ســکــوت

زود نَمیریم

با قاطعیت میشه گفت: حسش نیست حسش نیست حسش نیست

جای بسیار تاسف است که بچۀ سر پل ذهاب 9 سال روی تخت می‌افتد و بعد هم یک روز در سن 58 سالگی می‌میرد. نمی‌دانم تا به حال اسم کتاب یک لیوان شطحِ داغ را شنیده‌اید یا نه؟ کافیست چند خط از این کتاب را بخوانید تا سنگینی کلمات را حس کنید. صفحۀ اول را که خواندم فهمیدم با یک کتاب معمولی روبرو نیستم. هر چند بعد در بخش "شطح فلسفی" از مغالطات ادبی و ضد فلاسفه حرف زدنش دلخور شدم ولی فرمِ این کتاب و سبک نوشتاری‌اش را در هیچ جای دیگر ندیده بودم.

نمی‌دانم بیماری‌هایی که برای آقای احمد عزیزی پیش می‌آید ژنتیکی بوده یا نه، ولی حقیقتا حیف است که خیلی از بزرگان به خاطر نداشتن ورزش و تغذیه درست خیلی زود از دست بروند. همین ابن سینا با این که خودش طبیب بود ولی به خاطر بی برنامگی و افراطش کار دستش می‌دهد. هر چه قدر بهش می‌گفتند اخوی این راهش نیست گوش نمی‌کرد. پرخوری و پر مجامعتی بود که باعث شد پرسوادی‌اش زیاد بقا نیابد و در 58 سالگی در همدان خاکش کنند.

درست است که عمر دست خداست، ولی دست خدا در گیر و دار علت‌ و معلول‌هاست و در این نظام خودش را نشان می‌دهد...

با این اوضاع اگه نمیریم مارو می کشن
یه طوری شده که نمیشه اصلا با روش های سالم غذایی زنده موند
چون اطراف ما رو یک سری غذای مزخرف گرفتند
جدی ابن سینا بیش فعال بوده!!!
عجب شیطونی بوده دیدمو بهش عوض کردی !!!!!
خخخخخخ
:|
بزرگان شیطون بودن
اسلام سراسر هدایت به سمت تندرستی و مراقبت از جسم است
نمیدانم چرا من مسلمان انقدر دورام از اسلام که فقط فکر میکنم اسلام برنامه برای روحم دارد که همان را هم عمل نمیکنم...چه برسد به برنامه اش برای جسم
یعنی مسلمان ببینی با شکم قلمبه و...
به نظرم یکی از عوامل طول عمر عالمان بزرگ همین عمل به دستورات اسلام راجع به مراقبت از جسم است
من خودم چیزی که بهش رسیدم اینه که اسلام دینِ هدایته نه دینِ ارائۀ روش تغذیه
در حالی که الآن بعضیا میخوان از اسلام طب اسلامی بیرون بکشن و نمیدونم موز و آناناس و آووکادو که تیو عربستان نبوده رو چطوری میخوان براش حکمی دست و پا کنند
و این که خود برای امام علی پزشک یهودی میارن هم قابل توجهه
باید در بحث خداشناسی مطالعه بیشتری کنیم (همه) تا این بحث دست بردن خدا تو سرنوشت یا جبر و ... مشخص بشه...
شما هنوز باهاش مشکل داری؟
خداوند ابا داره که کاری رو به غیر علتش انجام بده

مبحث جبر و اختیار هم تکلیفش معلومه
ما همه مختاریم ولی مستقل نیستیم و وابستۀ به خداییم

در قدرِ الهی هم میتونیم تاثیراتی داشته باشیم با کا خیر و شر تغییرش بدیم
قضای الهی هم که همیشه ثابته و تغییر نمیکنه
شنبه ۱۷ آذر ۹۷ , ۲۱:۴۳ آقای سر به هوا :)
یه جا خوندم زمان مرگ دست خداست ولی نحوه مردن دست ماست
حدیث بود فکر کنم ولی نمیدونم چقدر درسته!
به طور کلی همه چی دستِ خداست
ولی یک چیزهایی هم زیرِ دستِ خدا در دستِ ماست

مثلا در احادیثِ معتبر دربارۀ صله رحم گفته میشه انجام دادنش عمر رو زیاد و قطعش عمر رو کوتاه میکنه
همه چی جبرِ جبر هم نیست که خدا مثلا یک کتابی داشته باشه توش تاریخ مرگِ همه مون رو مشخص کرده باشه از اول
خیلی از قدرهای الهی توسط خودمون قابل تغییره
ابن سینا که متأهّل نبود، پرمجامعتی از خصلتهای انبیاست و باعث هیچگونه بیماری خاصّی نمیشه. ابن سینا یه کار دیگه میکرده که اون هم ناشی از روحیۀ اومانیستی و خودبرتربینی شخصیش بوده. نظراتی هم که داره، بعضاً ریشه در این روحیه اش دارن و همونهاست که اسم فلاسفه رو در نزد عزیزانی مثل احمد عزیزی خراب کرده.
طب سنتی معتقده که هر چه قدر منی خارج بشه انسان ضعیف تر میشه و نباید در این کار افراط کرد 
فکر میکنم احادیثی هم هست که از افراط در رابطه جنسی نهی شده.

ابن سینا تا جایی که خوندم آدمِ مغروری بوده ولی این که بگیم روحیۀ اومانسیتی داشته یه چیزِ دیگه است که نمیشه قبولش کرد. مثلا درباره غرورش میگن که یک بار یکی یک اشکال ادبی به حرفاش میکنه، میره 2 سال فقط ادبیات کار میکنه و چند رساله مینویسه و طرفو آسفالت میکنه. آخرِ عمری داشته یک لغت نامه هم مینوشته که عمرش قد نمیده و کامل نمیشه.

البته شما خودت ملّایی 
اینکه اسلام دین هدایت هست نه ارائه روش تغذیه که کاملا مشخص هست ولی به اعتقاد من اسلام دارای ابعاد زیادی هست و انقدر کامل و بدون نقص هست که برای جسم هم برنامه داره
من خودم در یکی از زیر شاخه های طب جدید تحصیل کردم بعضی جاها واقعا ناقص هست و فقط علائم را کاهش میدهد یا سرکوب و نمیتواند درمان کند
یک بار که بیماری آمده بود من طب جدید و فرامین ائمه اطهار را تلفیق کردم و به او راهکاری دادم که واقعا حالش خوب شد درصورتی که آن حدیث با طب جدید مغایرت داشت
ایدۀ جالبی است که اسلام دارای ابعاد زیادی است
الآن اسلام برنامه‌ای دربارۀ سیاست یا اقتصاد جامعه نداره و این به خاطر نداشتنش نیست که به این علته ما در حال حاضر از وجودِ معصوم بی بهره ایم و امام زمان در غیبت به سر میبرند و اگر بودند مشخص میکردند که روش اقتصادی لیبرال درست است یا سوسیال یا هر دو یا در سیستم کشورداری اصلا این طور که هر 4 سال یک رئیس جمهور داشته باشیم یا نه درست است یا نه را مشخص میکردند و ما هم یاد میگرفتیم.
من طب سنتی مطالعاتی داشتم و در آخر به این نتیجه رسیدم که طب مدرن در تشخیص عالی و در درمان ضعیف و طب سنتی در تشخیص ضعیف و در درمان قوی است. البته منظورم از تشخیص روشِ تشخیص تجربی است و الا طبیبِ طب سنتی با گرفتن نبض فقط با گرفتن نبض میتواند بیماری را تشخیص دهد. یا با دیدن بول و براض یا همون مدفوع و ادرار.
اگر هم طب سنتی و هم طب مدرن قدرتمند باشند پزشکانی که در حال حاضر هستند اکثرا ضعیف عمل میکنند و قدرت درمان و تشخیص خوبی ندارند و محوریت شان بحث مالی است
بله طب جدید در تشخیص قدرتمنده چون ابزارهای زیادی داره میتونه میتونه دوربین بفرسته داخل بدن از استخوان ها عکس بگیره محتویات معده رو بکشه بیرون آزمایش کنه.در جراحی هم قدرتمنده...
به نظر شما تا امان زمان ع ظهور نکنند نمیشه روش سیاسی یا اقتصادی درست رو از اسلام استخراج کرد؟اینطوری که نمیشه یعنی مردم تا کی باید در این منجلاب فرو برند تا معصوم باشد اینطور که مردمی که معصومشان در پشت پرده غیبیت است در حقشان جفا شده هرچه دست و پا بزنند هی فرو میروند در باتلاق جهل باید سالها بگذرد تا بفهمند چیزی غلط است یا درست
این سیاست ها و اقتصادها و حتی فلسفه هایی که به اسم اسلام نوشته شده، از وحی نیامده و بلکه از تفکرات مسلمین است. فلسفۀ اسلامی نیست، فلسفۀ مسلمانان است، متدِ جزئی رو ما نمیدونیم باید چه کنیم و با عقلمون جلو میریم ولی قواعد داریم و قواعدی که به وسیلۀ اجتهاد باعث میشن هیچ وقت دینِ اسلام قدیمی نشه و در هر دوره ای حرف برای گفتن داشته باشه اما متاسفانه در بسیاری در زمینه ها مثل همین فقه فرهنگی، فقه هنری، فقه سیاسی و فقه اقتصادی آن طور که باید کار میشده کار نشده.
سرِ این بساطِ زمانه و مکان من همیشه فکر کردم و ذهنم درگیر بوده که چرا باید الآن به دنیا میومدیم؟ چرا باید معصوم در غیبت باشه و فلان. علت اصلی رو خدا میدونه چرا اوضاع این ریختیه، حکمت های جزئی رو مثل آزمایش کردن مومنین یا در امان بودن جانِ ولی رو ما میدونیم ولی دلیلِ اصلی رو تا زمان ظهور معلوم نمیشه.

افلاطون اعتقاد داره ما قبل از به دنیا اومدن عالم هستیم و به همه چی علم داریم و وقتی واردِ دنیا میشیم فراموش میکنیم و اگر علمی هم یادمیگیرم در واقع یادآوری همون هاست.
در اسلام هم اعتقادی وجود دارد مبنی بر عالمی به نامِ عالم ذر که در آن جا همه با خدا پیمان بستیم که جز اون رو خدای خودمون نکنیم. و اولین کسی که اعلام آمادگی میکنیم پیامبر خاتمه و حتی امام حسین هم در اونجا این همه درد و رنج رو میدونست و قبول کرد.
زمین و آسمون هم وجودی دارند و شعور مرموزی دارند که برای ما قابل فهم نیست. در روایتی هست که کوه‌ها هم قبول نکردند که به شکل انسان وجود پیدا کنند ولی ما قبول کردیم.
اگر خدا هم عادل باشد و به انتخاب اهمیت بدهد
میشود گفت این وضعیتی که درش هستیم، دورۀ سخت آخر الزمان انتخاب خودمان بوده و خودمان خواستیم که اولا انسان باشیم و بندگی‌اش را بکنیم و دوما خودمان انتخاب کردیم مثلِ مرد توی این دوره باشیم و امام مون رو کمک کنیم، اگر هم غر میزنیم چرا این طور آفریده شدیم برای اینه که اون پیمان رو فراموش کردیم و به محضِ مردن میفهمیم...
همون طور که در قرآن کافران میگن به خدا ما رو برگردون بنده ات میشیم ولی خدا میگه اگر برگردید هم دوباره همون کارها رو میکنید و این خودش تاییدی است بر این نظریه که دارم همچنان روش فکر میکنم و نظیرش رو جای دیگه ندیدم
البتّه اختیار دارید... ابن سینا یه روز یه بچّه رو تو خیابون میبینه، از وجناتش یاد بچگّی خودش میفته، میگه: آقا پسر بیا ببینم، میخوای بزرگ شدی چیکاره بشی؟ بچّه هم که اونو نمیشناخته، میگه: میخوام مثل ان سینا بشم. اونم میگه: وای به حال تو! من میخواستم مثل علیّ بن ابیطالب بشم، شدم این، تو که میخوای مثل من بشی، چی میشی؟!
آیا آدم معمولی میتونه مثل علیّ بن ابیطالب بشه؟ ابن سینا -فارغ از اینکه شیعه بوده یا نبوده- بیشک فرق "الگو" با "اسوه" رو میدونسته، ولی -نعوذبالله- از سر کنجکاوی نسبت به مقام امیرالمؤمنین(ع) همچین عقیده ای رو ابراز کرده. و موارد شبیه به این.
من اینو درباره شیخ بهائی و پسرش و امام صادق شنیده بودم...
منبعی دارید شیخنا؟
به دلایلی شیخ بهایی نمیتونه باشه.
:(
آخوندا هر کودوم یه چی میگن
تو کتابی خوندید؟
شیخ بهایی در کشکولش آورده: فردی از علما [که اسمش یادم نیست] پیامبر(ص) رو در خواب دید، ازشون دربارۀ ابن سینا پرسید، پیامبر(ص) فرمود: نزدیک بود بدون نیاز به من به خدا برسه، من اینطوری از کلّه ش گرفتم و پیچوندم انداختمش داخل جهنّم.
شیخ بهایی شیعۀ اصیل و اصلاً نجات دهندۀ شیعه در ایران عصر صفوی بوده و عقایدش با کبر و غرور فلسفی اومانیستی از نوعی که ابن سینا و امثالهم داشتند، نمیخونه. این داستان رو احتمالاً مخالفانش جعل کرده ن.
یعنی پیامبر پیچوندش انداختش توی جهنّم؟
شیخ بهائی خودش طرفدار فلسفه بوده نه؟
بله، فلسفه هم به خودی خود مسکلی نیست توش. عقل گرایی افراطیه که گاهاً مشکل ساز میشه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan