سکوتــــــــــ

یادداشت‌های یک جوات

سر در گم نوشت

این پست طولانی است، بیخیالش، همه در این فضای مجازی تریبون شده‌اند؛ چه کسی گوش میکند و که در این بمباران شیمیایی قدرت فکر کردن دارد؟

بیخیالش اون ضربدر بالا را بزن و این تشنج‌های فکری را نخوان

...

نباید یک انسان معمولی باشیم. باید نباید نمیکنم،من که نه واضع قانونم و نه خدا که قانون بگذارم و باید و نباید بگویم. فقط جوانی هستم که فهمیده‌ام نباید معمولی باشیم.

باید چیزی داشته باشیم که ما را از تیم معمولی‌ها خارج کند. تیم معمولی‌ها در زمین زندگی معمولی بازی میکند. یک آدم معمولی خیلی معمولی تحصیل میکند، خیلی معمولی صاحب شغل میشود، زن میگیرد، بچه دار میشود و خیلی معمولی هم در یکی از قبرستان‌ها جای میگیرد.

خاص باشیم ولی خاص احمقانه نباشیم. مثلا آن هندویی که 40 سال دست راستش را بالا گرفته خیلی خاص است و شاید هندوها هم او دست او را به خاطر خدای شیوا تقدیس کنند ولی فایده‌ای در این خاص بودنش نیست. یک بار اگر با دست راست میزدیم پس کله‌اش عقلش سر جایش می آمد. زندگی کردن مان خاص باشد، مردن مان خاص باشد.

برای خاص شدن در جهت عکس حرکت کنیم. وقتی همه سرشان در گوشی است، ما سرمان در کتاب باشد. وقتی همه دنبال فساد میروند ما پاک باشیم. آن قدری زمان خاص شده که اگر پاک بمانیم خیلی خاص هستیم. وقتی همه به پول فکر میکنند ما به علم فکر کنیم. وقتی همه دنیاپرست شدند به آخرت فکر کنیم...


کتاب دین و زندگی دبیرستان هم چقدر حرف‌های کلیشه‌ای میزد، خدا منزه است، تقوا پیشه کنید، نماز اول وقت بخوانید. پیامبر از غار حرا آمد پائین گفت لا اله الا الله بگویید تا رستگار شوید. اوه رسانه‌ها و تابلوها، حجاب صدفی است. چارلی چاپلین به دخترش چه گفت؟ تن عریان تو از آن کسی باشد که عاشق روح عریان توست.

آقا شنیدیم فهمیدیم گفتید 200 بار 1000 بار یک حرف جدید یک سبک جدید یک منبر جدید. یک نگاه به منبرها بندازید چقدر جمعیت پایش می‌نشیند و چقدر از این آدم‌ها جوان هستند؟ بعد ببینید چند نفر همین الآن مشغول فعالیت در فضای مجازی هستند و چند نفر به سینما میروند...



به آقا روز اول که حوزه آمدم گفتم امروز زبان دین زبان هنر است. آقای جوادی میگه اگر امروز پیامبری ظهور کنه معجزه‌اش سینماست!

گفتند ردّی، چون ما یه عده مغز فندقی هستیم که از تو فقط خزعبلات ادبیات عرب میخواییم. هنر چیه، سیاست کیه، اجتماع و بسیج و تربیت یعنی چه؟


ای قلم کج نرو و مرا کمک کن.


یک نگاهی به اینستاگرام بیاندازید، جای متن است یا تصویر؟ جای واژه است یا عکس؟ جای تفکر است یا گیجی؟ جای بی هودگی است یا فائده؟

اصلا چرا فونت نوشته‌هایش این قدر کوچک است و تصاویرش بزرگ؟

چرا فیلم هایش یک دقیقه ای است؟

چرا بی مهابا و پشت سر هم میتوانی کلیپ ببینی؟

بدون لحظه‌ای درنگ پشت سر هم، روی حالت رگبار، سلول‌های خاکستری مغزمان رنگیم کمونی میشود از تصاویر و هیچی به هیچی...


از کودوم وجه جسم و روحمان بگویم که به فنا نرفته باشد؟

از تفکر و تعقل مرده‌ای که فرصت نمیکنیم با این تصاویر به آن بپردازیم.

از غریزه شهوتی که در این جهان موازی مجازی ارضا میشود.

از غذاهایی که جسم مان را نشانه گرفته و تن مان را پر درد کرده.

از موزیک‌هایی که روان مان را مختل و افسرده مان کرده.

از جوک‌هایی که ذهنمان را زنا زاده و زنا خواه کرده.



اعتماد و اعتقادو ایمان قلبی وراسخ به خدایی که عبد آن هستند به قدرت بی نهایتش و اینکه آن خدادوستشان دارد بیشتر از هرکس و اطمینان به مقدراتش و در نهایت عشق به آن معشوق حقیقی و اولیاءش...باعث آرامشی بی نهایت میشود نظیر آیت الله بهجت که آرامشش دیوانه کننده اس یا آیت اللهی که انقدر آرامش داشت که اصلا عین خیالش نبود سرطان داره و وقتی ازش میپرسن بیماریتون درچه حاله میگه کدوم بیماری اصلا یادش رفته بوده
چه خوب میشد که همه همین طوری میشدند 
ولی مدینه‌ای که ما داریم داخلش زندگی میکنیم
یک در میلیون ازین آدم ها پیدا میشن

شرایط مدینه فاضله شما 
محیطش چطور باید باشه که انسان هاش برسند به این نقطه
جامعه ما چه مشکلی داره که چنین انسان هایی نمیسازه؟
بدون سوزاندن هیچ فسفری درمدینه فاضله دل من مردم همه عبدهستند و راضی و مطمئن و سرشارازآرامش...

چه چیزی باعث میشه به این آرامش و طمأنینه برسند
يكشنبه ۲۲ مهر ۹۷ , ۲۱:۰۰ ستوده‌ی خشنود
نباید معمولی باشیم
شما که الحمدلله نیستید 
اینو از پست هاتون و طرز فکرتون فهمیدم
دعا کنید ما هم نباشیم
يكشنبه ۲۲ مهر ۹۷ , ۲۰:۵۸ محمدحسین کتابی
خیلی عالی بود:-)
متاسفانه اینی که میگی همه جا هست
مشکل همینه که ما پیشرفت نمی کنیم
از مطالب کتاب قرارگاه های فرهنگی با معلم کارگاه کارآفرینی درباره کار تشکیلاتی و گروهی بحث می کردم و معلم که هیچ چیزی نداشت بگه فقط قهقه می زد که حرفامو بی ارزش کنه ولی آخر که گفتم همه مطالبی که گفتم از کتاب حضرت آقاست دیگه خفه خون گرفت
سلام شب بخیر آیندۀ ایران
با معلم باید مودب و دقیق حرف زد 
داغ نکن ولی حرفتو سفت بچسبون به تنور
سردرگمی یک سو و بالا رفتن هرساله آمار این سردرگمان یکسو ...
نگاه فقط به حوزه نیست، شامل دانشگاه هم میشه

به قول آقای علم الهدی؛ عالم بی عمل فقط شامل حال طلبه ها و روحانیون نیست! هرکسی که به علمش عمل نکند، شامل این قانون میشه
والا توی این حوزه کسی نمیتونه به علمش عمل کنه 
با این ادبیات عرب و این فقه کهنۀ مرده تکراری که در حوزه ها تدریس میشه کسی نمیتونه فائده‌ای به مردم جامعه برسونه 

یک جنبش نرم افزاری نداریم به درک 
یک جنبش بلاغتی لازمه تا نحوه حرف زدن و رساندن مطالب مون خلاقانه تر باشد
با فیلم با موسیقی با داستان و عکاسی
زبان هنری مغفول مانده
شما آقای محمدرضا رسته رو میشناسید؟ من ایشونو میبینم امید میگیرم.
نه نمیشناسم 
دمش گرم که امید میده 
اونم تو زمان قحطی امید 

آدرسی چیزی بدید بشناسیمش
يكشنبه ۲۲ مهر ۹۷ , ۱۶:۱۶ آقای سر به هوا :)
الان نداشتن دوست دختر برای یه عده شگفت انگیزه!
میگه خالی میبندی:/

:)
:D
والا راس میگی 

اعجوبه است آدمی که سالم باشه تو این دوران
حرف حق...

نمیدونم چرا کتاب و.. رو با شرایط روز اپدیت نمیکنن..
منظورتون از آپدیت چیه؟
محتواش رو یا که نحوه خواندن شون رو
مثلا با یک تبلت مطالعه کردن منظورتان است؟
" برای خاص شدن در جهت عکس حرکت کنیم "

این جهت هایی که گفتید جهت های خوبی بودند، یه عده جهت بد رو میگیرن که خاص شن.
آری جناب منزوی درست فرمودید
گاهی فردی برای خاص شدن کلیه میفروشد تا گوشی بگیرد 
گاهی عمل جراحی عجیب و غریب میکند و خودش را مثل گربه میکند و پایش را مثل سیندرلا
گاهی با دیر ازدواج کردن و همزمان با چند نفر رابطه داشتن
متن حامد(حمید؟؟) عسکری در سوگ ام عماد رو خوندین؟
نه میتونید برام بفرستیدش
تا 6 صفحه کلمه سوگ رو سرچ کردم پیدا نکردم توی وبلاگتون 

از خودمان شروع کنیم برای خاص بودن...
به نظر بنده مهم ترین شاخصه متنتون این بود که انسان رو به تفکر وامیداره...
چیزی که این روزها نایاب هست ،تفکر رو میگم
دهه اول محرم در شهرم پای هر منبری رفتم جز حرف های کلیشه ای نبود حتی یه ذره باعث نمیشد من فکر کنم فسفر بسوزونم
رفتم سراغ سخنرانی های استاد پناهیان انقدر فسفر سوزوندم انقدر لذت بردم
بله استاد پناهیان حاصل حکم صدرایی اند و سخنانشان سمت و سوی فلسفی دارد
حرف‌هایی جدید در قالب جدید میزنند

کلیشه‌هایی که هزار بار شنیده‌ایم و گفته‌اند که فایده‌ای ندارد
گوشمان عادت کرده 
نمیتونه ما رو ببره به سمت تفکر و تغییر 

علاوه بر گردن کلفتی یک واژه دیگه باید بسازیم به نام "گوش کلفتی"
گوش کلفت میشیم و کُنه و ذات و هسته کلمات رو نمی فهمیم

مثلا یه چی بگم بقیه فسفرهاتونو بسوزونید:
به نظرتون شما اگر طراح یک شهر ایده آل و میدنه فاضله بودید مردم این شهر چه خصوصیاتی داشتند؟
مثلا افلاطون معتقده که باید مردم شهر همه زیر تعلیم و تربیت و حکمت باشند

یکی از فلاسفه متاخر معتقده نباید در این شهر احساس و عشقی وجود داشته باشه
و انسان‌ها باید در کارخانه ساخته بشوند و پس از مرگ هم جنازه شان به کارخانه فسفر سازی فرستاده شود
احساس و عشق باید از بین برود چون که باعث ضعف انسان است
پناه ببریم به خدا!!!
کی میاد ببریم؟
دستاش بالا..
xD
شنبه ۲۱ مهر ۹۷ , ۲۳:۵۴ محمّد قلیچ خانی
گل گفتید !
امیدوارم که ما از آدم های خاصی باشیم که خدای مهربون رو از خودمون راضی نگه داریم .
قربون تو
إن شا الله خواصی باشیم که بی خاصیت نباشیم 

بالاترین لذت راضی و مرضی بودنه
هم خدا راضی باشه هم ما
شنبه ۲۱ مهر ۹۷ , ۲۳:۵۳ حـ . آرمان (استاد بزرگ)
سلام.
کنجکاو شدم بخونم. یعنی مطالبتون رو که دنبال میکنم.
کاملا حرف حق زدین و نمیشه بهش انتقادی وارد دونست.
پس میگم به امید موفقیت در این راه.
سلام ممنون که دل دادید  :)

توی این دنیا انگار همه چی برعکسه 
انسان از چیزی که نهی میشه به سمتش میره

اگر روز اول یکی میگفت:
تحقیقات ثابت کرده سیگار کشیدن فواید بسیاری برای بدن دارد
از جمله تقویت دندان‌ها و ریه‌...

 هیچ کسی سمتش نمیرفت
خوندم ولی انگار به شدت روانت تحت تاثیر بوده که پست از نظم منطقی برخوردار نبود
آره راست میگی 
خیلی قاطی پاتی شد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
امام خمینی اولین بار مسئله قیام و انقلاب را سال 1320 مطرح کردند که آیت الله بروجردی...
همین شد که بعد از فوت آیت الله بروجردی امام خمینی قد علم کردند و انقلاب شکل گرفت

در آن بجبوجه انقلاب و مبارزه یکی از علمای اعلام! به امام خمینی نامه نوشت و در نامه اش فقط سه جمله نوشت:
تند می‌روید، تند می‌روید، تند می‌روید...

امام ما هم در جوابش سه جمله نوشت:
کند می‌روید، کند می‌روید، کند می‌روید
Designed By Erfan Powered by Bayan