سکوتــــــــــ

کلبۀ تنهایی کنارِ دریاچۀ بی کسی

خاطره ای که گره از خیلی سوال ها باز میکند

استاد حسن رحیم پور تعریف میکنند: زمانی که شهید بهشتی رئیس قوه قضائیه بودند آمدند به دیدار پدر ما در مشهد، پدر ما رابطه نزدیکی با ایشان داشت. پدرم به آقای بهشتی گفت: این چه وضعش است شما میدانید اصلا در این قوه قضائیه چه میگذرد؟ فلانی و فلانی که از قضا انقلابی هم بودند را به ناحق برایشان پرونده سازی کردند و به زندان انداخته اند شما چرا کاری نمیکنید؟

شهید بهشتی بر میگردد و پرده از مظلومیت انقلابی ها در همان اوایل انقلاب بر میدارد و میگوید: بله آقای رحیم پور بنده خودم مطلع هستم، تازه علاوه بر آن افرادی که شما فرمودید فلانی و فلانی هم هستند ولی چه کنم که من دستور میدهم پیگیری میکنم ولی نمیگذارند که کار بشود، مانع میشوند، کار شکنی میکنند، چندین بار دستور داده ایم ولی اجرا نکرده اند.

برگردیم به زمان حال، چند سال و چند ماه است که رهبری دستور به اقتصاد مقاومتی میدهند؟ چقدر گفتند آقا جان بیخیال خارج شوید، مشکل داخلی است به داخل تکیه کنید؟ چقدر گفتند و دستور دادند و تذکر دادند ولی با خیانت هایشان هسته ای را نابود کردند بحث موشکی را دارند از بین میبرند و الآن هم تمام تلاش شان این است که با گرانی هر چه بیشتر و تمام تر به ما بقبولانند که علت این بدبختی ها به خاطر خراب شدن برجام و قطع رابطه با خارج است! دوباره فشار بیاورند برای مذاکره و دادن امتیازات بیشتر!

این مستند فروشنده 2 را تماشا کنید متوجه شوید چه بلایی دارند سر ما می آورند...

آمریکا همین امروز 49 میلیون نفر زیر خط فقر دارد؛ باید با کوپن دولتی غذا بگیرند تا امروز را به سر کنند، مگر مصر با آمریکا ارتباط ندارد؟ مگر مصر حیاط خلوت آمریکا نیست؟ همین امروز حدود 850 هزار نفر در قبرها میخوابند، اصلا معروف شده به المقابر! 

براشون آب لوله کشی آورند توی قبرها، اونا که دیگه مرگ بر آمریکا نگفتند اونا که ضدیتی نداشتند، اقتصاد مکزیک را ببینید، تگزاس راسال ها پیش از مکزیک جدا کردند، اقتصاد شیلی را ببینید یک اقتصاد تک محصولی مثل 50 سال گذشتۀ ما دارد مس استخراج میکند کالا وارد میکند، این کشورها همه با امریکا ارتباط دارند. دلیلش چیست؟ چرا اقتصادشان ویران است؟

جواب ساده است؛ در قواعد نئولیبرالیسم یک کشور، کشور مترو پل و اصلی میشود و مابقی کشورها کشورهای پیرامونی که باید آن را تامین کنند! و میخواهند چنین بلایی هم بر سر ما بیاورند.

در سال 57 ما انقلاب سیاسی کردیم نه انقلاب اقتصادی و نه انقلاب فرهنگی و این است که فقط سیاست مان درست شد و الآن زیر یوغ سیاسی دیگران نیستیم ولی نگذاشتند فرهنگ و اقتصاد را درست کنیم. و این است که هر روز وضعیت ما بدتر میشود!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
پسری در کلبۀ تنهایی کنارِ دریاچۀ بی کسی، روزها با قایقِ تخیلش ماهی‌گیری می‌کند و شب‌ها، زیر نورِ شمعِ تفکر کتاب‌های آینه‌ای‌ را ورق می‌زند و با جوهرِ قلمش کاغذ‌های سیاه را سفید می‌کند.
او همیشه تهدیدی برای تاریکی خواهد بود، خودش، قلمش و شمعش...
Designed By Erfan Powered by Bayan