ســکــوت

خوب، بد، زشت و من

فقط اطلاعات

بدون تحلیل

1-پریده بود وسط خیابون و میخواست سوار تاکسی بشه، من و یک مرد دیگه صندلی عقب تاکسی بودیم، ماشین ایستاد و در رو باز کرد، گفت: کیفتو بزار وسط، گفتم کیفم حجمش خیلی زیاده، بعد کیفمو گرفت و داشت به زور فشار میداد به من که بشینه، گفتم میخوایید سوار نشید تاکسیِ بعدی سوار شید؟ بعد که کیف رو گذاشت نشست توی تاکسی و فشرده شد به کناری که موقع بستن در ،در به طور کامل بسته نشد، راننده گفت در بسته نشده ببندیدش، گفت: بهش تکیه نمیدم راننده گفت:در باز باشه لولاش خراب میشه. در رو باز کرد و دوباره بست، ولی بازم بسته نشد، راننده دیگه بهش چیزی نگفت. موقع کرایه حساب دیدم که سیبیل دارد.

2- دومی هم چادری بود، ولی نگفت کیفتو بزار بینمون، یک کیف کوچک خودش گذاشتند و بدون مکالمه‌ای سوار شدند. من هم خودمو جمع و جور کردم که راحت بشینند. خودش را به قدر کافی جمع کرد و نشست، بعد هم پیاده شد و حساب کرد. هیچ تماس بدنی هم صورت نگرفت.

3- سومی خیلی مجهول الحال بود، انگار که روسری نداشت و فقط چادری به سر کرده بود این را از ورجه و وروجه کردنش و اضطرابش برای کشیدن چادرش فهمیدم، اگر چه اول فقط او بود و من دو نفر ته تاکسی ولی خیلی خیلی باز نشسته بود. نفر سوم که سوار شد خیلی خیلی خودم را جمع کردم، حتی از اولی هم جمع تر.

من: محرم و نامحرم میداند، حتی به چهره هیچ کدامشان هم نگاه نکرد. برایش عجیب است این همه تفاوت چطور به قدر نیم ساعت در شهر پیدا میشوند.  این سه شخص نمادی از آشفتگی فرهنگیِ و عقیدتی افراد این جامعه است. او همچنان فکرش مشغول است که بهترین ابزار و بهترین روش برای آرام کردن این آشوب فرهنگی چیست؟ 

سینما؟ رسانه؟ احساس؟

شاید قبلا یک رفتاری کسی انجام داده که اون خانوم اینقدر بدبین شدن
شاید همین طور باشه من که هچ تحلیلی نمیکنم
فقط فرضم این بود شاید خشک مقدس باشه
سلام
یه مدل دیگه هم هست. میاد میشینه کیفم میذاره ولی بعدش که تاکسی راه افتاد روسریشو میندازه رو شونه ش. بعد اگه فکر کنید طرف راحته و سخت نگیرید به خودتون، چنان جیغ بنفشی سرتون میکشه که نمیدونید کجا قایم شید از خجالت.
مدل دیگه هم هست که اگرم مرده که کنارشه سرشو بذاره روی پاشم میگه عیب نداره بابا! اینا هم مثل برادرمون. ولی خب وقتی نگاه میکنی بیشتر به نظر میاد زنه دلش میخواد بگه اینا هم مثل شوهرامون!
ما از این مدلا توی مردا هم میبینیم ها! بین خودمو یه مرده کیف گذاشتم، عصبانی شد! خنده م گرفته بود! گفت به راننده که من پیاده میشم!!
منم پیش خودم گفتم: جهنم پیاده برو رگای پات وا شه!
xDD
رگای پات، بسیار زیبا بود این تکه 
پس این طور که پیداست برخی رفتارها شبیه رفتارهای بیماران روانی است
قاعدتا به حکم غریزه هر مرد و زنی دوست دارند توی تاکسی بهم بچسبند ولی این عقل و اعتقاد بر مبنای عقله که نمیگذاره چنین اتفاقی بیافته و جامعه بره به سمت هرزگی
نگه که تو قم!؟
آره تو قم
یک روز خیلی عادی در غرب وحشی
(این حکم غریضه تون رو اصلا قبول ندارم
من ببینم یه زنی نشسته تو ماشین امکان نداره بشینم، چون مطمئنن مجبورم معذب باشم.
چه کاریه وای میسم یا کناریم یه مردی باشه یا جلو بشینم، تازه وقتی اتبوس هست چرا تاکسی!!
:))
ولی واقعا نکته خوبی و اشاره داشتین، یه پست تو یه وبلاگ میخواندم خیلی جالب بود میگفت همکلاسی های چادری من قبل از هر کلاس تجدید آرایش میکنن، یا روزی نیست تو خیابون ژنده پوش های مدرنی رو نبینم و براشون تاسف نخورم از این همه حجم زشتی و نا همگونی!
بنظرم یواش یواش باید به این تناقضات و پریشانی ها عادت کنیم، چون بدتر نشه بهتر هم نخواهد شد !
منم خودم همچین میکنم اگر خانمی قرار باشه معذب بشه سوار نمیشم 
ولی چه کنم که همه مثل من فکر نمیکنند 
این حکم غریزه واقعیته شما هم اگر دقیق بشید این عقل و حیا و عفت و غیرت تونه که مانع میشه غریزه جنسی تون با هر کسی شکل نگیره
صد در صد ادبیات عرب و فقه همین خخخ
دوشواری نداریم 
خیلیُم عالی
واقعا مردم خیلی بی خیال خیلی از چیزها شدن..
چی شد که به اینجا رسیدن مردم..

ایا تقصیر سیاسیون معممی که وعده میده و خلف وعده میکند و مردم رو به اسلام و لباس پیغمبر بدبین کردن؟!
اگر حوزه برنامه داشت برای طلبه‌هاش و دغدغه رو توی این ها پرورش میداد
اگر وزارت فرهنگ ما شتک نبود همه چیز تغییر میکرد 

مردم اصلا حوصله تعقل و تفکر و این چیزا رو ندارند 
فقط تحت تاثیر جو و فضان
عجبا...
یا امام زمان...
آخه چرا!؟
:|
این قدر هم لازم نبود خودتونو تکه پاره کنید 
بالاخره واقعیتیه که هست
استاد اگر خانمی سوار تاکسی میشدند کرایه یه نفر دیگه رو هم حساب میکردند که کسی دیگه ای سوار نشه و...
یا اگر صندلی جلو بودند و دوتا خانم عقب بازهم کرایه یه نفر دیگه رو حساب میکردند که اونا اذیت نشن...
شهید زنده ای بودند یعنی هستند
مرد بی غیرت قلبش وارونس این رو شیخ الائمه مولانا امام صادق میفرمایند
چه کار خوبی
البته منم شنیدم بعضی مذهبی ها این طوری میکنند 
من مشکلم سر کمبود بودجه بود و الّا منم همچین میکردم
:(
سه شنبه ۱۵ آبان ۹۷ , ۲۲:۴۶ آقای سر به هوا :)
کشور قم این پیچیدگی هارو داره...
وگرنه شهر ما همه چی عادیه!
XD
تو استعدادشو داری یک طنز پرداز خیلی خوب بشی
یک طنزِ با معنا و هدفمند
متاسفانه یه ایرادی که همه داریم اینه که فکر میکنیم همه عجیبن جز ما!
من تا حالا وحشیانه نپریدم کنار خانمی و به زور کیفمو کنارش جا بدم
تا حالا سعی نکردم خودمو بچسبونم و بمالم به خانم دیگه ای
برای همین این چیزها شاید شاید شاید شاید کمی برای من عجیب باشند
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan