ســکــوت

لطفا سکوت را رعایت فرمایید

تحلیل مسائل سیاسی اخیر از زبان ذوالنّور (2)

یکی از شعارهایی که ما علیه مصدّق می‌دادیم این بود که می‌گفتیم: بیا ببین چه کرده، ثریا رو بوس کرده.
بنی صدر یک زمانی در دانشگاه تهران سخنرانی داشت. روی زمین چمنی که فقط اسمش زمین چمن بود و کف آن قلوه سنگی بود. ما عضو نیروهای کمیته بودیم و لباس شخصی در آن جا علیه بنی صدر شعار می‌دادیم. یکی از بچه‌ها را گرفتند و زدند و لختش کردند و بعد کارتش را به دست بنی صدر رساندند و او هم گفت که این‌ها کمیته‌ای هستند و بریزید و بیرون‌شان کنید.
جمعیت ما را هل داد و بیرون انداخت و دو تا چادری که نزدیک درِ دانشگاه، قرآن و مفاتیح و کتاب می‌فروختند آتش زدند. باران سنگ بود که روی هوا به سمت ما می‌آمد، بنی صدر که کارت کمیته را دید گفت: این چماق‌دارها رو از دانشگاه بیرون کنید.
روحانی هم در یزد می‌خواست چنین کاری کند که مردم همکاری نکردند. روحانی گفت که نگذارید عده‌ای خاص شعار بدهند و صدای شما باشند. روحانی در یزد دروغ گفت که می‌خواهد 18 میلیون خانوار را یارانه بدهد، نگفت که می‌خواهد با بنزین آتش‌تان بزند! :)
افرادی که برای هفتۀ وحدت آمده بودند می‌ترسیدند که ماشین‌شان را آتش بزنند و خودشان را بکشند. اشخاصی که قرار بود به عنوان نماینده به شهرهایشان برگردند و از جامعۀ اسلامی حرف بزنند.
روز شنبه طرح دوفوریتی و یکشنبه که در چاپ سه فوریتی شد را آماده کردیم. می‌خواستیم که دولت را مجبور کنیم که قیمت به حالت اول برگرداند. آقای حاجی دلیگانی، قاضی زاده هاشمی و امیرآبادی هم طرحی سه فوریتی در همین جهت طراحی کرده بودند. آقایان اصلاح طلب هم تصمیم گرفتند یک طرح سه فوریتی بدهند تا به اسم آن‌ها تمام شود.
در صحن غیر علنی آقای شمخانی و لاریجانی توضیحاتی دربارۀ طرح دادند که نمایندگان داد و بیداد می‌کردند و مانع شدند. حرف‌های حضرت آقا که در مجلس پخش شد، جلسه در سکوت کامل قرار گرفت. برخی گفتند ثبتش بکنیم و برخی گفتند ثبت بکنیم ولی اجرایش نکنیم، من همان جا طرح را گرفتم و پاره‌اش کردم و در سطل آشغال انداختمش حضرت آقا گفت مصوبه سران سه قوه باید اجرا شود.
چرا حضرت آقا چنین کاری کرد؟ یک. حفظ سیستم اداره کشور. دو. جداسازی مردم از صف ضد انقلاب. اشراری که آمدند و سوار بر جمعیت مردم شدند از صف مردم جدا شدند و مردم تعبدا به خانه‌هایشان رفتند و ما طی دو روز توانستیم کل قضیه را جمع کنیم.  همان روز طرح استیضاح رئیس جمهور را به جریان انداختیم که از اسفند ماه سال قبل شروع شده، تا الان ۵۲ نفر امضا کردند و نیاز به ۹۶ رأی داریم.
قبل از جریان استیضاح از رئیس جمهور، ۵ سوال کردیم که ۴ کارت زرد گرفت که برود جبران کند یا نکند؟ و البته نکرد و ما هم گفتیم باید رئیس جمهور استیضاح شود .
دنبال استیضاح آقای لاریجانی هم هستیم که البته چیزی به نام استیضاح رئیس مجلس وجود ندارد اما چیزی که ماده ۲۴ قانون مجلس می گوید این است که اگر ۲۵ نماینده به رئیس مجلس معترض باشند به کمیسیون آیین‌نامه اعتراض می‌کنند و کمیسیون نیز سه روز وقت دارد که کار گروهی تشکیل بدهد که رئیس و دبیر و سخنگو دارد و این افراد از رؤسای کمیسیون‌های تخصصی مجلس هستند که با حضور سه نفر از معترضین جلسه‌ای گرفته می‌شود.
بعد اگر توضیحات رئیس مجلس مورد قبول واقع نشد، در جلسۀ غیر علنی توضیحاتی می‌دهد که در اولین جلسه علنی رای‌گیری می‌شود که اگر رای اعتماد گرفت باقی می‌ماند و اگر نگرفت طبق آیین نامه مستعفی شناخته می‌شود و در ۴ سال آینده حق نمایندگی ندارد، ۲۵ امضا می‌خواهد که 23 نفر تلفنی امضایشان را پس گرفتند.
اعتراض ما این است که جناب آقای رئیس، وقتی در جلسات سران قوا می‌روید باید از حیث شخصیت حقوقی‌تان نظر دهید نه شخصیت حقیقی‌تان، شما نمایندۀ مجلس هستید. چرا خودتان تصمیم میگیرید؟ شما از طرف مجلس نمایندگی می‌کنید. جالب این که طرح گرانی بنزین سه بار در مجلس رد شد.
لاریجانی گفت آقا من را نصب کرده و گفتم شما بر اساس شخصیت حقوقی‌تان باید این کار را می‌کردید نه نظر شخصی خودتان.
نظر من دربارۀ طرح بنزین این بود که 3 دهک بالا را حذف کنیم و بنزین را بین دهک‌های پایین تقسیم کنیم. بعید بگوییم این مقدار بنزین سهمیۀ شماست و اگر این سهمیه را مصرف نکردید پولش را در آخر ماه به حسابتان واریز می کنیم. این طوری دیگر بازار سیاه بنزین شکل نمی‌گیرد.
ما نماینده مجلس هستیم و می‌دانیم کار کارشناسی چیست. یک نفر پیش من آمده و می‌گوید که از صبح برای کار به میدان آمده‌ام ولی کار گیرم نیامده است، حالا نه پولی برای خانه و نه پولی که با آن کرایه بدهم. ما درد مردم را می‌فهمیم یا آن آدمِ پشت کامپیوتری؟ آن شخصی که مشاوره می‌دهد کیست؟ما هستیم که مردم و مشکلات‌شان را می‌بینیم.
پرش قیمت ارز که پیش آمد مملکت از کنترل دولت خارج شد آقا بود که مملکت را نجات داد. در دولت‌های قبلی افراد اگر طرحی داشتند روز دوشنبه می‌آمدند و با رهبری مطرح می‌کردند اما حضرت آقا دربارۀ این دولت گفت هر وقت خواستید بیاید.
جلسه شورای عالی امور اقتصادی برای کمک به دولت طراحی شد که البته معروف شد به جلسۀ سران قوا.
حضرت آقا در کارهای جزئی دستگاه‌ها وارد نمی‌شود که اگر وارد شوند خود دستگاه فرافکنی می‌کند،رئیس جمهور هم این طور دائم دادن نداشتن اختیارات می‌زند. رهبر اگر بخواهد دخالت کند موارد خیلی زیادی است که برای اجرای آنها نیاز به ساز و کار دارد این ساز و کار باید آن قدر گسترده شود که خودش به اندازه یک دولت بودجه و نیرو می‌خواهد و حضرت آقا باید یک دولت دیگر تشکیل بدهد. ایشان از دستگاه‌های نظام حمایت می‌کند و می‌گوید من وظیفۀ خودم می‌دانم که حمایت کنم تا کارشان را انجام دهند.
امام خمینی گفت اگر ولی فقیه، رئیس جمهور را تنفیذ نکند او طاغوت است.
آقای رئیسی می‌گوید من را در رودربایستی قرار دادند که امضا کن و من به این کار نقد دارم.
اشراری که در این جریان بودند آموزش دیده بودند و خمیر‌هایی داشتند که به ستون بتنی می‌مالیدند و آتشش میزدند، ستون را می‌خواباند. ابزار هم داشتند و سوار موج شده بودند، ۱۴۷ نقطه در تهران و بالای ۸۰۰ نقطه در کشور درگیر بودند.
یک کلانتری حدود ۲۰۰ الی ۳۰۰ قبضه تفنگ دارد، اگر چند نفر که نزدیک می‌شوند را نکشند و اگر این سلاح‌ها دست‌شان بیفتد می‌دانید چه فاجعه‌ای می‌شود؟ کسی که با سلاح وسط خیابان است نازش نمی‌کنند. شما جلیقه زردهای فرانسه را ببینید که همینطور وسط خیابان هستند تحملشان نمی‌کنند حالا اگر بخواهند بروند به سمت مقر تسلیحاتی که پدرشان را در می‌آورند.
عربستان در این قضیه خیلی سرمایه گذاری کرده بود و به زعم خودش برای انتقام از حمله یمنی‌ها به آرامکو این برنمه‌ریزی‌ها را انجام داده بود.
در شهرک بعثت در شهید چمران سنگربندی کرده بودند و با تیربار مقابل ما می‌جنگیدند. کالبد شکافی‌ها نشان داده است که جمجمه افراد یا قلبشان از هفت متری تیر خورده است. این‌ها برای کشسته سازی و تحریک عواظف مردم چنین کاری می‌کردند.
جالب است که همان روز از تندروهای اصولگرا و هم از تندروهای اصلاح طلب نطق علیه این طرحداشتند ولی هیچکدام‌شان طرح بازگشت قیمت را امضا نکردند. داشتند کلیپ می‌ساختند برای انتخابات آتی و صندوق‌های رای.
آقا گفت تلاش کنید که یک دولت جوان انقلابی روی کار بیاید، این تنها راه حل مشکلات است.
ترکیه که هواپیمای روسیه را زد روابط تجاری آن ها به هم خورد و الان روس‌ها التماس می‌کنند که ما خلأ روسیه را پر کنیم. آقایان نمی‌خواستند که نکند خدای نکرده آمریکا ناراحت شود و الا تمام مشکلات اقتصادی حل می‌شد. کد‌های حضرت آقا را ببینید که می‌گوید تمام مشکلات ما در داخل است و هیچ مشکلی نیست مگر در داخل کشور باشد.
بیشتر مشکلات کشور سرهمین شبکه ملی اطلاعات است که در آستانه طراحی موتور جستجویش هستیم که اگر تکمیل شود طرح کامل خواهد شد. در این دولت عزم جدی وجود ندارد، شخص وزیر هم که در فضای مجازی تخریبش می‌کنند دارد کار می‌کند و اینجا تصمیم گیر نیست. گیر اصلی خود شخص رئیس‌جمهور است. مشکل اصلی آقای روحانی است.
زمان مجلس تا ۸ خرداد سال ۹۹ است اما نماینده اصلا نیست و نگران صندوق است و برای انتخابات در مجلس حاضر نمی‌شود این که چرا نماینده‌ها طرح استیضاح را امضا نمی‌کنند، به این خاطر است که می‌ترسند دولت تحریم‌شان بکند و در انتخابات دچار مشکل شوند.
الان من که رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هستم، در کل 20 نفر هستیم. باید دو سوم نمایندگان باشند تا رأی‌گیری انجام شود . ۱۵ نفر باشند نمی‌شود باید حداقل ۱۶ نفر باشیم که بخواهیم رأی‌گیری کنیم تا چیزی تصویب شود.
از اصلاح طلب‌ها هم که فهمیدند من رئیس کمیسیون شدم تعمدا در جلسه شرکت نمی‌کنند.
اگر نمایندۀ مجلس خداترس باشد امور مملکت را سرسری نمی‌گیرد. اگر برای خدا آمده باشد که ۴ سال کار کند به خاطر ۴ سال نسیه نباید این چند ماه بیکار باشد. نماینده‌هایی داریم که خدا را شکر می‌کنیم دو ماه در مجلس آمده‌اند. طبق قانون هیأت رئیسه باید این افراد را حذف کند اما نمی‌کند.
مشکل ما این است که رأس و لیدری نداریم ولی اصلاح طلب‌ها دارند. به طور مثال وقتی که داشتیم آقای آخوندی را استیضاح می‌کردیم آخر صحبت‌های آخوندی بود  که یک دفعه اصلاح طلب‌هایی که خودشان موافق استیضاح آخوندی بودند در بین صندلی‌ها می‌دویدند و می گفتند چهار چهار. 4 در مجلس به معنای موافق است و دو به معنای مخالف، قضیه چه بود؟ این بود که آقای خاتمی یک پیامک نیم خطی به عارف داده بود با این محتوا: می‌دانید دارید چه می‌کنید؟ شما دارید رئیس ستاد انتخاباتی آقای میرحسین موسوی را می‌زنید. این است که اصلاح طلبان رهبر با نفوذی بین خودشان دارند اما بین ما اینطور نیست.
CFT و خیلی موارد قرار نبود که تصویب شود، ما می‌خواستیم که آبستراکسیون کنیم و مجلس را ترک کنیم که نگذاریم رای به عدد مشخصی برسد. ۱۷ و ۱۸ نفر بودیم که خواستیم از مجلس خارج شویم، می‌دانید که برای وارد شدن در مجلس باید انگشت بزنیم تا گیت شیشه‌ای باز شود اما آن را از کار انداختند و این وسط گیر کردیم. CFT تصویب شد در حالی که ما بین گیت شیشه‌ای گیر کرده بودیم و نمی‌توانستیم خارج شویم و حتی بچه‌ها برگردند و رأی منفی بدهند. ما الان با دغل بازی این‌ها یعنی رئیس مجلس چه کنیم؟
خروار خروار مشکلات اخلاقی نمایندگان و خانواده‌هایشان را برای ما می‌آورند که نمی شود آن‌ها را بیان کرد، طرح دو فوریتی برای شفافیت آماده کردیم که ۱۷۱ نفر امضا زدند و توجیه شدند اما وقت رای دادند با هزار بدبختی ۶۰ نفر بیشتر  رأی ندادند.
شهید میثمی نماینده امام خمینی(ره) در قرارگاه خاتم بود، به نظر من چندین جلسه برای تبیین شخصیت این بزرگوار لازم است من در منطقه سوار تویوتای کولر دار بودم که دیدم شهید میثمی با خانواده اش و بار و وسایل کنار جاده خاکی ایستاده بود.
ایستادم و به شهید میثمی گفتم که سوار شود، اما هرچه اصرار کردم قبول نکرد و گفت این مردم ۲ نوع آتش روی سرشان است یکی آتش گرمای خوزستان است و دیگری آتش خمپاره و بمب است که روی سرشان می‌ریزد، اگر این مردم ببینند که امثال ما سوار تویوتای کولردار هستیم نمک به زخم مردم می‌زنیم، با خانواده در آفتاب می‌مانیم تا یک تاکسی گیر بیاید.
اصرار که کردم فقط ساک‌ها را داد و رفتم و در راه آهن گذاشتم‌شان.
شهید میثمی می‌گفت وقتی مجلس شهدا میروم، حالم از خودم بهم می‌خورد که دایم می‌گوییم شهدا این طور هستند شهیدان آن طور هستند.اما خودمان هیچی.
ایشان خیلی دوست داشتند در شب شهادت حضرت زهرا(س) شهید شوند. در شهادت شهید کلهر ایشان خیلی منقلب شدند و آخرش هم مثل خود شهید کلهر ترکشی به پیشانی‌اش خورد و تا شب شهادت حضرت زهرا در کما ماند و بعد در آن شب شهید شد.
پی‌نوشت: اگر کفر نبود می‌گفتم خدا بیامرزد پدر خدا را که ما را با تایپ صوتی گوگل آشنا کرد.
یعنی باید چکار کنیم اینا دست از مکیدن خون ملت بردارن؟ واقعا باید چکار کرد؟
باید صبر کنیم زالو این قدر بمکه تا این که بی حال بشه و بیفته
اون موقع میریم پای صندوق های رأی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
از خاکسترها بریدیم
و در هوا پخش شدیم و بالا آمدیم

از خون‌ها نیرو گرفتیم
و رنگ خود را بر آسمان زدیم

پرنده‌ شدیم و بالاتر از هواپیما‌ها اوج گرفتیم
برعکس حرکت کردیم
و در اقلیت ماندیم

قلبی تپنده که از عالَم منفصل گشته
و بعد
تپیدیم
و تپیدیم
و تپیدیم

به آخر قصه رسیدیم
و فقط خون بود
و خون بود
و خون

------------------------------------

کلمات و رنگ‌های وبلاگ ظاهر نیستند، باطن نویسنده هستند که نمایشگاه آنلاینی را به نمایش گذاشته‌اند.
اولش که طلبه نبودم به رنگ پوچی و تنهایی و شک، تابلوی مجازی‌ام را ساختم
تابلویی که آینۀ تمام قد من بود.

افسرده بودم و حیران
خاکسترهای باقی مانده از وجودِ دردمندی بودم که گوشه‌ای افتاده بود

مُرده‌ای که صورتش مات و رنگ پریده بود
با یافتن معنایی به اسم خُدا
هویت گرفت

به پشتوانۀ خون‌هایی 1400 ساله به آسمان آمد
آسمان در این جا هم انفصال است هم علوّ و هم بصیرتی بر جامعه

پرنده شُدیم، پرنده‌ای به دور از فلزات زنگ زدۀ ماشینی
خلاف جمعیت دنیا حرکت کردیم

طوری که وقتی همه فرار می‌کردند
ما رو آوردیم

و وقتی همه سرشان در گوشی بود
ما با انگشتمان خورشید را نشان داده فریاد می‌زدیم

سرخی یعنی خون، یعنی عشق، یعنی احساس
سرخی یعنی یک دنیا خاطره از وبلاگ قبلی که در آتش افسردگی خاکستر شد و حالا مثل قلبی می‌تپد
وبلاگی که با «بی نام و نشون» بودنش
اخلاص را به همراه آورده بود

قبل‌ترها که دربارۀ کرم‌های شب تاب نوشتم
گفتم پول که به میان بیاید فساد هم می‌آید
اما باید کمی عقب‌تر بیایم
اسم‌ها که به میان بیایند
همه چیز از بین می‌رود
اصلا چیزی نمی‌ماند که درگیر فساد شود

این منم که با زبان 0 و 1 می‌خوانیدش
نه کلمه بخوانید
و نه رنگی ببینید
کمی دقیق‌تر خیره شوید

انسانی را ببینید که در هزارتوی کلمات سیاه
دنبال لبخند آخرین گل سرخ می‌گردد
Designed By Erfan Powered by Bayan