؟
باید از نویسنده‌اش بخواییم توضیح بده
اون دو دلیلی که تو پست قبل اومده اصلا قانع کننده نیست. اسم اختلاف میان قوا که درگیری نیست. تو جریان انتخابات که هر چی خواستند بهم گفتن و به هر چی خواستند متهم کردند همدیگه و تو دل ملتو خالی کردن مشکلی نبود ولی حالا که باید پشت مردم درمیومدن اسمش میشد درگیری؟ هزینه ی این ادای یک دستی و یک رنگی درآوردن را ما مردم داریم میدیم. این اشتباه باز هم خواهد افتاد چون بهانه ی زیبایی هست به اسم مصلحت نظام.
اتفاقا نتیجه ی حمایت نکردن از اعتراض مردم میشه بی اعتمادی به حکومت و اعتماد به ضد انقلاب و دست نیاز دراز کردن به سمت اون ها.
اصلا چرا لاریجانی باید از طرف مجلس امضا کنه؟ چرا باید وزن اختیارات رئیس مجلس به اندازه ی همه ی نمایندگان باشه؟
آقای رئیسی باید تو رودربایستی سفره ی خالی مردم می ماندند. عذرهای بدتر از گناه!
چیزی که من می‌فهمم اینه که رهبری فقط دنبال اینه که در اصل نظام تزلزلی اتفاق نیفته
طرح بنزین میتونست به این شکل باشه که جای تقسیم بنزین 3 دهک بالا کامل حذف بشن و بین دهک های پایین تر بنزین تقسیم بشه و در آخر ماه اگر کسی بنزینش رو مصرف نکرد هزینه اش به حسابش واریز بشه، این طوری مشکل بازار سیاه بنزین هم پیش نمی‌اومد.
رهبری در کارهای جزئی دستگاه‌ها وارد نمی‌شوند، چون اولا در تمام عالم، هم میدونند که در عالم مدیریت نباید مدیر در کار زیر دستاش دخالت کنه دوما خود همین دستگاه ها دست به فرافکنی میزنند سوما رئیس جمهور همین طوری دادِ نداشتن اختیارات میزنه چهارما اگر بخواد وارد بشه خودش باید یک قوۀ دیگه درست بکنه که کارهای جزئی رو مدیریت بکنه و نیروهای خیلی زیادی نیازه و خودش گفت که من وظیفۀ خودم میدونم که از دستگاه‌ها حمایت کنم تا کارشون رو بکنند.
اگر مجلس مون قوی بود، مثل جریان بنی صدر که تا آخرین لحظه امام پشت دولت ایستاد، مجلس رئیس جمهور رو استیضاح میکرد و بعد هم رهبری عزلش میکرد
آقای رئیسی در این مورد و جریان تتلو و خیلی جاهای دیگه کم کاری کردند و بهشون انتقاد وارده
درباره ی روحانی هم چیزی نگفتم چون حرفی باقی نگذاشته!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
از خاکسترها بریدیم
و در هوا پخش شدیم و بالا آمدیم

از خون‌ها نیرو گرفتیم
و رنگ خود را بر آسمان زدیم

پرنده‌ شدیم و بالاتر از هواپیما‌ها اوج گرفتیم
برعکس حرکت کردیم
و در اقلیت ماندیم

قلبی تپنده که از عالَم منفصل گشته
و بعد
تپیدیم
و تپیدیم
و تپیدیم

به آخر قصه رسیدیم
و فقط خون بود
و خون بود
و خون

------------------------------------

کلمات و رنگ‌های وبلاگ ظاهر نیستند، باطن نویسنده هستند که نمایشگاه آنلاینی را به نمایش گذاشته‌اند.
اولش که طلبه نبودم به رنگ پوچی و تنهایی و شک، تابلوی مجازی‌ام را ساختم
تابلویی که آینۀ تمام قد من بود.

افسرده بودم و حیران
خاکسترهای باقی مانده از وجودِ دردمندی بودم که گوشه‌ای افتاده بود

مُرده‌ای که صورتش مات و رنگ پریده بود
با یافتن معنایی به اسم خُدا
هویت گرفت

به پشتوانۀ خون‌هایی 1400 ساله به آسمان آمد
آسمان در این جا هم انفصال است هم علوّ و هم بصیرتی بر جامعه

پرنده شُدیم، پرنده‌ای به دور از فلزات زنگ زدۀ ماشینی
خلاف جمعیت دنیا حرکت کردیم

طوری که وقتی همه فرار می‌کردند
ما رو آوردیم

و وقتی همه سرشان در گوشی بود
ما با انگشتمان خورشید را نشان داده فریاد می‌زدیم

سرخی یعنی خون، یعنی عشق، یعنی احساس
سرخی یعنی یک دنیا خاطره از وبلاگ قبلی که در آتش افسردگی خاکستر شد و حالا مثل قلبی می‌تپد
وبلاگی که با «بی نام و نشون» بودنش
اخلاص را به همراه آورده بود

قبل‌ترها که دربارۀ کرم‌های شب تاب نوشتم
گفتم پول که به میان بیاید فساد هم می‌آید
اما باید کمی عقب‌تر بیایم
اسم‌ها که به میان بیایند
همه چیز از بین می‌رود
اصلا چیزی نمی‌ماند که درگیر فساد شود

این منم که با زبان 0 و 1 می‌خوانیدش
نه کلمه بخوانید
و نه رنگی ببینید
کمی دقیق‌تر خیره شوید

انسانی را ببینید که در هزارتوی کلمات سیاه
دنبال لبخند آخرین گل سرخ می‌گردد
Designed By Erfan Powered by Bayan