ســکــوت

زبان مشترک

بهش میگم شما جای گریه میتونی هر چی خواستی رو با تکلم حل کنی ولی باز تو کتش نمیره. همین طوری زل میزنه بهت یه طوری که انگار متوجه شده بعدشم یه دفعه چشاشو میبنده و دهنشو باز میکنه...

صحبت‌های تربیتی من با پسر یک هفته‌ایم جواب نداد. نکته‌ای که قابل توجهه اینه که هر چند این اتفاقات و صحبت‌های جدی من باهاش کمی خنده‌دار باشه ولی واقعیتیه که همیشه داره بین دو نسل اتفاق میافته.

ما برای تربیت نیازمند به  یک زبان مشترکیم. با بچه‌ای که مغزش اندازه پسته دهن بسته است که توش پر مصالح ساختمانیه نمیشه بیای از ممکن الوجود و عین ربط ملاصدرا حرف بزنی. چیزی که بچه خیلی خوب باهاش انس میگیره داستان و بازیه یا فعالیت‌هایی مثل نقاشی و ورزش.

دغدغه‌ای که من باهاش دست و پنجه نرم می‌کنم تربیت نسل قدیم توسط نسل جدیده. مثلا یک پیرمرد ۶۰ ساله رو چطوری باید تربیت کرد؟ چیزی که من بهش رسیدم سریع‌ترین راه و بهترینش استفاده از یک کلت کمریه 🔫

بزاری روی پیشونیش وقتی آب دهنشو قورت داد و نتونست پلک بزنه بهش بگی حالا بعد من تکرار کن:

یک

زن

توی 

خونه 

خدمتکار تو

نیست.

 چون هیچ جوره نمیشه روی آدمی که ۶۰ سال با یه اخلاق اشتباه بزرگ شده تاثیر گذاشت مگه این که خیلی وارسته و فهیم باشه و غرورش رو کنار بزاره که شما پیدا کردی همون طور تاکسی درمی‌اش کن بیا بزار توی موزه هنرهای مفهومی کنار اثر توالت مارسل دوشان. 

این جا شما باید فقط تا حد ممکن از درگیری دوری کنی مخصوصا اگر این شخص از اعضای خانواده مثل پدر یا مادرت باشه. شما باید از کلمات و لبخندهایی استفاده کنی که من بهش میگم  کلمات یا خنده‌های حفظ رابطه.

مثلا یکی از دوستامون که یه مطلب خنده دار داره تعریف میکنه که تمساح بشنوه خام گیاه خوار میشه مجبوریم یه خنده تصنعی براش بکنیم گه فقط این رابطه بمونه. متاسفانه من در این کار ناشی بودم و زود لو رفتم و حالا بچه ها همین خنده‌ی منو عینا تکرار میکنند.

پ‌ن: این داستان که من به یه پیرمرد ۶۰ ساله بفهمونم حضرت علی در خونه کمک میکرد و کار نظافت رو انجام میداد واقعیتیه که اتفاق افتاده و حیف که اون روز مسلح نرفته بودم.

میگفت نه رسم ما این نیست.میگفتم تو که ادعای مسلمونیت میشه..‌.

بیخیال در هر صورت یادتون نره جهت تربیت همیشه کوکتل مولوتوف و فندک همراه داشته باشید یا زبون مشترک رو پیدا کنید.

خخخخخخ برا بند اول نوشته
نوازد اکثر موارد متوجه میشه،مهم این که متوجه باشید در هر لحظه چه میخواد،گریه اش یا بخاطر درد ،یا کارهای شخصی مثل غذا،کثیف بودنه،یا میخواد باهاش بازی کنی
در خصوص انتخابات الکترونیک و علت اجرایی نشدن او ،نوشته ای دارید؟


من :/
شیب 
بام
پنجشنبه ۲۰ دی ۹۷ , ۰۸:۵۶ مریــــ ـــــم
اخ نگو!
اینجور مواقع واقعا یه کلت نیاز دارم!
حالا نه برای گذاشتن روی پیشونی طرف برای اینکه خودمو راحت کنم!
پس امیدوارم هیچ وقت بودجه و مجوز یک اسلحه دستتون نیاد
ههههههههه
چراآخه؟!
بچه بیچاره!چ گناهی کرده فرزند طلبه فیلسوف هس؟!
اصلا نیازی به فلسفی و منطقی حرف زدن با بچه نیس برای اینکه فلسفی بارش بیارید!همینقدر که مثل من توی2سالگیش بین هزاران کتابای فلسفی پدرش شیره بزنه و بخوابه،بسه!
جالا که الان واجب الوجود،خواسته بچه تون از ممکن الوجودی دربیاد،لطفا باهاش مهربون باشد!به این فکر کنید خودتون چه جگری از مادرتون،خون کردید!

بعدشم خرما خورده رو نهی از خرما،جایز نیست! خودتون چرا الان پای وبلاگید؟!همسرتون با بچه یه هفته ای که قطعا از صبح تا ظهر بخاطر کلاسای شما تنهاهستند+غروب هم بخاطر مباحثه هاتون؛دیگ واقعا جایز نیست سر وبلاگ باشید

البته واقعا قبول دارم باید خدا،یه زبان مشترک بین نسل ها خلق میکرد مث زبان مشترکی ک بین تمام حیوانات هست!من درباره مادربزرگم کاملا به نتیجه رسیدم که آدم80ساله رو نمیشه دوباره تربیت کرد!البته اینو وقتی فهمیدم که فوت کردند و منم تمام عصبانیت هام رو تا اون موقع سرشون خالی کرده بودم!....
این یک موقعیته برای این بچه که مکتب پنجم فلسفه بعد از صدرا رو بزنه.
وقتی زن و بچه خوابیده بودند یه پستی گذاشتم بعد این چند روزم مرخصی‌ام
آقا تیکه ی خلوت کردن با پسرت چه خوب بود . بسپارم شب بریم خواستگاری فردا هم عیال را جامله کنیم ، اگر بچه مان شیش ماهه هم به دنیا بیاید . شش ماه تا این مکالمه ها فاصله دارم . شش ماااااااه
شما یه زن حامله بگیری
زودترم به نتیجه میرسی 😑
بچه شش ماهه توی دستگاهه فکر کنم در حد منطق مظفر بفهمه
گمونم بهتر باشه به جای تربیت فردی و دادن کپسول اکسیژن به تک تک افراد که به معمولا هم با مقاومتشون همراه میشه، کلی تر فکر کنیم و فکر به حال هوای آلوده‌ای که پیرمرداش فقط با کلت تربیت میشن و بچه‌هاش با تشر.
البته کلتی که ما می‌گیم استعاره از وضعیتیه که تربیت شبیه محالاته
مگه اصلاح یک جامعه با اصلاح تک تک افراد به دست نمیاد؟
تبلیغ فیس تو فیس بیشترین تاثیر رو داره. البته از رسانه‌های با شعاع بیشتر هم میشه استفاده کرد که به نظرم تولید انبوهش در طولانی مدت کارسازه نه مقطعی و کم. 
اصلاح جامعه با اصلاح تک تک افراد به دست میاد؟
البته که اینطور نیست جامعه یه موجود جداست و اصلا جمع جبری افراد نیست و این نظر رو می‌تونید توی آرا شهید صدر یا علامه و حتی شهید مطهری و رهبر ببینید، و بدون اینا هم با شناخت جریانات اجتماعی تا حد زیادی میشه به این حقیقت پی برد.
هرچند درسته که بهترین راه تبلیغ رو در روإ، ولی این برای اصلاح فرد کاربرد داره اونم شاید کاربرد داشته باشه، نه جامعه‌. اصلاح جامعه به چیزی فراتر از تبلیغ، به عملیات های عقیده سازی، اصلاح سازمانی، برنامه مدون و همه جانبه منطبق با هدف و... نیاز داره تا در بستر اون تبلیغات ثمره بده و حتی بدون اون تبلیغات و با انرژی کمتر جامعه کارکرد بهتری داشته باشه و خودکار و درون زا روبه پیشرفت و کمال‌ باشه.
شهید مطهری معتقده هم جامعه و هم افراد مهم‌اند و اصالت رو نه به فرد میده و نه جامعه
ما در این جا کاری که می‌تونیم بکنیم( از نگاه کاربردی) یا تبلیغ فرد به فرده یا که یک جریانی رو با تربیت تیمی اولیه راه بندازیم.
این که یک جامعه تحت تاثیر قرار میگیره سر اینه که اون افراد غالبا تقلیدی و جو گیرانه عمل می‌کنند و نه با فکر خودشون. همون طور که زمان انقلاب هم وجود داشتند.
اون همه مشکل اخلاقی و فلسفی اد گیر دادی به اینکه پیرمرده ۶۰ ساله فکر نکنه زن خدمتکار نیست، حالا فکر کنه چی میشه مگه زنه خونش خدمتشو بکنه

یعنی همه سکنات و رفتار حضرت علی رو انجام دادین مونده همین کار در منزل!!!

تازه نمیگی زن حضرت امیر کی بود و چظوری بود .....

حیف بچه ت خیلی فنقوووله و الا سر باباشو میبریدم که دیگه اینطوری خودزنی نکنه

:))))
اوایل نینی، من بهش شعارای میلیشیایی میدادم، خیلی باحال بود، میخواستم مجاهدش کنم  بعد از یه مدت شعارای اوایل انقلاب .... یه مدتم عین خودت ملاصدرا خون شده بودم براش خخخخخخخ

مشکل این بود که من در کار خونه کمک می‌کردم و ایشون می‌گفت رسم ما نیست
کلی باهاش حرف زدم که نظر خدا و ائمه این نیست ولی تو کتش نمیرفت برای همین این مثال رو آوردم.
با این آدم مغرور که عمرشو توی وزارت اطلاعات خرج کرده بود نمی‌تونستم بهش بگم حمد و سوره‌تم اشتباه می‌خونی.

ما که فعلا با بچه کاری نداریم تا موقعی که بتونه بفهمه اون موقع تربیتو شروع می‌کنم.
لبخند و کلمات حفظ رابطه رو خوب اومدی
هر اومدنی رفتنی داره یا سبب رفته شدنی :/
عجب!
مش رجب
جمعه ۲۱ دی ۹۷ , ۱۰:۵۵ امید شمس آذر
هیچوقت یک حقیقت علمی رو اونطور که باید نفهمیده ای مگر اینکه بتونی به مادربزرگت تفهیم کنی. جناب اینشتین
حال یکی مادربزرگش فیلسوف بود چی؟xD
شنبه ۲۲ دی ۹۷ , ۱۳:۳۴ امید شمس آذر
به اون یکی مادربزرگش بفهمونه!
xD
یک طلبه همیشه راهی برای فرار دارد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan